ترفندها و آموزش ها - روش ها و تکنیک های کاربردی


جستجو



 



حقوق به درستی فراهم گردد.

مقدمه:

کودکی از مراحل بنیادین و بسیار حساس هر انسان در جامعه است. اگر این مرحله به خوبی شناخته شود و به طور مناسب پشت سر گذاشته شود، جامعه مملو از افرادی خواهد شد که قابلیت‌های لازم برای زندگی در وضعیت مطلوب را دارند. کودک نخستین تعامل خود را با محیط، در خانواده آغاز می‌کند و بعد از خانواده، جامعه دومین محیطی است که اثرگذاری و اثر پذیری کودک در آن آغاز می‌شود و کودک اندک اندک در فرآیند رشد اجتماعی قرار می‌گیرد.

از آنجایی که سال‌های اولیه کودکی در رشد و شخصیت و آینده کودک نقش بسزایی دارد، باید به همه ابعاد وجودی کودک از جمله رشد فرهنگی، اجتماعی، عاطفی، شخصیتی و … است، توجه کرد. هر کشوری متعهد به تأمین نیازهای افراد جامعه خود مخصوصاً کودکان در چارچوب و ظرفیت‌های موجود خود می‌باشد، حائز اهمیت است که تمام توان خود را برای گسترش حقوق کودک بکار گیرد. زیرا نتایج مثبت آن در پیشرفت و رشد جامعه نیز تأثیر چشمگیری دارد. در نتیجه کودکان در آینده با مشکلات کمتری مواجه خواهند شد. با توجه مطالب فوق الذکر و آشکار شدن ارزش‌ها و جایگاه والای کودکان و رعایت حقوق فرهنگی و اجتماعی آنان بعضاً شاهد مشکلات و نابرابری‌هایی هستیم. فلذا سعی بر آن است که راهکارها و پیشنهاد‌هایی برای جلوگیری از این نابرابری‌ها ارائه شود.

1- بیان مسأله

حقوق کودک از زیر مجموعه‌های حقوق بشر محسوب می‌شود. در شناسایی حقوق انسان، شناخت موضوع آن، یعنی انسان، اهمیت بسیاری دارد و شناخت کودک به لحاظ وضعیت خاص وی از ارزش والایی برخوردار می‌باشد. کودک، انسانی است که دارای حقوقی اساسی و مشترک با سایر آدمیان می‌باشد و از کلیه حقوق مدنی برخوردار است از این جهت فرقی با بزرگسالان ندارند، اما قانوناً نمی‌توانند حق خود را اعمال و اجرا کنند و توان حفظ و دفاع از آن‌ها را ندارد. همانطور که این حقوق برای همگان آشکار است و این امر مورد عنایت خاص همه قانونگذاران و مصلحان اجتماعی قرار گرفته است، باید گفت، رعایت حقوق کودکان صرفاً در حد یک امر شخصی و خانوادگی نیست، بلکه باید در جامعه با سایر انسان‌ها یکسان دیده شوند. به عنوان عضوی زنده و پویا در زندگی اجتماعی شریک و سهیم باشند. در این راستا دولت با توجه به ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی کودکان، در حمایت از احقاق حقوق آنان باید بکوشد. زیرا کودکان هر جامعه، آینده سازان آن جامعه‌اند، لذا رعایت حقوق آنان نه تنها آینده سعادتمند آنان، بلکه آینده روشن جامعه را نیز نوید می‌دهد.

2- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

کودکان به عنوان عضوی از خانواده و جامعه انسانی به لحاظ آسیب پذیری بسیار و نداشتن توانایی مناسب در دفاع از خود، بیش از دیگران در معرض خطر، تضییع حقوق قرار دارند و باید از ساده‌ترین امکانات زندگی و حقوق اولیه خویش بهره‌مند شوند، زیرا عدم بهره‌مندی از حقوق اساسی، نقض حقوق آنان به شمار می‌آید. باید در جامعه محیطی امن و امکان دسترسی به عدالت برای همه کودکان فراهم شود. از آنجایی که هر کشوری متعهد به تأمین نیازهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی افراد جامعه خود می‌باشد ضروری است که به حقوق کودکان که جزئی از همین افراد جامعه به حساب می‌آیند به حداقل اکتفا نکنند و به حد اعلاء بیندیشند.

باید در رشد و تکامل آن‌ها همه توان را بر کف نهاد و به همه جوانب حقوقی کودکان نگریست. رعایت حقوق و پرورش صحیح آنان باعث آینده روشن جامعه می‌شود به همین جهت باید بیشتر از سایر افراد جامعه مورد توجّه و اهمیت قرار گیرند.

تلاش است که از این نابرابری‌ها بکاهیم و اقدامی هماهنگ برای حقوق کودک در سطح بین‌المللی با مشارکت اعضای جامعه جهانی برای رسیدن به سطحی مطلوب و حداقل استانداردهای حقوق بین‌الملل برای کودکان انجام دهیم که آن‌ها هم به عنوان یک انسان از حقوق خود بهره‌مند شوند، تا گام کوچکی در راستای برطرف نمودن این مشکلات برداشته شود.

3- اهداف تحقیق

هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل حقوق فرهنگی و اجتماعی کودک در حقوق داخلی کشورها و اسناد بین المللی است. باید نظام حقوق کودکان را با توجه به سایر بخش‌های نظام حقوقی، مد نظر قرار دهیم و دچار افراط و تفریط نشویم و نیازهای مادی، معنوی، روحی، جسمی و شأن انسانی آنان و مسائل بسیاری که پایه‌های اصولی توجه به حقوق این گروه خاص اجتماع است را مد نظر قرار دهیم. اقدامی هماهنگ برای حقوق کودک در سطح بین‌المللی با مشارکت اعضای جامعه جهانی برای رسیدن به سطحی مطلوب و حداقل استانداردهای حقوق بین الملل برای کودکان انجام دهیم تا گام کوچکی در راستای بر طرف نمودن این مشکلات برداشته شود.

