ترفندها و آموزش ها - روش ها و تکنیک های کاربردی


جستجو



 



1-3-جداسازی گلوتن مرطوب.. 9

1-3-1-روش مارتین   10

1-3-2-روش خمیرابه  10

1-3-3- فار – مارکو  10

1-3-4-روش پیلزبری   11

1-3-5-فرآیند هیدروسیلکون   11

1-3-6-روش قلیایی   11

1-4- فاکتورهای مؤثر در جداسازی نشاسته و گلوتن.. 12

1-4-1-آرد  12

1-4-2-آب    13

1-4-3-زمان و سرعت هم زدن   14

1-4-4-فاکتورهای پیش رونده واکنش     14

1-5- خشک کردن گلوتن مرطوب.. 18

1-5-1- خشک کردن از طریق اسپری نمودن   18

1-5-2-خشک کردن تصعیدی   18

1-5-3- خشک کردن سریع  18

 
1-6-کاربرد و مصارف گلوتن.. 19

 
 
1-6-1- صنایع آرد و نانوایی   19

1-6-2-صنایع گوشت    19

1-6-3-پیتزا و فرآوردههای مشابه پنیر  19

1-6-4- فرآورده اکسترود شده غلات صبحانه ای و تنقلات    19

1-6-5- پوشش دهنده  19

1-2-6- فیلم و پوشش     19

1-7- شستشو و جدا شدن شیرابه نشاسته از گلوتن.. 20

فصل دوم: مواد و روش‌ها 22

2-1- دستگاهها و مواد مورد استفاده. 22

2-1-1- دستگاههای مورد استفاده  22

2-1-2-مواد مصرفی   22

2-2- آنالیز شیمیایی.. 23

2-2-1- اندازه گیری رطوبت آرد  23

2-2-2- اندازه گیری میزان پروتئین   23

2-4- اندازه گیری گلوتن مرطوب حاصل از تیمارهای مختلف… 25

2-5- اندازه گیری خصوصیات رئولوژیکی گلوتن.. 25

2-6-شاخص گلوتن.. 26

2-7- اندازه گیری مقدار گروههای سولفیدریل.. 26

2-8 – الکتروفورز پروتئین.. 27

فصل سوم: نتایج و بحث… 32

3-1- نتایج آنالیز شیمیایی نمونه آرد. 32

3-1-1- میزان رطوبت و پروتئین.. 32

3-1-2-توزیع اندازه ذرات آرد  32

3-2 تأثیر پارامترهای فرآیند بر بازدهی گلوتن.. 33

3-3-تأثیر تیمارهای آنزیمی و شیمیایی بر بازدهی گلوتن.. 34

3-3-1-آنزیم گلوکز اکسیداز  34

 
3-3-2- آنزیم ترانس گلوتامیناز  36

 
3-3-3- آنزیم زایلاناز  37

3-3-4- اسیدآسکوربیک      38

3-3-5- ترکیب آنزیم و اسیدآسکوربیک      39

3-4-تاثیر تیمارهای آنزیمی و شیمیایی بر خصوصیات رئولوژیکی خمیر. 40

3-4-1-آنزیم گلوکزاکسیداز  40

3-4-2- آنزیم ترانس گلوتامیناز  41

3-4-3- آنزیم زایلاناز  42

  برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

3-4-4- اسید اسکوربیک      43

3-4-5- ترکیب آنزیم و اسیدآسکوربیک      44

3-5- تأثیر تیمارهای آنزیمی بر شاخص گلوتن.. 45

3-5-1-آنزیم گلوکز اکسیداز  45

3-5-2- ترانس گلوتامیناز  45

3-5-3- آنزیم زایلاناز  46

3-5-4- اسید آسکوربیک      50

3-5-5- ترکیب آنزیم و اسید آسکوربیک      50

3-6-تاًثیر تیمارهای آنزیمی و شیمیایی بر درصد جذب آب گلوتن مرطوب جدا شده. 51

3-6-1-آنزیم گلوکز اکسیداز  51

3-6-2-آنزیم ترانس گلوتامیناز  51

3-6-3-آنزیم زایلاناز  52

3-6-4-اسید آسکوربیک      53

3-6-5- ترکیب آنزیم و اسید آسکوربیک      53

3-7-تاًثیر تیمارهای آنزیمی و شیمیایی بر گروههای سولفیدریل.. 54

3-7-1-آنزیم گلوکز اکسیداز  54

3-7-2-آنزیم ترانس گلوتامیناز  55

3-7-3-آنزیم زایلاناز  56

3-7-4-اسید آسکوربیک      57

 
3-7-5-ترکیب آنزیم و اسید آسکوربیک      57

 
 
3-8- بررسی الگوهای الکتروفورزی.. 58

3-8-1-گلوکز اکسیداز  59

3-8-2-ترانس گلوتامیناز  60

3-8-3-زایلاناز  60

3-8-4- اسید آسکوربیک      60

3-8-5-اثر ترکیب آنزیم   61

فصل چهارم: نتیجه‌گیری و پیشنهادات… 64

4-1- نتیجه گیری.. 64

4-2- پیشنهادات.. 66

منابع. 66

چکیده

جداسازی گلوتن و نشاسته از آرد گندم از فرایند های مهم در صنعت غذاست. گلوتن حاصل از این فرایند در صنایع گوشت، نانوایی و فرآورده­های لبنی کاربرد دارد. آرد گندم حدود 12 درصد پروتئین دارد که به دو بخش غیر گلوتنی محلول در آب شامل آلبومین و گلوبولین و گلوتنی نامحلول در آب تقسیم می شود. پروتئین­های گلوتنی پروتئین ذخیره ای اصلی در گندم می­باشد که با اختلاط آب و آرد و ایجاد پیوند­های کووالانسی و غیر کووالانسی تشکیل شبکه ویسکوالاستیک گلوتن را می­دهند. امروزه از محلول رقیق نمک جهت جداسازی نشاسته و گلوتن استفاده می شود که اثرات سوئی بر ایجاد خوردگی در تجهیزات و آلودگی فاضلاب کارخانجات دارد و استفاده از جایگزین مناسب نمک جهت جداسازی مطلوب، مهم به نظر می­رسد. در این مطالعه پس از تعیین خصوصیات فیزیکی مناسب جهت جداسازی و تعیین تیمار بهینه، آنزیم­های گلوکزاکسیداز، ترانس گلوتامیناز و زایلاناز به همراه اسید آسکوربیک جهت جداسازی گلوتن و نشاسته از آرد گندم و افزایش راندمان آن مورد استفاده قرار گرفتند. پس از اندازه گیری وزنی گلوتن مرطوب،  خصوصیات رئولوژیکی گلوتن جدا شده و شاخص گلوتن بررسی شد. در ادامه گلوتن مرطوب خشک شده و درصد پروتئین ، گروه­های سولفیدریل و درصد جذب آب آن اندازه‌گیری شده و مورد ارزیابی قرار گرفت. در نهایت پروفیل الکتروفورز گلوتن­های جدا شده در تیمارهای مختلف بررسی شد. نتایج نشان داد استفاده از محلول اسید آسکوربیک به عنوان محلول اکسید کننده سبب تشکیل پیوندهای دی سولفید و کاهش گروه­های تیول شده و با تجمع بهتر گلوتن سبب افزایش شاخص گلوتن و وزن مرطوب آن گردید. اسید آسکوربیک با تشکیل ساختاری قوی سبب افزایش مقاومت به کشش و کاهش کشش پذیری گلوتن شد. در غلظت­های متفاوت آنزیم ترانس گلوتامیناز و گلوکزاکسیداز نتایج متفاوتی در خصوصیات گلوتن مشاهده شد. آنزیم زایلاناز نیز از طریق تجزیه آرابینوگزایلان سبب افزایش جداسازی گلوتن از نشاسته، کشش پذیری، مقادیر گروه­های تیول، شاخص گلوتن و کاهش جذب آب گلوتن مرطوب شد.

کلمات کلیدی: گلوتن، گلوکزاکسیداز، ترانس گلوتامیناز ، زایلاناز ، خصوصیات رئولوژیکی، پروفیل الکتروفورز

فصل اول

مقدمه و بررسی منابع

1-1- مقدمه

غلات در میان تمامی انواع مواد غذایی بشر بعنوان قوت غالب[1]  مطرح می­باشند. در کشورهای صنعتی بالغ بر 50 درصد کربوهیدرات، 3/1 درصد پروتئین و 50 تا 60 درصد ویتامین­های گروه B از طریق مصرف نان تأمین می­شوند. هر چند در کشورهای در حال توسعه این نسبت ها بیشتر می باشد و در بعضی موارد 85-75 درصد کالری و پروتئین مردم در این کشورها را نان تأمین می نماید]1و2[.

غلات میوه­های علفی زراعی از خانواده تک لپه ای گرامینه[2] هستند. غلات عمده شامل گندم، جو، یولاف، چاودار، برنج، ذرت، سورگوم و ارزن می باشند. بطورکلی به رنگ های قهوه­ای، طلایی کهربایی و سفید مشاهده می­گردند]4[.

1-1-1- گندم

نام علمی گندم، تریتیکوم است که بزرگترین محصول غله­ای جهان می­باشد و جزء اصلی وعده غذایی بسیاری از مردم در مناطق مختلف جهان به شمار می­رود ]4[. میزان تولید آن در جهان در سال 2001، 600 میلیون تن رسیده است]10[. بطورکلی 67 درصد گندم تولیدی جهان جهت تغذیه انسان، 20 درصد آن جهت تغذیه دام و طیور، 7 درصد آن بعنوان بذر و تنها 6 درصد آن برای تولید محصولات صنعتی استفاده می­شود]27[.

1-1-2-ترکیبات  گندم

 1-1-2-1-کربوهیدرات

      بیشترین ترکیب در گندم را نشاسته شامل می­شود که اکثراً در قسمت آندوسپرم قرار دارد. نشاسته گندم شامل پلیمرهای گلوکز، آمیلوز و آمیلوپکتین می­باشد. آمیلوز پلیمر خطی است و از واحدهای گلوکز که توسط پیوند (4-1) α به هم متصل شده­اند، تشکیل شده است. در مقابل آمیلوپکتین منشعب تر است و علاوه بر پیوند (4-1) α در ناحیه شاخه پیوند (6-1) α نیز داراست. آمیلوز و آمیلوپکتین به ترتیب 28 تا 25 درصد و 75 تا 72 درصد نشاسته گندم را شامل می­شوند]2و3[.

گرانول­های نشاسته گندم به دو دسته بزرگ با میانگین قطر 20 میکرومتر و کوچک با میانگین قطر 5 میکرومتر تقسیم می­شوند. علاوه بر نشاسته، گندم شامل پلی ساکاریدهای دیگری نیز هست که بعنوان پلی ساکاریدهای غیرنشاسته ای [3] شناخته می شوند و در دیواره سلول­های آندوسپرم و پوسته قرار دارند که شامل ترکیباتی از قبیل آرابینوگزایلان[4] و سلولز می­باشند. آرابینوگزایلان حدود 5/1 تا 5/2 درصد آرد را تشکیل می­دهد که درصد جذب آب بالایی دارند. آرابینوگزایلان به دو دسته قابل استخراج با آب (5/0 درصد آرد) و غیرقابل استخراج با آب (5/1 درصد آرد) تقسیم می­شوند که با افزایش درصد استخراج آرد از گندم مقدار آرابینوگزایلان وپنتوزان[5] بیشتری وارد آرد می­شود]4[.