4- سوالات تحقیق

1) آیا با توجه به قوانین و مقررات کشور در زمینه نقش دولت و تکلیف والدین در حضانت بر کودکان زمینه بهره‌مندی آنان از حقوق فرهنگی و اجتماعی به نحو مناسب مهیا است؟

2) آیا در این زمینه در حقوق ایران در مقایسه با اسناد بین‌المللی تفاوت‌هایی وجود دارد؟

5- فرضیه های تحقیق

1) در خصوص تکلیف دولت و والدین در زمینه بهره‌مندی کودکان از حقوق فرهنگی و اجتماعی آنان از لحاظ نظری مهیاست، اما در عمل و اجرا با مشکلات رو به رو هستیم.

2) در مقایسه با اسناد بین‌المللی از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی- اجتماعی- فرهنگی، کنوانسیون حقوق کودک، مقاوله نامه سازمان بین المللی کار تفاوت‌هایی در این زمینه وجود دارد.

6- روش تحقیق

روش تحقیق توصیفی و تحلیلی می‌باشد و روش گردآوری اطلاعات کتابخانه‌ای با بهره گرفتن از منابع معتبر و موثق کتابخانه‌های کشور و نیز جستجوی اینترنتی است. البته در موارد جزئی از روش میدانی نیز استفاده گردیده است.

7- ساختار تحقیق

پایان نامه حاضر در سه فصل کلی تنظیم شده است که هر کدام، بخش‌ها و زیر مجموعه‌هایی در بر دارد:

فصل اول تحت عنوان کلیات شامل چهار بخش می‌باشد؛ در بخش اول، به تعاریف و مفاهیم پرداخته شده. و سپس، پیشینه حقوق کودک در جهان و در ایران مورد بررسی قرار گرفته. در بخش سوم، به آثار و مزایای حقوق فرهنگی و اجتماعی کودک پرداخته شده است و در انتها، جایگاه حقوق   برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید کودک در نظام حقوقی، از نگاه قرآن، در ایران، در اسناد بین‌المللی مورد بررسی قرار گرفته است.

فصل دوم نیز، به حقوق فرهنگی ناشی از حضانت اختصاص داده شده است که شامل دو بخش است؛ بخش اول، حق آموزش و پرورش. بخش دوم، حق آزادی و شرکت در مجامع و اجتماعات.

فصل سوم راجع به حقوق اجتماعی ناشی از حضانت است که شامل دو بخش می‌باشد؛ در بخش اول، به خانواده به عنوان عنصر اساسی پرداخته شده و سپس حق شرایط مناسب زندگی کودک ( حق خوراک، حق مسکن، حق بهداشت، حق تأمین اجتماعی، حق ممنوعیت کار اجباری ) به رشته تحریر در آمده است.

فصل اول: کلیاتی در باب مفاهیم بنیادین

1-1- تعاریف و مفاهیم

1-1-1- حق

انسان موجودی مدنی الطبع است و زندگی به صورت انفرادی برای وی بسیار مشكل و تقریباً غیرممكن خواهد بود، لذا تشكیل جامعه انسانی كه در آن افراد جامعه نیازهای یکدیگر را مرتفع سازند،  ضرورتی اجتناب ناپذیر است. اما در همین جامعه انسانی بعضاً اختلافاتی ایجاد می‌شود كه ضرورت وجود ابزار و دانشی كه بتواند به تنظیم روابط بین افراد جامعه و رفع اختلافات بپردازد احساس می‌شود. ریشه بسیاری از این اختلافات در تصوری است که افراد جامعه از تعریف حق در نظر دارند به این ترتیب که یک طرف حق خود را توسط دیگری از بین رفته می‌داند و این در حالیست كه طرف مقابل منكر چنین ادعایی است، سوالی كه در این قسمت مطرح می‌شود این است كه حق چیست؟ این سوال به ظاهر پیش پا افتاده موثر در بسیاری موضوعات و مفاهیم دیگر است به ویژه اینکه تصور قانونگذار در این خصوص ممکن است به ایجاد حق بیانجامد. در هر حال به لحاظ اهمیت این موضوع فلاسفه، بزرگان دین و حقوقدانان به کرات در این خصوص سخن به میان آورده‌اند و گاهی اختلاف نظر در تعاریفشان دیده می‌شود.

در فرهنگ فارسی معین از حق به معنای راست، درست، مقابل باطل، حقیقت، یقین، عدل، داد، انصاف، سزاواری، شایستگی و… یاد شده است. ( معین، 1389: 405 )

در لغت نامه دهخدا حق در لغت به معنای ثابت یا هر چیز ثابتی است که انکار آن رواست؛ به عبارت دیگر، حق یعنی موجود ثابت. ( دهخدا، 1387: 9142 )

آنچه که بیان شد نشان دهنده آن است که حق واژه‌ای عربی است. که به معنای ثبوت و تحقیق است و وقتی می‌گوییم چیزی تحقق دارد، یعنی ثبوت دارد. ( مصباح و کریمی نیا،20:1380 )

گاه معادل آن در زبان فارسی همتی پایدار به کار برده می‌شود. یعنی هر چیزی که از ثبات و پایداری بهره‌مند باشد، حق است. ( آملی، 1375: 74 )

حق در اصطلاح فقهی نوعی از سلطنت است بر چیزی متعلق به عین، مانند حق تحجیر و حق رهانه و حق غرماء در ترکه میّت؛ یا متعلق به غیر عین، مانند حق خیار. ( قاسم زاده مقدم، 1367: 3 )

در جای دیگری ذکر شده است که حق امتیاز و نفعی است متعلّق به شخص که حقوق هر کشور در مقام اجرای عدالت از آن حمایت می‌کند و به او توان تصرف در موضوع حق و منع دیگران از تجاوز به آن را می‌دهد. ( کاتوزیان،442:1381 )

امّا از لحاظ حقوقی تعریف حق متفاوت است، برخی در تعریف آن آورده‌اند که حق “سلطه و اختیاری است که حقوق هر کشور به منظور حفظ منافع اشخاص به آن‌ها می دهد.” ( کاتوزیان، 1382: 249 )

به نظر می‌رسد حق، نوعی امتیاز خاصّی است که ذی حق از آن بهره‌مند می‌شود و این امتیاز تضمین شده است.