1-1-2-2- پروتئین

از نظر ساختمانی پروتئین­ها، پلیمرهای طبیعی هستند که در تمام موجودات زنده یافت می­شوند و از اسیدهای آمینه که با پیوندهای پپتیدی به یکدیگر متصل شده اند، بوجود می­آیند. تمامی اسیدهای آمینه دارای گروه­های اسیدی و آمینی هستند که تفاوتشان در گروه جانبی می­باشد. ساختمان تمامی پروتئین­ها از جهتی به یکدیگر شبیه است. نخستین عامل تفاوت بین پروتئین­ها نحوه قرار گرفتن اسیدهای آمینه یا ساختمان اول آنها می­باشد. برای مشخص شدن تفاوت­های بیشتر باید به ساختمان های دوم و سوم پروتئین مراجعه نمود. اسکلت یک پروتئین تا حدودی قابل انعطاف است و می­تواند به صورت پیچ خورده در آید. گروه­های سولفیدریل در اسید آمینه سیستئین[6] از جمله گروه­های فعال می­باشند و می­توانند با دیگر گروه­های سولفیدی موجود بر روی اسید آمینه سیستئین واکنش داده و تشکیل باند دی سولفیدی دهند. در ارتباط با ساختمان چهارم پروتئین­ها انواع پیوندها را می­توان مشاهده کرد که برخی ضعیف و برخی قوی می­باشند. از جمله این پیوندها، پیوند یونی و پیوند هیدروژنی را می­توان نام برد. از دیگر انواع پیوند، پیوند هیدروفوبیک را باید نام برد که با این پیوند دوزنجیره جانبی هیدروفوب بواسطه نیروی واندروالس به یکدیگر متصل می­شوند]2،9و13[.

 پروتئین غلات به چهار دسته تقسیم می شوند:

آلبومین[7]: که در آب محلول هستند و تحت تأثیر حرارت منعقد می­شوند. سفیده تخم مرغ یک نمونه بارز آن است.

گلوبولین[8]: در آب خالص نامحلول اما در محلول رقیق نمکی محلول می­باشد. در صورتی که غلظت نمک در محلول بسیار زیاد باشد، گلوبولین در محلول نمکی نامحلول خواهد بود.

پرولامین[9]: در الکل اتیلیک 70 درصد محلول می­باشد.

گلوتنین[10]: این دسته در اسید و باز دقیق محلول­اند.

اکثر پروتئین­هایی که از نظر فیزیولوژیک فعال محسوب می­شوند از دسته آلبومین­ها و گلوبولین­ها به شمار می­آیند. در غلات این دو دسته از نظر تغذیه ای توازن مناسب­تری از نظر اسیدهای آمینه دارا‌هستند. آن­ها حاوی میزان بالایی لیزین[11]، تریپتوفان[12] و متیونین[13] می­باشند که در غلات نسبتاً کم مقدار هستند. پرولامین [14] و گلوتلین پروتئین­های ذخیره­ای غلات هستند که در هنگام جوانه زنی مورد استفاده قرار می­گیرند.

در صورتی که مقدار پروتئین گندم کم باشد، آلبومین و گلوبولین درصد قابل توجهی از کل پروتئین را تشکیل می­دهند و اگر مقدار پروتئین گندم درصد بالایی باشد، این دو جزء درصد کمی از کل پروتئین را به خود اختصاص خواهند داد. در واقع گندم کم پروتئین در مقایسه با انواع با پروتئین بالا، دارای گلیادین و گلوتنین کمتری هستند. مقدار پروتئین گندم متغیر است و تحت تأثیر عواملی هم چون عوامل ژنتیکی، عوامل محیطی از قبیل ازت موجود در خاک، خشکسالی یا سرمازدگی قرار می­گیرد.

در میان انواع آرد حاصل از غلات تنها آرد گندم است که توانایی تشکیل خمیر چسبنده و قوی که گاز را در خود نگه می دارد و تولید محصولات سبک و متخلخل می نماید را داراست. خاصیت نانوائی آرد گندم بدلیل پروتئین آن و بصورت دقیق‌تر گلوتن[15] آن می باشد. این پروتئین­ها از دسته پروتئین­های ذخیره­ای بوده و بدلیل عدم حلالیت در آب براحتی می توان آن را از سایر اجزا جدا نمود. گلوتن از دو گروه عمده گلیادین[16] و گلوتنین (که به ترتیب از نوع پرولامین و گلوتلین هستند) تشکیل شده است. این دو گروه را می توان براحتی با حل نمودن گلوتن در اسید رقیق و افزودن الکل اتیلیک به منظور تهیه محلول 70 درصد الکل و درنهایت خنثی سازی اسید با باز از یکدیگر جدا نمود. بعد از گذشت مدت زمان مناسب در دمای 4 درجه سانتیگراد گلوتنین رسوب نموده و گلیادین در محلول باقی می­ماند. گلیادین دارای وزن ملکولی بالائی بوده و عامل قوام و چسبندگی خمیر است که به هنگام مرطوب شدن شدیداً سفت و چسبناک می شود. این در حالی است که گلوتنین از دسته پروتئین­های هتروژن است، از نظر خصوصیات فیزیکی چسبنده نبوده ولی دارای خاصیت ارتجاعی می­باشد و به خمیر خاصیت مقاومت در مقابل کشش  و انبساط را می­دهد. گلوتن حاوی 35 درصد گلوتامیک اسید به فرم آمیدی یعنی گلوتامین و 14 درصد پرولین می باشد] 4،2و39[.

1-1-2-3- لیپید

لیپیدآرد گندم به دو دسته­ی لیپید آزاد و لیپید باند شده تقسیم می شود که هر دو دسته شامل ترکیبات قطبی و غیرقطبی می باشند. ترکیبات قطبی شامل گلیکولیپید و فسفولیپید هستند و تری گلیسریدها ترکیبات اصلی لیپیدهای غیرقطبی را شامل می شود]11و34[.

1-2-گلوتن

گلوتن دسته بزرگی از پروتئین­های ذخیره­ای گندم را تشکیل می دهد که از لحاظ تولید و مصرف در جهان پس از پروتئین سویا، دومین پروتئین گیاهی مهم به شمار می­رود. جهت کیفیت مناسب نان باید بین ویسکوزیته و الاستیسیته گلوتن تعادل مناسب برقرار باشد. گلوتنی که به میزان مناسب الاستیک نیست، موجب کم شدن حجم قرص نان می­شود. از طرفی وقتی الاستیسیته زیاد باشد از انبساط سلول های گازی خمیر جلوگیری کرده و حجم قرص پایین خواهد بود. خواص الاستیسیته خمیر به پلیمرهای گلوتنین نسبت داده شده است در صورتی که گلیادین عامل ویسکوز کردن خمیر می باشد]31و 51[.

بدلیل خصوصیات منحصر به فرد گلوتن در آرد گندم، از خمیر آرد گندم در تهیه محصولات غذایی به خصوص محصولات نانوایی استفاده فراوان می­شود. گلوتن گندم خاصیت تشکیل یک توده ویسکوالاستیک را دارد که تعادلی بین قابلیت کشش پذیری[17] و ارتجاع پذیری[18]  می­باشد.

در حین مخلوط کردن آب و آرد، گلوتن تشکیل یک شبکه ویسکوالاستیک و چسبنده را می­دهد که توانایی نگه داری گاز تولید شده در حین تخمیر را داراست و ساختار حجیم نان بعد از پخت را باعث می­شود. بنابراین کیفیت محصول تولید شده تحت تأثیر مقدار و کیفیت پروتئین آرد می­باشد به طوری که خمیر با خصوصیت الاستیک بالا برای تهیه نان و خمیر با خصوصیات ارتجاع پذیری بالا برای تهیه کیک و شیرینی بکار می­رود ]45 و51[.

1-2-1- ساختمان گلوتن

محققین معتقدند که گلوتن از اجزای زیادی تشکیل شده است. بین گلوتن و جذب آب آرد رابطه مستقیمی برقرار است به صورتی که هر چه میزان گلوتن بالاتر باشد جذب آب آرد نیز بالاتر خواهد بود. گلوتن 2 تا 3 برابر وزن خود آب جذب می کند و نقش مهمی در جذب آب آرد ایفا می کند]10[.

محققین معتقدند که گلوتن از اجزای زیادی تشکیل شده است بصورتی که طیف وزن ملکولی آن بین 000/30 تا 10 میلیون دالتون می باشد. گلوتن حاوی گلوتامین و پرولین فراوان است و در ساختار خود 2% سیستئین دارد که نقش مهمی در تشکیل شبکه و خصوصیات عملکردی ایفا می­کند] 44و58[.

1-2-1-1-گلیادین

گلیادین پروتئین تک زنجیر، دارای بار مثبت، pH حدود 5/6، محلول در الکل 60% و حاوی مقدار زیادی اسید گلوتامیک، پرولین و آسپارژین می­باشد]3و58[. گلیادین در واقع حلال گلوتنین است و گلوتنین در گلیادین پراکنده می­باشد. گلیادین براساس تحرک اجزاء در ژل الکتروفورز[19] و در pH اسیدی به 4 دسته α ، β، δ و ω تقسیم می شود که α بیشترین تحرک و ω کمترین تحرک را بین اجزاء داراست. هم چنین توسط RP-HPLC گلیادین به بیش از صد جزء تقسیم بندی می شود. اجزای گلیادین براساس وزن ملکولی و آمینواسید به 4 دسته α/β ، δ ، ω102 وω5  تقسیم بندی می شوند که تفاوت این گروه ها در نوع آمینواسید می باشد. ωگلیادین دارای مقدار  بالای گلوتامین، پرولین و فنیل آلانین است و فاقد سیستئین می­باشد. زیر واحد‌های β/α و δ گلیادین از نظر وزنی ملکولی تقریباً یکسان هستند و مقدار گلوتامین و پرولین آن­ها خیلی کمتر از ωگلیادین می‌باشد. در قسمت انتهایی کربوکسیل ساختار β/α گلیادین شش آمینواسید سیستئین وجود دارد که می­توانند سه پیوند دی سولفید تشکیل دهند و در قسمت انتهایی کربوکسیل δ گلیادین هشت اسید‌آمینه سیستئین وجود دارد که توانایی تشکیل چهار پیوند دی سولفید را دارند. هم چنین با توجه به کم بودن آمینواسید تیروزین[20] در ساختارگلیادین، این پروتئین به تنهایی تأثیری در قوام خمیر ندارد و در صورت تنش، کش می آید. در برخی از زیرواحدهای گلیادین تعداد آمینواسیدهای گوگردی فرد است. علت این امر جهش نقطه ای می­باشد. این آمینو اسیدها با یکدیگر و یا با آمینواسید سیستئین گلوتنین اتصال می یابند]18و 58[.