می‌توان اینگونه حقّ را معنا کرد که حق امری است که به سود فردی است و بر عهده دیگران. با این اوصاف حق همیشه در برابر تکلیف قرار می‌گیرد. زیرا جایی که حق مطرح باشد در مقابلش تکلیفی هم وجود دارد. مثلاً وقتی کودک نسبت به پدر حقّ نفقه دارد، در مقابل بر پدر تکلیف است که این حق را ادا کند. البّته عکس این قضیه هم وجود دارد و اینگونه نیست که لازمه هر تکلیفی وجود یک حق باشد.

1-1-2- حق بودن یا حق داشتن

«حق بودن» و «حق داشتن» از دیرباز یكی از مهم‌ترین دغدغه‌های انسان در ساخت اندیشه و عمل فردی و اجتماعی بوده است.

پیشینه طولانی گفت وگوها و نظریه پردازی‌ها درباره «حق» و تأمّلات فراوانی كه متفكران در طول تاریخ نسبت به ابعاد گوناگون حقوق طبیعی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و… داشته‌اند، هرگز باعث نشده است كه مسأله «حق» و «حقوق» اهمیت و حساسیت خود را از دست بدهد و در شمار مقولات تاریخمند زندگی انسان درآید! بلكه تا آنجا كه حافظه منابع تاریخی به یاد می‌آورد مسأله حق و حقوق برای انسان اجتماعی مطرح بوده است و هر چه زمان بر آن گذشته اهمیت آن پررنگ‌تر شده است.اینكه گذشت زمان و تكرار بحث و نظر درباره «حق» و «حقوق»، این مهم را از رونق نینداخته، بلكه ضرورت آن را شفاف‌تر نموده است، ارتباط مستقیمی با رشد اندیشه، تحلیل‌ها و تأمّلات علمی بشر در سده‌هـای اخیر دارد. ( ترابی، بی‌تا:1 )

واژه‌های «حق» و «حقوق» هر چند دارای ریشه لغوی یکسانی هستند و چه بسا فرق آن دو فقط در مفرد و جمع بودن باشد، اما در كاربردهای آن دو می‌توان تفاوتی را مورد شناسایی قرار داد؛ واژه «حق»، هم با فعل «بودن» و هم با فعل «داشتن» به كار می‌رود؛ «حق بودن» به معنای مطابق با واقع بودن، ثبات و واقعیت داشتن، و «حق داشتن» به معنای برخورداری از یك امتیاز، امكان و قدرت برای انتخاب كردن. اما واژه «حقوق» در زبان فارسی به صورت یك اصطلاح برای «حق‌های داشتنی» در آمده است و با فعل «داشتن» به كار می‌رود. برخی محققان مباحث فلسفه حقوق، معتقدند كه توجه انسان‌ها در گذشته تاریخ بیشتر معطوف به «حق بودن» در برابر «باطل بودن» بوده است و كمتر به مقوله حقوق به عنوان «حق داشتن» می‌پرداخته‌اند. ( همان منبع، 3 )

به تعبیر این محققان، انسان گذشته به مسأله «حق» بیشتر از زاویه كلامی و اعتقادی نگریسته و دغدغه فهم درست و نادرست را داشته است، تا قلمرو تكلیف و مسؤولیت خود را در قبال آن روشن سازد و از این منظر، حق در مطالعات آنان جنبه مسؤولیت آفرینی و تكلیف زایی داشته است. در حالی كه انسان معاصر حق را از منظر حقوقی مورد توجه قرار داده و همّتش آن است تا میدان‌های اختیار خود را شناسایی كند و دامنه انتخابگری و اعمال اراده و قدرت و خواست خود را گسترش دهد. به نظر اینان، اثبات هر حق در منظر كلامی و فلسفی قدیم، تكلیف‌ها و محدودیت‌هایی را برای انسان به دنبال داشت و اثبات هر حق در نگاه حقوقی جدید، آزادی‌های بیشتری را در اعمال اراده و انتخاب برای انسان به همراه دارد. ( همان منبع، 4 )

این نوع نگاه، گرچه می‌خواهد میان «حق بودن» و «حق داشتن» فـاصله‌ای ژرف پدید آورد و «حق بودن» را مقولـه‌ای سنتی و كهنـه و «حق داشتن» را موضوع نو و جدی برای نسل معاصر معرفی می‌كند. اما براستی اگر میان این دو حق هرگونه ارتباطی را انكار كنیم موضوع «حقوق انسان» به منزله امتیازها و اختیارهای كاملاً قراردادی و بی‌پشتوانه و شكننده تلقی خواهد شد.