1-2-1-2-گلوتنین

این جزء از گلوتن دارای وزن ملکولی 000/500 تا 10 میلیون دالتون و مقادیر بالای اسید آمینه آرژنین، پرولین و اسید گلوتامیک است. نوع غالب در این جز گلوتنین با وزن ملکولی پایین[21] می باشد که از نظر وزنی و ترکیب آمینواسید به زیرواحدهای β/α و δ گلیادین شبیه است. این جزء شامل دو قسمت مختلف است. قسمت انتهایی آمین که غنی از اسید آمینه­های گلوتامین و پرولین است و قسمت انتهایی کربوکسیل که دارای هشت اسید آمینه سیستئین می باشد و توانایی ایجاد پیوند دی­سولفید با اسید آمینه های گوگردی β/α و δ گلیادین را داراست و در تشکیل پیوند ترکیب حاصل گلیادین با وزن ملکولی بالا [22] نام گذاری می­شود. زیر واحد گلوتنین با وزن ملکولی بالا به دو دسته کلی نوع X و نوع Y  تقسیم بندی می­شود. این دسته حاوی اسید آمینه­های گوگردی فراوان که عمده ی آن در قسمت های انتهایی کربوکسیل و آمید قرار دارد. در صورت احیا شدن پیوندهای دی­سولفید گلوتنین، این جزء هم چون گلیادین در الکل محلول می­شود]12و30[. ساختار پروتئین به گونه ای است که درصدی از اسید آمینه های هیدروفیل در سطح گلوتن می­باشد و سبب هیدراته شدن گلوتن می­شود و قسمت عمده در عمق شبکه قرار دارند و با  توجه به حضور تعداد زیاد اسید آ مینه­های هیدروفوب در سطح گلوتن ساختار گلوتن نامحلول بوده و تمایل به تجمع یافتن در محیط آبی دارند. جهت تشکیل ساختار گلوتن ذرات گلوتن به دو شکل تجمع می­یابند، ابتدا ذرات تحت تأثیر نیروی کلوئیدی به طرف یکدیگر حرکت می کنند. در این وضعیت فاصله­ی بین ذرات 10 تا 100 نانومتر است. زمانی که فاصله­ی ذرات کمتر از 10 نانومتر شد واکنشی از نوع هیدروفیل و کووالانس بین ذرات رخ می­دهد. در واقع نیروی کلوئیدی سبب می­شود که ذرات به هم نزدیک شده و این امکان فراهم شود که اتصالات و پیوندهای دیگر برقرار شود. باید توجه شود که این دو مرحله بصورت هم­زمان رخ می­دهد و تفکیکی بین مراحل وجود ندارد]4و34[.

1-2-2- انواع پیوندهای شیمیایی مؤثر در تشکیل گلوتن و خمیر

1-2-2-1-پیوند کووالانس[23]:

 جهت شکستن این پیوند انرژی زیادی مورد نیاز است. پیوند موجود در سیستئین از نوع پیوند دی­سولفیدی است که موجب اتصال بخشی از زنجیره­های پلی پپتیدی همسان و غیرهمسان شده و در نتیجه قوام خمیر افزایش می­یابد]29[. پیوند دی­سولفید تحت تاثیر حضور آمینو اسیدهایی از قبیل سیستئین و میتونین می­باشد. اما نوع دیگری از پیوند کووالانس وجود داردکه پیوند بین دو اسید آمینه تیروزین از دو رشته پلی پپتید و یا دو اسید آمینه تیروزین از یک رشته پلی پپتید تشکیل می­شود. هم چنین اتصال کووالانس بین اسید آمینه تیروزین و گروه فرولیک اسید پنتوزان­ها  دسته­ای دیگر از اتصالات کووالانسی است]49[. انجام واکنش­های هیدروفوب اولین قدم جهت تشکیل پیوند دی­سولفید می­باشد به این ترتیب که بخش­های هیدروفوب گلوتنین و گلیادین واکنش داده سبب نزدیک شدن اجزاء به هم می­شود و امکان تشکیل پیوند دی­سولفید مهیا می­شود. انرژی لازم برای تجزیه این دسته پیوندها بسیار بالاست که جهت این عمل و تضعیف خمیرهای بسیار قوی می توان از ترکیبات احیا کننده یا هم زدن شدید خمیر همراه با حرارت دهی استفاده کرد]4و31[.

1-2-2-2-پیوند یونی[24] : با افزودن مقدار مناسب نمک سدیم کلرید (محلول 02/0) قوام خمیر افزایش و کشش آن کاهش می­یابد]50[. در اطراف هر ذره یک لایه الکترونی وجود دارد که از نزدیک شدن ذرات به هم ممانعت می­کند و نقش نمک قرارگیری بین ذرات هم نام و کاهش نیروی دافعه ی الکترواستاتیک با کوچک کردن لایه الکترونی می­باشد که نتیجه آن افزایش در تجمع گلوتن است. هم­چنین با کاهش اندازه ذرات آرد نیروی دافعه الکترو استاتیک بیشتر می­شود و تجمع گلوتن کاهش می­یابد.

نمک بر گلوتن آرد حاوی پروتئین کم مؤثرتر می­باشد و سبب تشکیل پیوندهای غیرکووالانسی در شبکه و ساختار ورقه­یβ [25] می­شود. البته استفاده از نمک سبب خوردگی در تجهیزات استیل کارخانجات خواهد شد]14و50[.

1-2-2-3-پیوند هیدروژنی : پیوند هیدروژنی بین اتم هیدروژن یک ملکول با اتم ازت یا اکسیژن ملکول دیگر ایجاد می­گردد و نقش مهمی را در خواص گلوتن به عهده دارد، در واقع پیوندی هیدروژنی بدلیل نزدیک شدن هیدروژن گروه های کربوکسیل، آمید و هیدروکسیل بوجود می­آیند. افزودن آب سنگین به خمیر سبب افزایش پیوند هیدروژنی در شبکه گلوتن شده و قوام خمیر را افزایش می­دهد. از طرف دیگر  هم زدن بیش از حد خمیر و یا افزودن اوره به آن در جهت تضعیف شبکه عمل کرده و سبب شکسته شدن پیوند هیدروژنی و کاهش قوام خمیر می­شود. لیزین اسید آمینه محدود کننده در گندم است که حضورش در ساختار گلوتن تأثیر منفی بر ایجاد پیوند هیدروژنی و در نتیجه تشکیل شبکه خواهد شد]3و 59[.

1-2-2-4- پیوند هیدروفوب[26]: این پیوند سبب جذب شاخه­های غیرقطبی در آمینواسیدهایی مثل لوسین و فنیل آلانین به یکدیگر شده و می­تواند در فرم پذیری، پلاستیسیته و نیز مقاومت به کشش خمیر نقش مهمی ایفا کند. در واقع این پیوند یک پدیده ترمودینامیکی است و ناشی از جذب پروتون نمی باشد. هم چنین افزایش دما (تا حدی که موجب شکستن پیوندهای دیگر نشود) سبب افزایش قوام خمیر شده که علت آن تقویت پیوندهای هیدروفوب است]2و 10[.

1-2-3-انواع گلوتن

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1398-07-06] [ 01:19:00 ب.ظ ]




1-3- مشکلات حل مسائل پراکندگی معکوس 3
1-4- کاربردهای پراکندگی و پراکندگی معکوس 4
1-5- روش های کلی حل مسائل معکوس 4
1-5-1-   روش های بازسازی کیفی 4
1-5-2-   روش های بازسازی کمی 5
فصل 2-  روش های کمی و کیفی پراکندگی معکوس 7
2-1- فرم کلی یک مسئله پراکندگی معکوس 7
2-2- روش های پراکندگی معکوس 9
2-2-1-   تقریب برن.. 9
2-2-2-   روش تکرار برن 10
2-2-3-   روش بهینه سازی 10
2-2-4-   روش نمونه برداری خطی 11
2-2-5-   روش تنظیم سطح 11
2-2-6-   سایر روشها. 12
فصل 3-  تئوری روش تنظیم سطح و پیاده سازی آن جهت شناسایی موقعیت و شکل اجسام فلزی دوبعدی برای مد انتشاری TM 13
3-1- تئوری….. 13
3-1-1-   تابع علامت فاصله 13
3-1-2-   معادله همیلتون-ژاکوبی 16
3-1-2-1-  حل معادله همیلتون-ژاکوبی 18
3-1-2-2-  شرط پایداری………… 19
3-1-2-3-  شرایط مرزی محیط محاسبه 20
3-2- پیاده سازی روش تنظیم سطح در شناسایی موقعیت و شکل اجسام فلزی دوبعدی 20
3-2-1-   تعیین مقادیر مناسب سرعت تغییر شکل یا همان ضریب معادله همیلتون-ژاکوبی 22
3-2-2-   الگوریتم شناسایی موقعیت و شکل جسم فلزی با کمک گرفتن از روش تنظیم سطح 24
3-2-2-1-  روش مربعات پیش رونده 26
فصل 4-  نتایج شبیه سازی 29
4-1- دیاگرام کلی روند شناسایی شکل و موقعیت جسم فلزی دوبعدی به کمک روش تنظیم سطح 30
4-1-1-   شناسایی استوانه با سطح مقطع مربع 32
4-1-2-   شناسایی استوانه با سطح مقطع مستطیل 34
4-1-3-   شناسایی استوانه با سطح مقطع مثلث 36
4-1-4-   شناسایی استوانه دایروی؛ حدس اولیه خارج از مرکز جسم 38
4-1-5-   شناسایی استوانه دایروی؛ حدس اولیه دور از جسم 40
4-1-6-   شناسایی دو استوانه فلزی دایروی 41
4-1-7-   شناسایی دو استوانه فلزی مربعی 43
4-1-8-   شناسایی چهار استوانه فلزی 45
فصل 5-  نتیجه گیری و کارهای آینده 49
5-1- نتیجه گیری 49
5-2- کارهای آینده 50
پیوست……….. 51
روش ممان برای محاسبه میدان ناشی از جسم فلزی در دو بعد(مدTM) 51
مرجع ها……… 57
واژه نامه فارسی به انگلیسی 59
واژه نامه انگلیسی به فارسی 60
 
فهرست شکل‌‌ها
عنوان                                            صفحه
شکل ‏2–1: شکل کلی یک مسأله پراکندگی معکوس 7
شکل ‏3–1: مثالی برای توضیح تابع علامت فاصله در حالت دوبعدی 14
شکل ‏3–2: مثالی برای توضیح تابع علامت فاصله در حالت سه بعدی؛ تابع فاصله …….. 15
شکل ‏3–3: با تغییر سطح می توان منحنی های بسته را یکی یا چندگانه کرد 16
شکل ‏3–4: موقعیت آنتن های فرستنده و گیرنده اطراف جسم فلزی مجهول 22
شکل ‏3–5: حالات مختلف گوشه های چهار سلول کنار هم در داخل یا خارج منحنی 26
شکل ‏3–6: : در هر مربع، طول پیکان به عنوان المان و نقطه میانی آن به عنوان مختصات المان درنظر گرفته می شود 27
شکل ‏4–1: دیاگرام کلی الگوریتم شناسایی شکل و موقعیت جسم فلزی دوبعدی به کمک روش تنظیم سطح 31
شکل ‏4–2: شناسایی استوانه مربعی؛ حدس اولیه 32
شکل ‏4–3: شناسایی استوانه مربعی؛ الف) پس از 20 تکرار در فرکانس 100MHz و ب) شناسایی کامل پس از 140 تکرار در فرکانس100MHz 32
شکل ‏4–4: شناسایی استوانه مربعی؛ تابع هزینه؛ فرکانس:100MHz 33
شکل ‏4–5: سرعت تغییر شکل در نقاط روی کانتور جسم تغییرشکل یابنده در تکرار 140ام؛ الف)بدون درون یابی و ب) درون یابی شده با روش میانگین متحرک 33
شکل ‏4–6: تغییرات شکل تغییریابنده بدون صاف کردن سرعت تغییر شکل پس از 70 تکرار 34
شکل ‏4–7: شناسایی استوانه مستطیلی؛ حدس اولیه 34
شکل ‏4–8: شناسایی استوانه مستطیلی الف)پس از 30 تکرار در فرکانس 100MHz و ب)پس از 80تکرار در فرکانس1GHz و ج)پس از 180تکرار در فرکانس2GHz و د)پس از 210تکرار در فرکانس2.5GHz؛ شناسایی کامل 35
شکل ‏4–9: شناسایی استوانه مستطیلی؛ تابع هزینه 35
شکل ‏4–10: شناسایی استوانه مثلثی؛ حدس اولیه 36
شکل ‏4–11: شناسایی استوانه مثلثی؛ الف)پس از 60 تکرار در فرکانس 300MHz و ب) پس از 100تکرار در فرکانس 2GHz 37
شکل ‏4–12: شناسایی استوانه مثلثی؛ پس از 160 تکرار در فرکانس 3.5GHz، شناسایی کامل 37
شکل ‏4–13: شناسایی استوانه مثلثی؛ تابع هزینه 38
شکل ‏4–14: شناسایی استوانه دایروی غیر هم مرکز؛ حدس اولیه 38
شکل ‏4–15: شناسایی استوانه دایروی غیر هم مرکز؛ الف)پس از 30تکرار در فرکانس100MHz و ب) پس از 150تکرار در فرکانس100MHz و ج)پس از 400تکرار در فرکانس100MHz و د) پس از 450تکرار در فرکانس100MHz؛ شناسایی کامل 39
شکل ‏4–16: شناسایی استوانه دایروی غیر هم مرکز؛ تابع هزینه 39
شکل ‏4–17: شناسایی استوانه دایروی دور؛ حدس اولیه 40
شکل ‏4–18: شناسایی استوانه دایروی دور؛ الف)بعد از 150تکرار در فرکانس 50MHz و ب)بعد از 250تکرار در فرکانس 50MHz و ج)بعد از 350تکرار در فرکانس 200MHz و د)بعد از 450تکرار در   برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید فرکانس200MHz؛ شناسایی کامل 41
شکل ‏4–19: شناسایی استوانه دایروی دور؛ تابع هزینه 41
شکل ‏4–20: شناسایی دو استوانه فلزی دایروی؛ حدس اولیه 42
شکل ‏4–21: شناسایی دو استوانه فلزی دایروی؛ الف)پس از 120 تکرار در فرکانس 500MHz و ب) پس از 160تکرار در فرکانس 1.5GHz 42
شکل ‏4–22: شناسایی دو استوانه فلزی دایروی؛ پس از 200تکرار در فرکانس 2.5GHz؛ شناسایی کامل 43
شکل ‏4–23: شناسایی دو استوانه دایروی؛ تابع هزینه 43
شکل ‏4–24: شناسایی دو استوانه مربعی؛ حدس اولیه 44
شکل ‏4–25: شناسایی دو استوانه مربعی؛ الف)پس از 120تکرار در فرکانس 500MHz و ب) پس از 200تکرار در فرکانس 1.5GHz و ج)پس از 260تکرار در فرکانس 2GHz و د) پس از 300 تکرار در فرکانس3GHz؛ شناسایی کامل 44
شکل ‏4–26: شناسایی دو استوانه مربعی؛ تابع هزینه 45
شکل ‏4–27: شناسایی چهار استوانه با سطح مقطع مربع و دایره؛ حدس اولیه 45
شکل ‏4–28: شناسایی چهار استوانه با سطح مقطع مربع و دایره؛ الف)پس از 120تکرار در فرکانس 100MHz و ب) پس از 250تکرار در فرکانس 300MHzو ج)پس از 350تکرار در فرکانس 1GHz و د) پس از 420تکرار درفرکانس 1.5GHz و ه)پس از 500تکرار در فرکانس2.5GHz و و) پس از 550تکرار در فرکانس 3.5GHz؛ شناسایی کامل 46
شکل ‏4–29: شناسایی چهار استوانه با سطح مقطع مربع و دایره؛ تابع هزینه 47
شکل پ-1: مدل قرار گرفتن منبع و نمایش میدان دور…………………………………………………………………………..53
شکل پ-2: دامنه میدان الکتریکی پراکنده شده به­ ازای زاویه تابش 180درجه به استوانه فلزی دایروی………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..54
شکل پ-3: فاز میدان الکتریکی پراکنده شده به­ ازای زاویه تابش 180درجه به استوانه فلزی دایروی………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..54
شکل پ-4: دامنه میدان الکتریکی پراکنده شده به ­ازای زاویه تابش صفردرجه به استوانه فلزی دایروی………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..55
شکل پ-5: فاز میدان الکتریکی پراکنده شده به ­ازای زاویه تابش صفردرجه به استوانه فلزی دایروی………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..55
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

فصل 1-                        مقدمه
 

1-1-             معرفی
1-1-1-                     مسائل مستقیم و معکوس
 
تقریباً هر مساله­ای که در آن فرض و حکم وجود داشته باشد می­توان با جابجایی فرض و حکم تبدیل به مساله­ی جدیدی کرد. در این حالت مساله اول را مستقیم و دومی را معکوس می­نامیم. به عنوان مثال اگر از پشت پنجره اتاق خود به بیرون بنگریم و مشاهده کنیم که باران در حال باریدن است از خود می­پرسیم علت این بارندگی چیست؟ جواب بدیهی است؛ ابرهای باران­زایی که در آسمان هست دلیل بارش است. اما مساله معکوس چگونه بیان می­شود؟ اکنون آسمان ابری است. در این حالت آیا بارش خواهیم داشت؟ به­سادگی قابل مشاهده است که مساله دومی تشخیص سخت­تری دارد و حل آن نیازمند داشتن اطلاعات بیشتری است. درعین­حال جواب این سوال بسیار پرکاربردتر و هیجان­انگیزتر است. می­توان سوال معکوس را سخت­تر و پرکاربردتر نیز مطرح کرد: آیا دو روز بعد بارش وجود خواهد داشت؟ تقریباً هیچ شخصی را نمی­توان سراغ داشت که جواب این سوال برای او مهم نباشد. در بسیاری از موارد جواب این سوال با درآمد مالی افراد ارتباط مستقیم دارد. به عنوان مثال کشاورزان و فعالان در زمینه حمل و نقل زمینی و دریایی و هوایی بررسی پیش­بینی وضع هوا را در متن برنامه روزانه و هفتگی خود قرار می­دهند. بنابراین می­بینیم که مساله معکوس در این مورد بسیار پرکاربردتر است. در اکثر موارد یافتن پاسخ مساله معکوس دشوارتر است. ولی به­قدری پرکاربرد است که به صورت جدی در دستور کار محققان قرار می­گیرد.
 

1-1-2-                     مسائل خوش رفتار و بدرفتار
به طور کلی هر مساله ای که سه ویژگی زیر را داشته باشد خوش رفتار[9] نامیده می شود:

مساله دارای جواب باشد(وجود[10])
حداکثر یک جواب برای مساله وجود داشته باشد(یکتایی[11])
جواب به طور پیوسته با تغییر داده تغییر کند(پایداری[12])
تعریف ریاضی سه مورد بالا در مورد تابع خوش رفتار به این قرار است:
تعریف: فرض کنیم و فضاهای نرمال باشند و یک نگاشت(خطی یا غیر خطی) باشد به طوری که داشته باشیم . معادله­ی در صورتی خوش رفتار است که سه ویژگی زیر را داشته باشد:

به ازای هر حداقل یک وجود داشته باشد به طوری که (وجود)
به ازای هر حداکثر یک وجود داشته باشد به طوری که (یکتایی)
به ازای هر دنباله­ی اگر با ، در آن صورت (پایداری)
هر مساله­ای که خوش­رفتار نباشد(حداقل یکی از سه ویژگی بالا را نداشته باشد) بدرفتار[13] نامیده می­شود.
مهمترین دغدغه در حل مسائل معکوس مورد سوم یا همان مساله پایداری است. در همین مثال حرکت ابرها و بارش باران که در بخش اول بیان شد، فرض کنیم که با مشاهده نقشه­های هواشناسی و مخابره کشورهای اطراف به این نتیجه برسیم که مثلاً به علت عبور سامانه ابری از غرب به شرق، سه روز دیگر در تهران بارندگی خواهیم داشت، در این حالت وزش بادی از شمال به جنوب که پیش­بینی آن صورت نگرفته است و یا این­که غیر قابل پیش­بینی است و جابجایی ابرها به شهر دیگری مانند اصفهان نتیجه­ای که دربر خواهد داشت بارش باران در این شهر است. در این صورت تغییر کوچک در داده ورودی منجر به تغییر اساسی در خروجی شده است. بنابراین در حل مسائل معکوس باید به پایداری یا پایدارسازی مساله توجه ویژه داشته باشیم.

1-2-             مسائل معکوس در مغناطیس
در حوزه الکترومغناطیس نیز می­توان مسائل مستقیم و معکوس را متصور بود. اغلب در الکترومغناطیس به دلیل کاربرد بسیار گسترده، مسائل معکوس در حوزه پراکندگی بررسی و طبقه­بندی می­شوند. به این صورت که در مساله مستقیم میدانی را به محیطی می­تابانیم. به طوری که جنس و موقعیت جسم درون محیط برای ما مشخص است. در این صورت محاسبه میدان پراکندگی[14] مطلوب مساله است. اما در حالت معکوس میدانی را با دامنه و فاز مشخص به محیطی می­تابانیم و میدان­های پراکنده شده را جمع­آوری می­کنیم. در این صورت مطلوب ما شناسایی جنس و موقعیت پراکنده کننده­های داخل محیط است. بیایید سه مورد بدرفتاری را درمورد مساله معکوس بررسی کنیم. با این فرض که می­دانیم جنس جسم پراکنده کننده فلز است و ما به دنبال موقعیت آن هستیم.
وجود جواب: ممکن است میدانی که آنتن گیرنده دریافت می­کند به­قدری تغییر کرده باشد که مقداری که نشان می­دهد ناشی از هیچ نوع جسم پراکنده کننده­ی فلزی نباشد.
یکتایی جواب: در صورتی که مشاهدات محدود باشد، مثلاً تعداد آنتن گیرنده کم باشد یا به طور 360درجه نتوان میدان­های برگشتی و عبوری را در حالت دوبعدی دریافت کرد، در این حالت ممکن است بازهم به علت دریافت داده­های نویزی یا ناصحیح و البته محدود به جوابی برسیم که ناشی از دو یا چند نوع جسم است.
ناپایداری: فرض کنید که میدانی که یک آنتن گیرنده دریافت می­کند برابر یا نزدیک صفر باشد و میدان بقیه نقاط تغییر اندازه پیوسته و آرام حول مقدار 10ولت­برمتر داشته باشند. به عنوان مثال دلیل این باشد که دو موج با دامنه نزدیک به هم و اختلاف فاز 180درجه قبل از برخورد به آنتن گیرنده برهم اثر کرده و اثر همدیگر را در موقعیت آن آنتن خنثی کرده باشند. در این صورت با اندکی جابجایی آنتن به اختلاف قابل توجه می­رسیم. این حالت نمونه­ای از ناپایداری در حوزه دریافت عملی آن است.