هر حقی از نوع «حق داشتن» زمانی جدی و پایدار و قابل دفاع است كه متّكی به حقّی از نوع «حق بودن» باشد و اگر حق‌های بنیادین هستی را نادیده انگاریم، حقوق انسان چون زورقی بی پناه، دستخوش امواج تحلیل‌ها، نظریه‌ها، نیازها خواهد شد و گاه ضد خود را درون خویش خواهد پرورید. ( همان منبع، 5 )

برخی اندیشمندان اوایل قرن بیستم، از جمله حقوقدان آمریکایی، وسلی هوفلد، معتقدند که وقتی از حق سخن می‌گوییم، در همه موارد به یک معنا نیست. وی چهار معنا برای

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1398-07-10] [ 08:17:00 ب.ظ ]




خلقت انسان از یک زن و مرد است که ارکان خانواده می‌باشند و نیز در آیات دیگر به‌صورت صریح یا تلویحی وظایف اعضاء خانواده بیان گردیده است و در روایات وارده از معصومین«علیهم‌السلام» که به‌عنوان یکی از منابع چهارگانۀ استخراج احکام شرعیۀ فرعیه شمرده می‌شوند به‌صورت کامل تمام جزئیات وظایف و مسؤلیت‌های اعضاء خانواده و حقوق متقابل یکدیگر بیان شده است.

باید دانست انجام هر وظیفه‌ای منوط به آگاهی و اطلاعات لازم دربارۀ آن تکلیف می‌باشد. آگاهی عالمانه و دقیق که در پرتو آن انگیزۀ لازم جهت عمل به آن ایجاد شود. اعضاء خانواده ابتدا آگاه از مسئولیت‌های خویش گردند و آنگاه انتظار عمل به آن تکالیف و وظایف را از آن‌ها داشته باشیم.

وظایف و تکالیف اعضاء خانواده را در یک تقسیم‌بندی به دو دسته می‌توان تقسیم کرد:

1-وظایف والدین نسبت به فرزندان

2-وظایف فرزندان نسبت به والدین

در فرهنگ غنی اسلام، این حقوق و وظایف به درستی رعایت گردیده؛ مثلاً اگر حق طاعت را برای والدین به گردن و در تعهد فرزندان و حق تربیت را برای فرزندان به گردن والدین (پدر و مادر) بر شمرده، این حق طاعت و این حق تربیت براساس حقوق متقابل جعل شده است؛ یعنی اگر بر فرزند لازم است که از والدین خود اطاعت کند به این دلیل نیست که والدین بر آن‌ها سلطه دارند و صرفاً به خاطر رعایت مصالح آن‌ها باشد؛ بلکه در حق طاعت، مصالح فرزند در نظر گرفته شده است و رعایت این حق، درواقع برای این است که پدر و مادر با فرزند، با هماهنگی کامل زندگی و رشد نمایند. درواقع پدر و مادر با امر و نهی، مطابق مصالح فرزند، علاوه‌براینکه فرزند خود را تربیت می‌کنند، خود در پرتو آن رشد می‌کنند.

اهمیت موضوع رعایت حقوق متقابل والدین و فرزندان برابر با اهمیت تربیت انسان‌های شایسته برای جامعه و استحکام نهاد خانواده است. شناخت صحیح و التزام به رعایت حقوق هریک از والدین و فرزندان می‌تواند جامعه را به سوی اعتدال اخلاقی، اجتماعی و رفتاری سوق دهد؛ به‌طوری‌که والدین شایسته می‌توانند خدمتگزاران مفیدی برای آیندۀ جامعۀ بشری بسازند و فرزندان برخوردار از پدر و مادر شایسته این فرصت را خواهند یافت که خود، پدران و مادران شایسته‌ای برای تربیت نسل‌های آینده باشند.

تحقیقاتی که تابه‌حال توسط دانشمندان و محققین محترم دربارۀ وظایف و تکالیف متقابل والدین و فرزندان صورت گرفته که امید است خدمات آن‌ها موردقبول درگاه پاک احدیت باشد، بیشتر حول محور اخلاقیات است و از منظر روایات وارده به موضوع پرداخته‌اند.

در آنچه که به‌عنوان پایان‌نامه، پیش روی است، تلاش شده است تا در لابه‌لای کتب فقهی و منابع اصیل به‌عنوان کتب پایه و مرجع، هر جا حکمی را که به نحوی بیان‌کنندۀ مسؤلیت‌های متقابل والدین و فرزندان نسبت به همدیگر بوده، یافته و به‌صورت دسته‌بندی‌شده ارائه شود. به بیان دیگر، وظایف و تکالیف متقابل والدین و فرزندان از دیدگاه فقهای امامیه مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. می‌دانیم که   برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید یکی از نکاتی که در مدخل هر بحث دارای اهمیت می‌باشد، تبیین مسئله، پرسش‌های اصلی، هدف، فرضیه‌ها، روش تحقیق، روش کار و تقسیم مطالب است که در آن موضوع به کار رفته است.

توضیح و بیان این مباحث کمک زیادی به فهم دقیق اصل موضوع می کند؛ بنابراین لازم است قبل از ورود به مبحث اصلی، به ذکر این مباحث پرداخته شود.

 

 

کلیات تدوین رساله:

الف) تبیین مسئله

ب) سؤالات تحقیق

ج) اهداف

د) روش تحقیق

ه) روش کار

و) تقسیم مطالب

 

الف) تبیین مسئله:

خانواده به‌عنوان مهم‌ترین نهاد اجتماعی همواره مورد‌توجه ادیان و قانونگذاران بوده است؛ زیرا صلاح و فساد خانواده ارتباط مستقیم با کمال و انحطاط جوامع بشری دارد. در اسلام نیز اهتمام ویژه‌ای به این نهاد شده است. مطالعۀ حاضر به‌منظور بررسی حقوق متقابل والدین و فرزندان نسبت به همدیگر مورد بحث قرار خواهد گرفت و ضمن بررسی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:17:00 ب.ظ ]