1-3-             مشکلات حل مسائل پراکندگی معکوس
یکی از مشکلات اساسی در این مسائل، غیر یکتا بودن آنهاست. مثلاً میدان­های محوشونده ناشی از محیط با تلفات و یا قسمت­های با ابعاد بسیار کوچک، قابل شناسایی نخواهد بود. مشکلات دیگری را می­توان نام برد از جمله:

از دست دادن داده: به علت محدود بودن فضا و تأثیر امواج پراکنده شده بر هم، یا اطلاعات تکراری در اندازه­گیری داده
داده­ی نویزی: داده­ی گرفته شده در آنتن گیرنده آغشته به نویز تصادفی خواهد بود.
داده­ی غیرقابل مشاهده: یعنی اینکه حل مسئله­ی بهینه­سازی، منجر به اطلاعات غیر فیزیکی می­شود. به عبارت دیگر اطلاعاتی که از طریق مدل مستقیم قابل مدل­سازی نباشد.
روش غیر دقیق: روش های بهینه سازی ممکن است منجر به ناپایداری شود.
1-4-             کاربردهای پراکندگی و پراکندگی معکوس
پراکندگی امواج صوتی و مغناطیسی نقش اساسی در علوم کاربردی ایفا می کند. پاره­ای ازموارد استفاده­ی آن به قرار زیر است:

عکس­برداری از بدن بیماران برای مصارف پزشکی: مانند استفاده از امواج مغناطیسی برای تشخیص سرطان مغز استخوان در افراد
عکس­برداری زیر سطحی: برای کاربردهایی چون مین­زدایی، اکتشاف نفت، تحقیقات باستان شناسی و…
کاربردهای راداری: شناسایی تعداد، شکل و ابعاد اجسام متحرک همچون هواپیما، کشتی و…
انجام تست­های غیر مخرب مانند تشخیص ترک­خوردگی داخل اجسام، تشخیص حضور مواد خطرناک مثلاٌ قابل احتراق در داخل اجسام و…
1-5-             روش های کلی حل مسائل معکوس
بسته به نیازی که در حل مسئله معکوس وجود دارد می­توان صورت سوال را تنظیم کرد. مثلاً در تعیین میزان فلز به کار رفته داخل یک بلوک بتونی قطعاً جنس برای ما مهم نیست و چیزی که اهمیت دارد شکل و موقعیت فلزات داخل بتون است. یا در تشخیص ترکیدگی لوله در آزمایش­های غیر مخرب فقط شکل داخلی برای ما اهمیت دارد که ببینیم آیا ترکی وجود دارد یا خیر.
 

1-5-1-                     روش های بازسازی کیفی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:18:00 ب.ظ ]




5-1 اهداف تحقیق ………………………………………………………………………………………………….9

6-1 روش کار ………………………………………………………………………………………………………….9

7-1 تعریف بدیع از دیدگاه بلاغت سنّتی و جدید ……………………………………………………………10

8-1 تعریف زیبایی‌شناسی از دیدگاه اندیشمندان …………………………………………………………13

فصل دوم: صنایع زیبایی‌آفرین لفظی در دیوان فیاض لاهیجی

تعریف صنایع لفظی ……………………………………………………………………………………………….17

الف- روش تکرار …………………………………………………………………………………………………….18

1- تکرار واج ………………………………………………………………………………………………………….19

1-1 همحروفی ……………………………………………………………………………………………………21

2-1 همصدایی ……………………………………………………………………………………………………23

2- تکرار هجا ………………………………………………………………………………………………..25

3- تکرار واژه ……………………………………………………………………………………………………..26

1-3 جناس ………………………………………………………………………………………………………..27

1-1-3 جناس تام …………………………………………………………………………………………………29

2-1-3 جناس زاید ……………………………………………………………………………………………….31

3-1-3 جناس با اختلاف حرف ………………………………………………………………………………34

4-1-3 جناس مکرّر …………………………………………………………………………………………….36

5-1-3 جناس خط …………………………………………………………………………………………….37

6-1-3 اشتقاق …………………………………………………………………………………………………..38

7-1-3 شبه اشتقاق ………………………………………………………………………………………….39

8-1-3 جناس محرّف …………………………………………………………………………………………40

2-3 تکریر ………………………………………………………………………………………………………..42

1-2-3 ردالصدر إلی العجز ……………………………………………………………………………….44

2-2-3 ردالعجز إلی الصدر ……………………………………………………………………………46

3-2-3 عکس لفظی ……………………………………………………………………………………….48

3-3 تکرار نحوی …………………………………………………………………………………………….49

4-3 سجع ………………………………………………………………………………………………………51

1-4-3 موازنه ………………………………………………………………………………………………….52

2-4-3 مزدوج ………………………………………………………………………………………………..54

پی ‌نوشت‌های فصل دوم …………………………………………………………………………….55

فصل سوم: صنایع زیبایی‌آفرین معنوی در شعر فیاض لاهیجی

تعریف صنایع معنوی …………………………………………………………………………………..61

الف- روش تناسب …………………………………………………………………………………………62

1- مراعات النظیر ……………………………………………………………………………………..64

2- تضاد ……………………………………………………………………………………………………..67

3- تلمیح …………………………………………………………………………………………………….71

4- ارصاد و تسهیم ……………………………………………………………………………………..84

5- جمع ………………………………………………………………………………………………………86

6- تقسیم …………………………………………………………………………………………….88

ب- روش غیر منتظره بودن و غافلگیری …………………………………………………..89

1- متناقض نمایی ………………………………………………………………………………….90

2- استثنای منقطع …………………………………………………………………………………..95

3- ذم شبیه به مدح ……………………………………………………………………………………97

4- مدح شبیه به ذم ………………………………………………………………………………..99

  برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

5- استتباع …………………………………………………………………………………………101

6- التفات ………………………………………………………………………………………………103

7- تجرید …………………………………………………………………………………………………106

پ- روش بزرگ‌نمایی ………………………………………………………………………………..108

1- اغراق …………………………………………………………………………………………………109

2- تجاهل عارف …………………………………………………………………………………….112

3- صفت شاعرانه …………………………………………………………………………………..114

4- مقایسه و سنجش ………………………………………………………………………………116

ت- روش دو یا چند بُعدی بودن ……………………………………………………………….118

1- ایهام ……………………………………………………………………………………………….119

2- ایهام تناسب ………………………………………………………………………………………121

ث- روش استدلال ………………………………………………………………………………………123

1- حسن تعلیل ………………………………………………………………………………………….124

2- مذهب کلامی ………………………………………………………………………………………..126

3- ارسال‌ المثل ……………………………………………………………………………………….128

ج- دیگر صنایع زیبایی‌آفرین معنوی ………………………………………………………..133

1- حسن طلب ………………………………………………………………………………………….133

2- حسّامیزی ………………………………………………………………………………………..135

3- تضمین …………………………………………………………………………………………..141

4- ابداع ………………………………………………………………………………………………..143

پی نوشت‌های فصل سوم ……………………………………………………………………….145

نتایج پژوهش ………………………………………………………………………………………..162

1-1 جدول بسامد انواع روش تکرار در شعر فیاض لاهیجی …………………………….163

2-1 نمودار بسامد انواع روش تکرار در شعر فیاض لاهیجی …………………………….163

3-1 جدول بسامد انواع روش تکرار واج در شعر فیاض لاهیجی …………………….164

4-1 نمودار بسامد انواع روش تکرار واج در شعر فیاض لاهیجی………………………164

5-1 جدول بسامد انواع روش تکرار واژه در شعر فیاض لاهیجی………………………165

6-1 نمودار بسامد انواع روش تکرار واژه در شعر فیاض لاهیجی…………………………..165

7-1 جدول بسامد انواع جناس در شعر فیاض لاهیجی ………………………………….166

8-1 نمودار بسامد انواع جناس در شعر فیاض لاهیجی ……………………………………166

9-1 جدول بسامد انواع تکریر در شعر فیاض لاهیجی ………………………………………167

10-1 نمودار بسامد انواع تکریر در شعر فیاض لاهیجی ………………………………….167

11-1جدول بسامد انواع سجع در شعر فیاض لاهیجی …………………………………….168

12-1 نمودار بسامد انواع سجع در شعر فیاض لاهیجی …………………………………….168

13-1 جدول بسامد انواع روش تناسب در شعر فیاض لاهیجی ………………………….169

14-1 نمودار بسامد انواع روش تناسب در شعر فیاض لاهیجی …………………………..169

15-1 جدول بسامد روش غیر منتظره بودن و غافلگیری در شعر فیاض لاهیجی…….170

16-1 نمودار بسامد روش غیر منتظره بودن و غافلگیری در شعر فیاض لاهیجی………..170

17-1 جدول بسامد انواع روش بزرگ‌نمایی در شعر فیاض لاهیجی ………………………..171

18-1 نمودار بسامد انواع روش بزرگ‌نمایی در شعر فیاض لاهیجی ………………………..171

19-1 جدول بسامد انواع روش دو یا چند بُعدی بودن در شعر فیاض لاهیجی……………172

20-1 نمودار بسامد انواع روش دو یا چند بُعدی بودن در شعر فیاض لاهیجی………….172

21-1 جدول بسامد انواع روش استدلال در شعر فیاض لاهیجی …………………………173

22-1 نمودار بسامد انواع روش استدلال در شعر فیاض لاهیجی ……………………………173

23-1 جدول بسامد سایر روش‌های زیبایی‌آفرین در شعر فیاض لاهیجی …………..174

24-1 نمودار بسامد سایر روش‌های زیبایی‌آفرین در شعر فیاض لاهیجی…………………174

نتیجه‌گیری ……………………………………………………………………………………………..175

فهرست منابع …………………………………………………………………………………………178

چکیده:

بدیع از دیدگاه زیبایی‌شناسی، دانشی‌ است که با آن راه‌های زیبایی سخن آشکار می‌شود و علم آرایش کلام است که زبان معمولی را به شعر تبدیل می‌کند. فیاض لاهیجی (ف 1071ه.ق)، از جمله شاعران سبک هندی است که در بیان افکار و اندیشه‌ها، با زبانی شاعرانه از دانش بدیع که پایه‌های اصلی آن مبتنی بر صناعات لفظی و معنوی می‌باشد، استفاده فراوانی برده ‌است. در این پژوهش که به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام می‌شود، دیوان اشعار فیاض لاهیجی از دیدگاه نقد زیبایی‌شناسی، مخصوصاً دانش بدیع، مورد بررسی و واکاوی قرار ‌گرفته و عوامل زیبایی‌آفرین بدیعی شعر او، هم از لحاظ نوع و هم از لحاظ میزان کاربرد، بررسی و تجزیه و تحلیل می‌شود. فیاض لاهیجی به منظور بیان افکار و تجربه‌های عرفانی خویش، از صنایع معنوی مخصوصاً تلمیح و مراعات‌النظیر، نسبت به سایر شگردهای بلاغی بیشتر بهره برده‌ است.

فصل اول: مقدمه و کلیات

1-1- بیان مسأله و سوالات

بحث زیبایی و زیبایی‌شناسی، از زمان ارسطو (ف 322 ق.م) مطرح شده است. ارسطو، زیبایی را در هماهنگی اجزا و دقیق بودن می‌داند(احمدی،64:1391). از سده هجدهم به این سو، زیبایی‌شناسی به عنوان یک علم قلمداد شد. «زیبایی‌، جور آمدن و هماهنگی اعضای متشکله و کیفیت هر شیء یا هر جسم، با داشتن سازش با پیرامون و ایجاد تأثیر جاذب و ستایش‌آور در انسان است»(دانشور،135:1375). کانت (ف 1804م)، زیبایی‌‌شناسی را بنا نهاد و به دو بخش زیبایی و هنر تقسیم کرد. «به عقیده وی، زیبایی، مفهومی ذوقی و رها از هرگونه بهره و سود است»(احمدی،81:1391).

صنایع بدیعی نیز از جمله شیوه‌های زیبایی‌آفرین کلام هستند، یعنی ترفندهایی که در زبان نظام جدیدی به وجود می‌آورند و سبب آشنایی زدایی و غرابت آن می‌گردند. «در حقیقت بدیع چنان که قدما گفته‌اند، علمی‌است که از وجوه تحسین کلام بحث می‌کند و مجموعه شگردهایی است که کلام عادی را کم و بیش تبدیل به کلام ادبی می‌کند و یا کلام ادبی را به سطح والاتری تعالی می‌بخشد»(شمیسا،11:1378). به عبارت دیگر «از دیدگاه‌ زیبایی‌شناسی، بدیع‌ دانش شناخت‌ راه‌های زیبایی‌آفرین سخن می‌باشد»(اکبر زاده،162:1384).

تقریباً بیشتر علمای بلاغت، ترفندهای بدیعی را از دید علمی نگریسته‌اند و به همین خاطر آنچه در کتاب‌های بدیع از گذشته تا امروز آمده، نقش و ارزش زیبایی صنایع بدیعی را نشان نمی‌دهند،‌ حال‌ آنکه «جوهر شعر زیبایی می‌باشد و لازم است که صنایع بدیعی از دیدگاه عوامل زیبایی‌آفرین بررسی شود»(وحیدیان کامیار،12:1379).

ملاعبدالرزاق بن علی بن حسین (ف 1071 ه.ق)، از اساتید بزرگ فلسفه و حکمت و کلام دوره صفویه (قرن یازدهم) و یکی از شعرای توانای این دوره می‌باشد. وی یکی از بزرگان حکمت مشاء و اشراق و از متکلمان بزرگ، نه تنها در چهار قرن اخیر بلکه یکی از محقق‌ترین اندیشمندان دوره فرهنگ اسلامی است. «قدر و منزلت این حکیم متأله نه تنها در کلام و عرفان، بلکه ارج و منزلت او در هنر شعر و شاعری و قدرت بیان او در لطایف اندیشه‌های انسانی نیز نادیده و یا ناشناخته مانده ‌است»(صفا،1230:1316).

محل تولد و زمان دقیق ولادت او مشخص نیست. ولی آنچه مسلم است و از لقب لاهیجی بر می‌آید، وی در لاهیجان و یا اطراف آن متولد شده ‌است. «خانواده او ظاهراً از طبقه‌ای نبوده‌ است که نویسندگان به شرح حال و آثار او عنایتی بکنند. با این وصف وی در لاهیجان زاده شده و شاید مقدمات علوم را در آن محل دیده و سپس برای ادامه تحصیل نخست به تبریز می‌آید و از تبریز به کاشان، اصفهان و شیراز مسافرت می‌کند»(هدایت382:1336). ایّام زندگی فیاض را می‌توان به دو دوره تقسیم کرد: «دوره اول که ایام کودکی و اوایل جوانی اوست، برای ما روشن نیست که بر او چه گذشته و خانواده او در کجا و چگونه زندگی می‌کردند. ولی دوره دوم زندگی او را ما در قصاید و قطعات سروده‌اش می‌یابیم. این ایام مقارن با حکومت شاه صفی (ف 1052ه.ق) و شاه عباس ثانی (ف 1077ه.ق) است»(قمی،224:1363).

فیاض لاهیجی یکی از شاگردان ملاصدرا (ف 1050ه.ق)، میر محمدباقر داماد (ف 1063ه.ق) و صدرالدین محمد شیرازی (ف 1065ه.ق) است. فیاض پیرو سبک هندی و شعر دوره قرن یازدهم می‌باشد. «از ویژگی‌های عمده شعر وی، باریک‌اندیشی، آوردن ارسال‌المثل، کنایات، استعارات خاصّ، هنرهای بدیعی و بیانی و گرایش به شعر عامیانه و مذهبی با معانی و مفاهیمی که در اذهان مردم زنده‌ است. او با مهارت و استادی چنان بر الفاظ و معانی مسلّط است که به راحتی شعر می‌سراید»(مدرس،1326،ج361:4). دیوان اشعار فیاض لاهیجی شامل هفتصد غزل، سی و هفت قصیده، دوازده قطعه، چهار ترکیب بند، یک ترجیع بند، یک ساقی نامه و یک مثنوی و معراجیه، صد و پنجاه و سه رباعی و در مجموع دارای 9902 بیت می‌باشد. در‌ این تحقیق نحوه به‌ کارگیری صنعت بدیع از دیدگاه زیبایی‌شناختی در دیوان فیاض لاهیجی بررسی می‌گردد و تلاش می‌شود که به سؤالات زیر پاسخ داده ‌شود:

1- عوامل زیبایی‌آفرین صنایع بدیعی در دیوان فیاض لاهیجی چیست؟

2- پرکاربردترین عامل زیبایی‌آفرین بدیعی در شعر فیاض لاهیجی کدام است؟

2-1- پیشینه پژوهش

با توجه به بررسی‌های به عمل آمده، مشخص‌گردید که دیوان فیاض لاهیجی از دیدگاه زیبایی‌شناختی، مورد بررسی قرار نگرفته‌است و پژوهش‌های انجام شده، بیشتر مبتنی بر بازتاب اندیشه‌ها و افکار دینی، فلسفی و عرفانی وی می‌باشد که در اینجا به معرفی آن‌ها پرداخته می‌شود:

احمدی (1380) در پژوهشی با عنوان: «فیاض لاهیجی شاعر ولایت مدار» معتقد ‌است که فیاض لاهیجی به عنوان شاعر فیلسوف، متکلم و عالم دینی، از جمله کسانی است که شعر را محمل اندیشه ناب و ابزار بیان حق دانسته است، وی بخشی از اشعار خود را در مدح و منقبت امامان و پیامبران سروده‌ است.

عطایی‌‌نظری (1389) در تحقیقی به نام: «بررسی اندیشه‌های کلامی فیاض لاهیجی» تلاش کرده ‌‌‌‌است که پس از تشریح آراء و دیدگاه‌های فیاض در مباحث مختلف کلامی، با استفاده از تحلیل‌های ساختاری و محتوایی، در آثار کلامی وی مانند گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق، نقش او را در فرایند فلسفی شدن علم کلام تبیین کند.

عطایی‌‌‌نظری (1390) در مقاله دیگری با عنوان: «نقش فیاض لاهیجی در فلسفی شدن کلام شیعه» تمامی آثار فیاض را مورد تحلیل قرار داده و نقش وی را در فرایند فلسفی شدن کلامش تبیین نموده و اعتقاد دارد که آثار وی، تمام شاخصه‌ها و ویژگی‌های مکتب فلسفه را داراست.

آخوندی (1390) در پژوهشی تحت عنوان: «فرهنگ تشبیهات غزلیات فیاض لاهیجی» به بررسی تشبیهات غزلیات وی پرداخته است. در این پژوهش، اکثر تشبیهات غزلیات فیاض از لحاظ طرفین تشبیه و ساختار، مورد بررسی قرار گرفته‌است. اغلب تشبیهات فیاض از نوع حسی به حسی است و تشبیهات مؤکّد نسبت به تشبیهات مرسل، از بسامد بیشتری برخوردار می‌باشد و از لحاظ شکل ظاهری، بسامد تشبیه مضمر بیشتر از تشبیهات دیگر است.

نوریان (1390) در تحقیقی با عنوان: «فرهنگ تلمیحات غزلیات فیاض لاهیجی» درباره فیاض و تلمیحات اشعار او می‌گوید که وی از معدود دانشمندان و فلاسفه‌ای است که شعر را به طور جدی دنبال کرده‌ و کثرت تلمیحات، خصوصاً تلمیحات عرفانی، از ویژگی غزل‌های اوست و تقریباً از تمام گونه‌های تلمیح استفاده‌ کرده‌است.

صادقی حسن‌آبادی و عطایی‌نظری (1391) در تحقیقی با عنوان: «ملاک‌ها و ویژگی‌های مکتب کلام فلسفی در شیعه (با رویکرد به آثار فیاض لاهیجی» پس از ارائه تعریفی دقیق و جامع از کلام فلسفی، ملاک‌ها و ویژگی‌های آن را بازشناسی و معرفی کرده ‌است، سپس آراء و اندیشه‌های کلامی فیاض را مورد بحث قرار داده ‌‌‌است.

همچنین تاکنون پایان‌نامه‌ها، کتاب‌ها و مقالات بسیاری در مورد بدیع نوشته‌ شده ‌است، اما بحث زیادی در مورد بدیع از دیدگاه زیبایی‌شناختی نشده‌ است. از جمله کتاب‌ها و مقالاتی‌ که در این زمینه نوشته شده‌ است، می‌توان به موارد ذیل اشاره‌ کرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:17:00 ب.ظ ]




به نوعی خویشتن داری نزدیک می شود و مضمون ها بسیط تر می شوند.وی همچون قهرمانان داستانهایش پیوسته در سفر است اما هرجا باشد همچون شاهدی بر آدم و آدمیت است.انسان همواره ترس از گذر زمان دارد؛و در برابر آن عکس العمل ای گوناگونی برای دانستن آن از خود بروز می دهد مانند :نوستالژی، دلهره،افسوس و طغیان.این ها عکس العمل هایی هستند که در تمام انواع ادبی مانند رمان،تئاتر و… بیان می شوند.زمان نه تنها در ادبیات استوار است بلکه محوری است که در اطراف آن تصاویری که ازتخیل نویسنده ظاهر شده است ،قرار دارد.نویسنده مانند دیگر انسان ها ترس از زمان دارد اما آنچه که وی را از دیگران متمایز می سازد توانایی وی برای بیان کردن ترسهایش به وسیله ی تصاویر است.ما برای بیان این فرضیه از متد ژیلبر دوران استفاده کرده ایم تا ببینیم آیا نویسنده توانسته بر ترس خود غلبه کند یا خیر. از این رو در فصل اول به این نکته می پردازیم که آیا لوکلزیو نوعی ترس از گذر زمان را بیان کرده است؛و در فصل بعدی خواهیم دید که آیا لوکلزیو توانسته در برابر این گذر زمان پیروز شود  یا خیر.از آنجائیکه لوکلزیو از جمله نویسندگانی است که جایزه نوبل را به خود اختصاص داده است و نحوه نگارشی متفاوت و کاملا نو نسبت به جهان پیرامون خود دارد.نگرشی متاثر از دو دنیای متفاوت غرب و آفریقا.در رمان های وی زبان به جای آنکه وسیله ارتباطی میان من و جهان باشد وسیله ی بیان حس هاست و دیگر قیود زمانی و مکانی را نمی توان رعایت کرد .به همین دلیل در رمان هایش می بینیم که زمان گاهی گذشته و گاهی حال است و ظاهرا هیچ دلیلی برای این جابجایی دیده نمی شود جز اینکه آیا لوکلزیو نوعی ترس از گذر زمان را بیان می کند یا  می تواند در برابر این گذر زمان پیروز شود.