1-1)مقدمه 3

1-2)بیان مسئله 5

1-3)اهمیت و ضرورت مساله 10

1-4)اهداف پژوهش 11

1-4-1)هدف اصلی: 11

1-4-2)اهداف فرعی: 11

1-5)فرضیات پژوهش 12

1-5-1)فرضیه اصلی: 12

1-5-2) فرضیات فرعی: 12

1-6)تعاریف نظری و عملی تحقیق: 13

 

فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1)هوش چیست؟ 17

2-1-1)مفاهیم و تعاریف هوش: 18

2-1-2)مساله خلق 19

2-1-3) نظریههای هوش: 20

2-1-3-1)نظریه عامل G: 22

2-1-3-2) نظریه عامل گروهی: 23

2-1-3-3)تئوری سه بعدی گلیفورد: 24

2-1-3-4)نظریه پیاژه: 26

2-1-3-5)نظریه سه وجهی استرنبرگ: 27

2-1-4)هوش معنوی و برخی تعاریف آن: 35

2-1-5) اجزا هوش معنوی 38

2-1-6) ویژگیهای هوش معنوی: 41

2-1-7) نقش عصب شناسی در هوش معنوی: 41

2-1-8) ایجاد هوش معنوی: 41

2-1-8-1) مولفههای هوش معنوی: 43

2-1-9) تفاوت هوش معنوی، هوش عاطفی و هوش منطقی: 43

2-1-10) مقایسه افراد به لحاظ هوش معنوی: 44

2-1-10-1)افراد دارای هوش معنوی پایین: 44

2-1-10-2)افراد دارای هوش معنوی بالا: 45

2-1-11) تأثیر هوش معنوی در محیط کار و زندگی: 45

2-1-12) الگوهای پاراداریم هوش معنوی: 46

2-1-13)دیدگاه‌های روان‌شناسانه به معنویت: 47

2-1-13-1)نظریه انسان‌گرایی به معنویت: 47

2-1-13-2)نظریه رفتارگرایی شناختی نسبت به معنویت: 48

2-1-13-3)نظریه روانکاوی نسبت به معنویت: 48

2-1-13-4)نظریه فرا فردی نسبت به معنویت: 48

2-1-13-5)نظریه انتقاطی و یک پارچه نسبت به معنویت: 49

2-2)باور: 49

2-2-1)مفهوم باور: 49

2-2-2)اهمیت باورها: 50

2-2-3)باورهای غلط: 51

2-2-4)ابعاد تفکرات غیرمنطقی: 53

2-2-5)تفکرات غیرمنطقی: 55

2-2-6)نظریه شخصیت آلبرت آلیس: 58

2-2-6-1)مبنای فیزیولوژیک: 58

2-2-6-2) مبنای اجتماعی: 59

2-2-6-3)مبنای روانشناختی: 59

2-2-7)نظریه A-B-C: 60

2-2-8)دیدگاه الیس درباره ماهیت انسان: 61

2-2-8-1) اصول ششگانه دیدگاه الیس: 63

2-2-9)انواع تفکرات غیرمنطقی: 65

2-2-10)راهبردهایی برای کشف اعتقادهای غیر منطقی: 72

2-2-11)ماهیت سلامتی و آشفتگی روان شناختی: 72

2-2-12)پژوهش‌ها و برآیندها: 74

2-3)توان مقابله با استرس: 77

2-3-1)تعاریف مقابله 77

2-3-2)راهبردهای مقابله: 79

2-3-3)رویکردهای شناختی مقابله: 82

2-3-4)شیوه‌های مقابله: 84

2-3-5)شیوه‌های مقابله هیجان محور: 85

2-3-6)شیوه‌های مقابلهای مساله محور: 87

2-3-7)راهبردهای کارآمد و ناکارآمد در مقابله با استرس: 89

2-3-8)عوامل تاثیر گذار بر نوع و کیفیت مقابله فرد: 93

2-3-9)استرس 94

2-3-9-1)تعریف استرس: 94

2-3-10)استرس و مقابله: 98

2-3-11)ابعاد وقایع فشارزا و پاسخ به استرس: 100

2-4) پیشینه تحقیق 102

  برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

2-5) مدل مفهومی تحقیق 115

 

فصل سوم: روش تحقیق

3-1) مقدمه: 117

3-2) روش تحقیق: 117

3-3) جامعه آماری: 117

3-4) روش نمونه‌گیری و اجرا: 118

3-5) ابزار گردآوری اطلاعات: 119

3-6) تعیین حجم نمونه: 121

3-7) پایایی 121

3- 7-1) ثبات سنجه‌ها 121

3-7-2) سازگاری درونی سنجه‌ها 122

3-8) روایی 123

3- 8-1) روایی محتوا: 123

3- 8-2) روائی وابسته به معیار: 123

3- 8-3) روائی سازه (مفهومی‌): 123

3-8-4) آزمون پایایی 124

3-9) آزمون فرض نرمال بودن متغیرها: 125

3-10) روش تجزیه و تحلیل داده‌ها: 126

 

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده‌های آماری

4-1) مقدمه 128

4-2) بررسی ویژگی‌های جمعیت شناختی 129

4-2-1) جنسیت 129

4-2-2) تحصیلات 130

4-2-3) وضعیت سنی 131

4-3) آزمون فرضیات تحقیق 132

4-3-1) آزمون فرضیه اصلی پژوهش 132

4-3–2) آزمون فرضیه فرعی اول 133

4-3-3) آزمون فرضیه فرعی دوم 134

4-3-4) آزمون فرضیه فرعی سوم 136

4-3-5) آزمون فرضیه فرعی چهارم 137

4-3-6) آزمون فرضیه فرعی پنجم 138

 