Introduction

 

 

 

 

 

 

J.M.G Le Clézio est un auteur de l’Afrique. Il fluctuante entre Afrique et Occident. Son histoire personnelle témoigne de l’ambiguïté de sa situation. Il va découvrir, dès l’enfance, l’Afrique et sa colonisation. Son écriture aussi fluctuante entre deux mondes. Le Clézio met en place un texte qui se cache, qui résiste. Pour lui la parole doit susciter des questions pour être efficace, elle ne doit pas être accessible immédiatement. Il  ne cherche pas à produire un effet stylistique, mais plutôt à atteindre une vérité de parole. Il condamne le style qu’il considère comme un mensonge. Il vise une langue spontanée, vivante, semblable à un souffle. La parole retenue est un élément essentiel dans la poétique le clézienne. La parole conteuse crée une médiation, elle peut se faire le porte-parole d’une mémoire collective. C’est une parole vivante, le conteur doit conserver et restituer le ton de ce qui est dit.  Le Clézio situe ses récits dans des lieux de culture orale comme l’Afrique.

Le désert s’impose comme le lieu de la révélation. Il est celui des origines, il s’impose comme un infini de silences. Son image, omniprésente dans l’œuvre de Le Clézio, symbolise la quête du silence, de l’origine. L’écrivain vise une langue spontanée, vivante, semblable au souffle du vent du désert. Le désert purifie par son silence. La richesse de la langue vient pour lui du métissage, qui seul permet d’entendre tout ce qu’il y a dans les mots. Il cherche à retrouver cette parole vive dans sa propre écriture. Par les langues étrangères, Le Clézio dévoile le secret du langage, son écriture requiert la participation du lecteur qui doit écouter le texte et non plus seulement le lire. Il y a ainsi dans l’écriture le clézienne une forte dimension sociale et idéologique. Le Clézio s’adresse au public occidental, sa fonction de dénonciation revêt alors toute son importance. L’écriture est, pour lui, un de ses seuls moyens d’action, « Je ne suis qu’un écrivain, alors que faire ? J’écris ». L’écriture de l’Afrique est pour lui un mode de dénonciation de l’Occident. Sa mise en scène des cultures orales est à envisager   برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید comme un effet de miroir inversé des cultures dominantes de l’écrit. L’écriture des cultures orales est ainsi, pour Le Clézio, le mode d’un retour à l’imaginaire, aux sources de son écriture.

Le Clézio dans ses œuvres essaie de découvrir ce côté inconnu de la vie où il est possible de trouver le salut, où le regard s’affole de tant voir, où l’ouïe perçoit les bruits les plus ténus; où les mots sont inutiles et où les gestes uniquement comptent.  Il  poursuive une  quête, de rechercher un même vrai sens à la vie, une qualité essentielle, celle du regard, un regard libérateur, nu, sans aucun préjugé; un regard que le merveilleux enseigne bien plus que la réalité scientifique.

La conscience du temps est donc présente dans l’œuvre de Le Clézio. Le temps paraissait immense, très lent, avec par instants de drôles d’accélérations incompréhensibles, des vertiges, comme si on traversait le courant d’un fleuve. Le temps apparait pour l’homme, comme une réalité négative en lui-même, pour autant qu’il soit lié au devenir, à la douleur de l’existence et à la mort.

«  Depuis toujours, le temps a été source de l’angoisse, parce qu’il est synonyme de la mort. En effet, il ne cesse pas de s’écouler et conduite l’homme vers la fin de son voyage terrestre, passage obligé de la condition humaine. L’homme s’est toujours confronté à la mort. Il faut dire que l’homme est temporel : le temps apparaît comme inséparable de la condition humaine. Il domine la vie de sa présence, il impose ses effets. »1

 

Le temps va alors exercer une puissance influence sur l’imagination de Le Clézio. Son omniprésence annonce qu’il occupe une place essentielle dans l’œuvre de Le Clézio. Nous voulons préparer une étude des figures du temps chez Le Clézio.

Dans cette partie, comme l’instrument de recherche, nous voulons présenter la méthode critique de Gilbert Durand. Cependant, il faut signaler que notre travail n’envisage pas une étude totale du système durandien. Elle est une petite introduction à une grande recherche appliquant cette méthode. Notre étude, fondée sur la notion de la critique, n’est qu’un travail élémentaire pour la compréhension d’une pensée.

La base et le principe de la pensée durandienne sont profondément liés aux théories de l’épistémologue et critique Gaston Bachelard.

 

[1] ABBASSI, Ali, La Peur du Temps chez Hugo, Université SHAHID BEHESHTI, 2004, p. 2.

Le dernier insiste sur le rôle important de la rêverie et de l’imagination dans la création des œuvres littéraires. En effet, Bachelard et Durand ont toujours eu un regard particulier sur l’image. D’après eux, les images poétiques ont un système qui est définit par l’imaginaire. Ce dernier se base sur les images originelles sans lesquelles les manifestations de la vie et des valeurs vitales seraient impossible. Ces images sont celles qui sont inspirées par les matières fondamentales, par les mouvements principaux, comme monter et descendre, et par les quatre éléments fondamentaux : feu, eau, terre, air.

 

Dans son ouvrage : Les Structures anthropologiques de l’imaginaire. Introduction à l’archétypologie générale, paru pour la première fois en 1960, Gilbert Durand présente sa démarche. L’ouvrage a pour objet de définir le sémantisme primitif des images et d’établir une ” classification des grands symboles de l’imagination “. Il établit que les produits de l’imagination ont une signification intrinsèque, qui détermine notre représentation du monde. Il définit l’imagination comme « la racine de toute pensée. »1

 

 

 

[1] CHELEBOURG, Christian, L’imaginaire littéraire, Des archétypes à la poétique du sujet, Paris, Nathan, 2000, p. 57.

Les réalités géographiques et cosmiques, les structures sociales, la conscience de la fécondité féminine, de la force virile, toutes ces données objectives de la perception se mêlent à nos pulsions profondes pour constituer notre représentation du monde. Entre ces deux dimensions de la réalité, l’une objective, l’autre subjective, l’imagination opère un perpétuel va-et-vient, un échange constant, auquel Gilbert Durand donne le nom de “trajet anthropologique.” Ce trajet définit l’imaginaire :

 

« Finalement, l’imaginaire n’est rien d’autre que ce trajet dans lequel la représentation de l’objet se laisse assimiler et modeler par les impératifs pulsionnels du sujet, et dans lequel réciproquement, comme l’a magistralement montré Piaget, les représentations subjectives s’expliquent « par les accommodations antérieures du sujet » au milieu objectif.»1

 

 D’après Durand, toutes pensée repose sur des images, qui n’ont rien à voir ni avec la mémoire, ni aves la perception.

 

1 DURAND, Gilbert, Les Structures anthropologiques de l’imaginaire, Introduction à l’archétypologie générale, Paris, Dunod, 1992, p.38.

En effet, la conception de l’anthropologie de l’imaginaire que Gilbert Durand a construit s’est fait sur cette constatation qu’à l’origine de toute culture, il y a une peur essentielle qui est la peur de la fuite du temps. Ce que Durand appelle le Chronos dévorant, que toutes les productions, pratiquement imaginaires et intellectuelles peuvent relever des réponses à cette fuite du temps.

En réalité, le principe classification de Durand est la bipartition des symboles entre deux grands régimes : “diurne et nocturne”. Ces régimes représentent deux manières de lutter contre le temps et l’angoisse de mort. Fondamentalement antithétique, le régime diurne oppose deux grandes catégories d’images, les unes qui signifient l’angoisse devant le temps, les autres la volonté de vaincre celle-ci et de s’élever au-dessus de la condition humaine. Parmi les premières, on distingue trois types de symboles représentant les visages du temps. D’abord des symboles thériomorphes, des images animales qui signifient soit l’agitation et le changement, soit l’agressivité et la cruauté. Ensuite viennent des symboles nyctomorphes, des images de la nuit qui transposent en terme d’obscurité la craint engendrée par le temps. Il groupe les images de l’impureté, de l’eau noire, mais aussi celle de l’aveuglement. Enfin, des symboles catamorphes, des images de la chute, mais aussi des images du sang, du vertige, de la pesanteur ou de l’écrasement. Ces symboles disent la déchéance de l’homme, chassé du paradis et devenu mortel.

À toutes ces images des temps, valorisés négativement, s’oppose le symbolisme symétrique de la victoire sur le destin et sur la mort. Il constitue le deuxième type d’images du régime diurne. À l’intérieure de celui-ci, Gilbert Durand distingue de nouveau trois catégories de symboles. En premier lieu, des symboles ascensionnels, par lesquels l’homme atteint à une souveraineté céleste, on trouve ici les images de l’élévation, de l’aile, de l’ange, du géant. Puis, des symboles spectaculaires, ils groupent les symboles de la lumière et les organes de la lumière : le soleil, l’œil, le verbe divin. Pour finir, des symboles diaïrétique, symboles de la puissance et de pureté qui se composent des armes et des insignes de la victoire, de l’accession à la transcendance : flèche, glaive, etc.

Les structures mystiques et synthétiques constituent le régime nocturne. Le premier cherche à nier le temps sur le mode de l’antiphrase, et le deuxième à s’en accommoder, à tirer parti de sa nature cyclique.

Dans les structures mystiques les symboles ne font plus vivre le monde en termes de conflit, comme dans l’antithèse, mais visent, au contraire, à réduire ses dangers, à les euphémiser au point de les nier, de les inverser, comme par antiphrase. Ils se répartissent en deux groupes : un groupe d’images de l’inversion et un groupe d’images de l’intimité. Ces structures de mystiques conjuguent une volonté d’union avec le monde et le goût de l’intimité secrète. Elles reçoivent également l’épithète d’antiphrasiques, pour souligner que leur fonctionnement générale est celui de l’antiphrase.

Dans les structures synthétiques ou (dramatiques) les symboles sont tous cycliques, ils sont animés par le désire de maîtriser le temps en utilisant ses

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:16:00 ب.ظ ]




نظام روان تحلیل گری فروید تاثیر عظیمی بر نظریه و عمل در روانشناسی و روان پزشکی ، تصور ما از ماهیت انسان و درک ما از شخصیت داشته است .فرض بنیادی نظریه روان تحلیل گری مبتنی بر این موضوع است که قسمت عمده ای از زندگی روانی هر شخص در فرایند های نا هشیار ریشه دارد این بخش از ذهن ، در نظام فرویدی مخزن تکانه های غریزی غیر قابل دسترس ، تجربه های سرکوب شده ، خاطرات کودکی قبل از رشد زبان و امیال نیرومند ولی ارضا نشده می باشد. در روان تحلیل گری سنتی و نوین بسیاری از مفاهیم و نظریه ها به طور مستقیم با مفهوم ناهشیار ارتباط دارد. در این میان << مکانیزم `های دفاعی من >>2که فروید آنها را  راهکارهای ناهشیار <<من >> جهت کنترل غرایز و تکانه ها تعریف کرد. یکی از مهمترین مفاهیم مرتبط با ناهوشیار است که در نظام روان تحلیل گری جهت تبیین عملکرد دفاعی دستگاه روانی در برابر اضطراب و تنیدگی معرفی شدند.