فصل پنجم: نتیجه‌گیری و پیشنهادات

5-1) مقدمه 141

5-2) نتایج حاصل از آزمون فرضیات تحقیق 141

5-2-1) نتایج حاصل از آزمون فرضیه اصلی تحقیق: 141

5-2-2) نتایج حاصل از آزمون فرضیه فرعی اول: 143

5-2-3) نتایج حاصل از آزمون فرضیه فرعی دوم: 145

5-2-4) نتایج حاصل از آزمون فرضیه فرعی سوم: 146

5-2-5) نتایج حاصل از آزمون فرضیه چهارم تحقیق: 148

5-2-6) نتایج حاصل از آزمون فرضیه پنجم تحقیق: 150

5-3)پیشنهادات 151

5-4) محدودیت‌های تحقیق 152

 منابع 153

چکیده

هدف این تحقیق بررسی تاثیر هوش معنوی و باورهای غیرمنطقی بر توان مقابله با استرس اداره گاز کاشان می‌باشد. در سالهای اخیر مفهوم هوش تنها به عنوان یک توانایی شناختی در نظر گرفته نمی شود ، بلکه به حوزه‌های دیگری مانند هوش هیجانی، هوش طبیعی، هوش وجودی وهوش معنوی گسترش یافته ازطرفی باورهای غیرمنطقی میانجی گر حالات هیجانی هستند و می توانند به عنوان علت اصلی پریشانی هیجانی تجربه شوند. در این تحقیق ضمن بررسی هوش معنوی و باورهای غیرمنطقی کارکنان به دنبال بررسی این دو متغییر برتوان مقابله با استرس می باشیم که ببینیم آیا توجه به هوش معنوی کارمندان هنگام جذب و حین کار می تواند کمک اساسی به پیشبرد اهداف کند. این تحقیق از  نوع پژوهش­های همبستگی و از نظر مقطع جمع‌آوری داده‌ها از نوع پژوهش­های تک مقطعی است که جهت جمع آوری اطلاعات مورد نیاز برای تدوین پیشینه تحقیق و مبانی نظری آن از روش کتابخانه ای استفاده گردیده است. جامعه ی آماری این پژوهش کارمندان اداره گاز کاشان است که پرسشنامه برای کارکنان اجرا گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم‌افزاری SPSS استفاده شده است جهت بررسی فرضیه اصلی و فرضیات فرعی تحقیق از رگرسیون خطی استفاده شده است. نتایج تجزیه و تحلیل آماری فرضیات تحقیق نشان داد بین هوش معنوی و مولفه‌های مقابله با استرس از نوع مساله مدار، اجتنابی و هیجان‌مدار تاثیرپذیری مثبت برقرار است در صورتیکه بین باورهای غیرمنطقی و مولفه‌های استرس تاثیرپذیری منفی دیده می‌شود و همچنین بین باورهای غیرمنطقی و هوش معنوی نیز تاثیرپذیری منفی دیده می‌شود. نتیجه آزمون تی یک طرفه نیز نشان داد تنها مولفه استرس از نوع مساله‌مدار بر توان مقابله با شرایط پر استرس در کارکنان شرکت ملی گاز ناحیه کاشان اثرگذار است.

کلمات کلیدی: هوش معنوی، باور غیرمنطقی، استرس، مساله مدار، اجتناب مدار

 1-1)مقدمه

در قرن حاضر استرس یکی از علل بسیاری از بیماریها بوده و اختلالات روانی، بیماریهای قلبی، گوارشی، پوستی و… را می‌تواند موجب شود و حدود 75 درصد از شکایت‌های پزشکی ناشی از استرس تخمین زده شده است (کیه کولت[1]، گلیزر[2] و همکاران 1986)

سلامتی موضوعی مشترک در بسیاری از کشور‌ها و فرهنگ‌هاست که همه سازمان‌های بهداشتی- درمانی جهت دستیابی به آن تلاش می­کنند. سلامتی دارای ابعاد مختلف جسمی، روحی – روانی، اجتماعی و عاطفی و شغلی است و لازم است به همه ابعاد توجه شود (درویش پور کاخلی و همکاران، 1388).

شغل هر فرد از عوامل بسیار مهم اثر گذار بر سلامتی اوست که فرد را در معرض عوامل تهدیدکننده سلامتی قرار می‌دهد و در این میان برخی مشاغل به واسطه در معرض قرار دادن فرد با عوامل تنش زای متعدد و مختلف فیزیکی، جسمی، روانشناختی و اجتماعی بیش از سایر مشاغل به سلامتی فرد آسیب می­رساند (چونبه، امیرزاده، 2001، حلم سرشت و دل پیشه 1993). و در این میان پرستاری یکی از پر مخاطره‌ترین مشاغل است که به عنوان یکی از چهار حرفه اول پراسترس دنیا شناخته شده است (درویش پور کاخلی، 1388)

استرس شغلی به عنوان یکی از مهمترین عوارض شغلی است که سالیانه حدود دویست میلیون دلار هزینه به بار آورده و کاهش بازده کاری، غیبت تعارضات کاری و افزایش هزینه‌های بهداشتی درمانی و… را به دنبال دارد (مایکنبام دونالد[3]، ترجمه مبینی، 1376)

نوبت‌های کاری متغیر و در گردش، ساعات کاری طولانی، بیدار ماندن‌های متوالی و فقدان استراحت کافی مواجهه مداوم بادرد و آلام بیماران، دیدن و انجام مداخلات درمانی- مراقبتی در صحنه‌های ناخوشایند همچون احیاء مرگ و فضای بحرانی بخش، چالش‌های شغلی با همکاران و تناقض در وظایف: مواجهه با بیماران و همراهان آن‌ها در معرض قرار گرفتن انواع مواد شیمیایی و پرتو‌های خطرناک تشخیص ودرمانی و انواع بیماری‌های عفونی تعدادی از عوامل تنش‌زا و تهدیدکننده سلامتی کارمندان می‌باشد (حاتمی رضوی 2003 گودرزی 1994 و فتحی 2004، نقل از درویش پور کاخلی و همکاران 1388).