بیان مسئله

اختلال های روانی رفتاری كه از لحاظ بالینی معنی دار باشد، یا نشانگان روانشناختی یا الگویی كه در یك شخص بروز می یابد و با پریشان حالی (نشانه ی دردناك)، ناتوانی (اختلال در یك یا چند حوزه ی مهم كنش وری)، افزایش خطر مرگ، درد، ناتوانی یا از دست دادن آزادی مرتبط است. به علاوه این نشانگان یا الگوها نباید فقط واكنش مورد انتظار به حادثه ی خاصی مانند مرگ یكی از عزیزان باشد.

طبقه بندی بین المللی بیماری ها [2] ICD (سازمان جهانی بهداشت، 1992، چاپ دهم)، نظام طبقه بندی دیگری است كه بیماری روانی را چنین تعریف می كند: «وجود مجموعه ای از نشانه ها و رفتارهاكه به لحاظ بالینی قابل تشخیص باشند. این نشانه ها در بیشتر موارد با پریشان حالی و اختلال در انجام فعالیت ها و وظایف شخصی مرتبط اند.» همانند DSM این طبقه بندی نیز روی پریشانی ای كه فرد بیمار، نه افراد دیگر، تجربه می كند، متمركز است و مجموعه هایی از علائم را ذكر می كند.

در كار بالینی، استفاده از ملاك های بیماری روانی رویكردی محبوب به شمار می آید. بنابر آنچه تاكنون گفته شد، روشن است كه شناسایی مجموعه های نشانه ها در اینجا موضوع مهم و حساسی است. آیا شناسایی آنها بطور پایایی میسر است؟ آیا متخصصان بالینی در قضاوت هایشان توافق دارند؟ هنوز زمان لازم است تا بتوان تصمیم گرفت كه آیا این مجموعه نشانه ها روا هستند، یعنی می توانند بین نشانگان متفاوت (با دلایل و       درمان های متفاوت) به خوبی تمایز قائل شوند. روایی [3] و پایایی [4] مجموعه نشانه ها در ادامه بیشتر بررسی       می شود.

جدا از روایی و پایایی، انتقادهای دیگری نیز بر این رویكرد وارد است. بیشتر این انتقادها بر این استدلال استوارند كه به نظر می رسد در مورد بسیاری از اختلالات روانی، هیچ پایه ی زیستی وجود ندارد. بحث كلی پیرامون این استدلال خارج از دامنه ی محدود این تحقیق است. با این حال، شواهد و مدارك بیشتری در مورد مسائل فیزیولوژیك (بر پایه ی علم وراثت، كژكنشی مغز و بیوشیمی) مرتبط با اختلالات روانی در حال گردآوری است. مشكل پژوهشگران در اثبات این نكته است كه آیا این مسائل علت اختلال می باشند یا پیامد آن. توماس ساس (1960) نمای دیگری از این مسئله را ارائه می كند. وی در مقاله ای با عنوان اسطوره ی بیماری روانی [5] این نكته را خاطرنشان می سازد كه ذهن پدیده ای غیرجسمانی است، بنابراین نمی توان دچار بیماری شود. به نظر او اختلالات روانی پیامد «مشكلات زندگی» است كه به طرزی ساده می توانند بواسطه ی عناوین و القاب روان پزشكی مانند «اسكیزوفرنیك» تشدید شوند. این عناوین بر شخص انگ می زنند تا جاییكه از شخص بیمار در قبال رفتارش سلب مسئولیت می كنند و ممكن است موجب خودمعلول سازی [6] در او شوند. بعد از آن، تمام تقصیر بر گردن «بیماریز انداخته می شود مسئولیت درمان هم به عهده ی پزشكان می افتد.

اما رویكردهای گوناگونی كه در بخش بعدی تشریح خواهد شد، آشكارا با این بحث مرتبط است. در مورد این رویكرد این موضوع را نیز باید درنظر گرفت كه تاكید بیش از حد بر یك سطح به گونه ای انحصاری، به احتمال رویكردی سودبخش نخواهد بود. چنانكه الگوها نشان می دهند، در بیشتر اختلالات روانی علل    چندگانه ای دخیل اند، و ممكن است درمان های چندگانه نیز مورد نیاز باشد. مشكلات اجتماعی (برای مثال نابسندگی مهارت های اجتماعی) نیازمند درمان متفاوتی از مشكلات زیستی مانند عدم تعادل انتقال دهنده های عصبی (مواد شیمیایی تاثیرگذار بر سیستم عصبی) است. به همین دلیل، رویكردی التقاطی كه كلیه جوانب مشكل را مورد توجه قرار می دهد، بطور كلی مورد تائیداست.

علم، تكیه گاه و پشتوانه روانشناسان در كلیه حوزه هاست و حوزه اختلالات روانی نیز در این میان مستثنا نیست. ویژگی كلیدی رویكرد علمی، طبقه بندی است كه كانون اصلی توجه این كتاب است. ویژگی دیگر، ارائه تبیین های نظری برای اختلالات روانی و پذیرش یا رد فرضیه های برگرفته از   برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید این نظریه ها، از طریق آزمایش وسایر روش های علمی مورد قبول است.

در هر دو مورد مسئله اصلی دست یابی به عینیت و حذف سوگیری است. هدف ارزشیابی این نظام ها و فرایندها به لحاظ روایی علمی شان، بویژه با درنظر گرفتن ملاك های مهم روایی و پایایی خواهد بود.

پیش بینی پذیری، ركن دیگری از رویكرد علمی است. فرض علم بر آن است كه ما قابل پیش بینی هستیم و این مسئله دال بر جبری بودن اعمال بشر است، هرچند سهمی برای اختیار نیز در نظر گرفته می شود؛ بدین معنی كه علم بیشتر با احتمالات سروكار دارد تا با قطعیات. بعضی از روانشناسان بویژه روانشناسان انسان گرا، بر این باورند كه رویكرد علمی را نمی توان بدون قید و شرط پذیرفت، زیرا آنها تصور می كنند انسان آزادی و اختیار دارد و نیز معتقدند ذهنیت (درك انتظارات دیگران) بسیار مهمتر از عینیت است.

بحث طبیعت- تربیت در حیطه ی اختلالات روانی، در مورد بررسی ریشه ی مشكلات روانی مطرح می شود. آیا این مشكل از هنگام تولد وجود داشته است (طبیعت) یا از مجرای تجربه بدست آمده (تربیت)؟ موضوع تعامل گرا [7] موضعی معتدل و میانه، بین این دوست كه هر دو را دخیل می داند. این موضوع در كتاب       آسیب شناسی روانی استرلینگ و هل ول به تفصیل آمده است، ولی میتوان برخی ازآن جنبه ها را در اینجا در نظر گرفت. شاید مهمترین جنبه ی این بحث، رابطه ی این موضوع با روا و پایابودن نظام طبقه بندی است. به منظور انجام كار تحقیقاتی در خصوص علل اختلالاتی چون اسكیزوفرنی، در وهله ی اول باید قادر به شناسایی دقیق افراد مبتلا به آن باشیم. نكته مهم دیگری كه می توان بررسی كرد، تنوع بسیار تاثیرات طبیعت و تربیت در ایجاد اختلالات روانی است. این را می توان به خوبی با سطوح تحلیل پیوند داد كه پیشتر در جریان بحث كاهش گرایی ذكر شدند. تأثیرگذاری كلیه ی سطوح فرهنگی، اجتماعی، شناختی، ژنتیكی و زیستی – شیمیایی را می توان در حوزه ی اختلال رونی مشاهده كرد.

 

مکانیزم های دفاعی در حقیقت تحریف کننده واقعیت هستند و میزان تحریف واقعیت در دفاعهای رشد نایافته و روان آزرده بیشتر از دفاعهای رشد یافته است. هر چه میزان تحریف شناختی یک دفاع بیشتر باشد، به دنبال آن از میزان آگاهی هوشیارانه کاسته می شود و در نتیجه تلاش کمتری جهت مقابله با تحریف شناختی انجام می شود، بنابراین مکانیزمهای دفاعی شناخت اگاهانه ما را از تعارض هایمان کم می کنند، و احساسات متعارض با باورهای ما را تحت تاثیر قرار دهند، از این رو مکانیزمهای دفاعی خصوصاٌ مکانیزمهایی که رشد نایافته ترند، مانعی برای درک واقعیت در فرد می شود و امکان دفاع منطقی و موثر را از وی سلب می کند و ظرفیت بینشی و خود اکتشافی فرد را کاهش می دهند.

فروید سبک دفاعی شخصی[8]، یعنی فراوانی استفاده از مکانیسم های دفاعی متفاوت در مقایسه با دیگران را متغیر اصلی برای شناخت شخصیت، آسیب شناسی و میزان سازش یافتگی می دانست. فرضیه ای که براساس یافته های پژوهشی بسیار مورد تایید قرار گرفته است. برای مثال بیماران افسرده در استفاده از دفاع های درونی سازی[9] و برونی سازی[10] آشکارا متفاوت از افراد غیر افسرده عمل می کنند. مکانیسم ها و سبک های دفاعی سازش یافته با پیامدهای سلامت جسمانی و روانی در ارتباط قرار می گیرند  و مکانیسم ها و سبک های دفاعی سازش نا یافته با بسیاری از شاخص های منفی سلامت مانند افسردگی مرتبط اند.

در این راستا؛پژوهش حاضر رابطه اختلالات روانی از جمله افسردگی ،اضطراب،شكایت جسمانی و غیره با مكانیزم های دفاعی رابر روی دانشجویان را بررسی خواهد كرد.كه این تحقیق در دانشگاه پام نور تربت جام اجرا می شود با ای سوال اصلی كه چه ارتباطی بین اختلالات روانی و مكانیزم های دفاعی در دانشجویان دانشگاه پیام نور تربت جام وجود دارد؟

 

اهمیت و ضرورت مسئله

در نظام روان تحلیل گری هر اختلال روانی با مکانیزم های دفاعی غیر انطباقی مشخص است و دفاعها نقش مهمی در سلامت روانی افراد ایفا می کنند. بررسی های متعددی از این فرض حمایت کرده اند، ودر تحقیقات مشخص شده است که سلامت جسمی و روانی افراد به طور معنا داری با مکانیزم های دفاعی انها در ارتباط است با این توصیف مکانیزم های دفاعی به طور منطقی این ظرفیت را دارند که به عنوان یکی از متغیرهای درمانی در نظر گرفته شوند و در مداخلات درمانی از توجه ویژه ای برخوردار باشند . در این راستا مطالعات نیز اهمیت ارتباط میان مداخلات درمانی و مکانیزمهای دفاعی را مورد تایید قرار داده اند. به عنوان نمونه مطالعات نشان داده اند که درمانهای پویشی –

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:16:00 ب.ظ ]