لذا جهت کمک به آسیب شناسی قضیه و ارائه راهکار‌های موثر مقابله با استرس و نیز با توجه به فضای دینی جامعه ما و اثر هوش معنوی و طرز تفکر افراد بر استرس این عنوان تحت پژوهش قرار گرفت.

افراد با استفاده از هوش معنوی به حل مشکلات خود در حیطه‌های معنایابی و ارزش‌های واقعی می‌پردازند هوش معنوی اساس اعتقادات، ارزش‌ها و اعمال و ساختار زندگی ما بوده بعلاوه زمینه درست اندیشیدن و استفاده از ظرفیت‌ها و منابع معنوی در اتخاذ تصمیم‌های مهم و صحیح و اندیشه در مسائل وجودی و تلاش امیدوارانه در حل مسائل و مشکلات روزمره را فراهم می‌کند رشد معنوی فرآیند بیداری و هوشیاری درونی دور ریختن باور‌ها و تصورات نادرست و غیر واقعی است و برای سلامت روان همه افراد اهمیت دارد (عبدالله‌زاده، 1388).

رشد معنوی پایه و مبنای زندگی فاقد هر گونه فشار، دغدغه، ترس و اضطراب است (همان منبع).

تنها تفاوت میان افراد به هنجار و ناهنجار در فراوانی و شدتی است که خود را با اتکا بر تفکر غیر عقلانی‌شان ناراحت می‌کنند (پروچیکاونورکراس[4]، 2007، ترجمه سید محمدی، 1387).

لذا قضاوت‌ها و ادراکات تهدید کننده ما عمدتاً توسط عواملی مانند افکار نگرش‌ها و تجارب ما ایجاد شده و نحوه ادراک ماست که بر میزان و کیفیت فشار روانی تاثیر خواهد گذاشت و نگرانی‌های ناسازگارانه حاصله در یک دور باطل فزاینده به تصاعد مداوم اضطراب و نگرانی منجر می‌شود که این خود سلامت ما را در تمامی جنبه‌ها متاثر خواهد کرد. (الزایت و پاول[5]، ترجمه، بخشی پور، رودسری و صبوری مقدم، 1377).

لذا تلاش ما در این پژوهش بررسی قابلیت ویژه هوش معنوی و ایجاد تقویت باور‌ها و هوش معنوی و انسانی و نیز اصلاح و تقویت اندیشه‌ها و دیدگاه‌ها به مسائل در جهت درک درست، صحیح و مثبت تر به واسطه کاهش تنش، اضطراب و نگرانی و گزینش شیوه‌های مقابله‌ای مطلوب در برابر آن‌ها می‌باشد که نهایتاً کارمندان، این قشر خدوم و ایثارگر که خود برای تندرستی جامعه از جان مایه می‌گذارند آسیب شناسی شده و سالم تر وشاداب تر به حرفه و زندگی خویش بپردازند.

1-2)بیان مسئله

بطور کلی استرس حاصل نیاز به سازگاری فیزیکی ذهنی و احساس در مقابل یک تغییر است استرس تا حدی می‌تواند مفید باشد چرا که به زندگی تحرک و جذابیت می‌بخشد (ورا، پانیز[6]، 1380) این مقدار استرس برای رشد و تکامل شخصیت لازم بوده و این استرس به هنجار می‌باشد. (شاملو، 1386) مطالعه استرس شغلی در سال 1965 با هانس سلیه آغاز شد. استرس علاوه بر اثرات روانی، بر رفتار و سلامت جسمانی و نیز از طریق مکانیسم‌های سایکو فیزیولوژیک در دراز مدت به ایجاد و تشدید اختلالات جسمی و روانشناختی می‌انجامد. (فرید من[7]، 2002) .

 بک[8] و همکاران (1995) اظهار می‌دارند که اضطراب زمانی ایجاد می‌شود که تعداد و میزان تهدید‌های ادراک شده از میزان توانایی و قابلیت مقابله با آنها پیشی بگیرد که فرد احساس می‌کند در معرض خطر قرار دارد و آسیب پذیر، مشوش و مضطرب می‌شود. (کلارک[9]، مزبورن[10]، 1999، نقل از جعفرزاده، 1387).

از آن جا که پیامد‌های استرس تهدیدی جدی برای سلامت در تمامی جنبه‌ها به شمار می‌آید و موجب کاهش لذت و بهره وری فرد از یک زندگی پربار شده همچون سدی مانع ترقی و پیشرفت می‌شود و از آن جا که بسیاری از استرس‌های روزمره با ساده ترین شیوه‌ها قابل پیشگیری هستند لذا پژوهش آسیب شناسانه اخیر که گامی در جهت شناسایی و حل مشکلات و ارتقاء زندگی کارمندان است ضروری می‌نماید پاسخ‌های سازگارانه افراد به استرس در جهت کاهش فشار روانی و بقاء تعادل سیستم عمل می‌کند در حالیکه پاسخ‌های ناسازگارانه منجر به تشدید انتظارات موجود شده و سیستم را به سمت بی ثباتی سوق می‌دهد.

تلاش‌های سازگارانه موجب افزایش تاثیرات بلند مدت شده و صرفاً به واسطه مداخله و خواست خود فرد منتج به کاهش فشار‌های روانی می‌شود و زمینه ارتقاء مهارت، سلامت و اعتماد به نفس را فراهم کرده بر میزان مقاومت در برابر فشار‌های آتی می‌افزاید در حالیکه روش‌های مقابله‌ای ناسازگارانه را تشخیص نداده و به درستی درک نمی‌کند مثلاً موقعیت را به طور غیرمنطقی فاجعه آمیز، شدیدتر، منفی‌تر و… تلقی می‌کند. لذا تفاوت حاصله در نوع و کیفیت مقابله افراد در مقابل تنش حاصل متغیرهایی مانند شخصیت، انگیزه، توانمندی و… است (نقل از خزایی، 1385). لازاروس[11] و فلکمن[12] (1984) می‌گویند مقابله تحت شرایط استرس روانشناختی رخ داده و شامل اقدامات عمومی برای حل مساله از طریق جستجوی اطلاعات پیرامون آن و یا دور شدن از مساله به منظور کاهش تنش می‌باشد (ترجمه نجاریان، اصغری، دهقانی، 1375).

دیو 1987 مقابله را تلاش فعال یا منفعلانه برای پاسخ به یک موقعیت تهدید می­داند که به منظور دور کردن تهدید یا کاهش ناراحتی رخ می‌دهد(به نقل از خزاعی، 1380).

دالتون[13] (2002) نشان داد که شیوه مقابله با استرس بر سازگاری اجتماعی و خودکفایی افراد تاثیر عمده‌ای دارد.

مسلم است که وقایع به خودی خود فشارزا نبوده بلکه فشار زا بودن یا نبودن و شیوه مقابله آن‌ها بستگی به این دارد که آن واقعه توسط فرد چگونه ارزیابی شود. اکثر روانشناسان شاغل در زمینه استرس معتقدند که ارزیابی موقعیت ادراک شده متغیری اساسی در تعیین میزان استرس روانشناختی می‌باشد وقتی وقایع فشارزا درک می‌شوند که افراد منابع خود برای مقابله را کافی ندانند. (تیلور[14]، 1991، انیدلر[15] پارکر[16]، 1993).

پس افرادی که بدون دلیل خود را ناراحت می‌کنند نمی‌توانند سالم زندگی کنند و از زندگی رضایت خاطر داشته باشد و علت عمده آن نیز وجود یک رشته تفکرات غیرعاقلانه آزار دهنده است افرادی که پیام‌های ملال آور، عجیب و غریب، تکراری یا متضاد را منتقل می‌کنند در واقع از یک شیوه تفکر گژ کار بهره می‌برند.

گرایش به جزمی فکر کردن، یاد آوری مداوم افکار منفی و امتناع از تقابل با این تفکرات در فرد استرس، تنش، بیماری و… ایجاد می‌کند. (آلیس[17]، 1973).

جلالی طهرانی (1372) می‌گویند یک فکر غیر منطقی که منجر به آسیب و تشویق می‌شود حقیقت ندارد یعنی ظن و گمان بوده، بوسیله دلیل و برهان قابل اثبات نیست و نوعی ماهیت اجبار و الزام دارد به آشفتگی و تشویش در فرد منجر شده، انرژی فرد را به هدر می‌دهد او را از اهدافش دور می‌سازد و یک فکر غیرمنطقی از مواجهه موفق فرد با رویداد‌ها ممانعت می­کند هوش معنوی بیانگر مجموعه‌ای از توانایی‌ها و ظرفیت‌ها و منابع معنوی است که بکارگیری آن‌ها موجب افزایش انطباق پذیری و در نتیجه سلامت روان افراد می‌شود هوش معنوی هوشی است که مشکلات معنایی و ارزشی انسان را حل کرده و به اعمال و زندگی انسان در سطحی وسیع تر و قدرتمندتر مفهوم می‌بخشد به واسطه آن معنا و مسیر زندگی فرد قابل ارزیابی خواهد بود. بنیان عملکرد هوش معنوی کاراتر از هوش عقلانی و عاطفی می‌باشد. کینگ راهبرد­های مقابله‌ای و تکنیک‌های حل مساله با استفاده از معنویت را کاربرد‌های انطباقی هوش معنوی می‌داند. هوش معنوی بعنوان یک میانجی در ارتباطات عمل کرده و همبستگی معنی داری با سازگاری داشته به ما در درک موقعیت کمک می‌کند (معلمی، رقیبی، سالاری درگی، 1389).

تحقیقات نشان داده است که اعتقادات معنوی و روحانی و اقدامات و تعهدات به هم مرتبط بوده و نتایج مثبتی در روح و روان وسلامت جسمانی ما داشته و زمینه ساز بهبود ارتباطات مثبت میان فردی می‌شود   (ضیایی، نرگسی و آبیاقی اصفهانی، 1387). هوش معنوی ممکن است امری شناختی – انگیزشی باشد که مجموعه‌ای از مهارت‌های انطباقی بوده و منابعی را که حل مساله و دستیابی به هدف را تسهیل می‌کند معرفی می‌نماید فرد می‌تواند از این هوش برای چارچوب دهی و تفسیر مجدد تجارب خود بهره ببرد (غباری بناب و همکاران، 1386).

یکی از مشخصه‌های کلیدی هوش معنوی استفاده از معنویت برای حل مشکلات است (ادواردز[18]، 2003).

لذا در این پژوهش به دنبال بررسی ارتباط دو عامل اصلی موثر در وضعیت استرس و کنترل آن یعنی هوش معنوی و تفکرات غیر منطقی هستیم تا با اصلاح و تقویت این دو متغیر بعنوان پیشنهادات پژوهشی از میزان استرس و تبعات آن بکاهیم و نیز راهبرد‌های ناسازگارانه مقابله‌ای موجود شناسایی شده و در جهت اصلاح راهبردها، راهکار‌ها و پیشنهادات موثر گام برداریم.

 1-3)اهمیت و ضرورت مساله

جامعه سالم بستر مناسبی برای زندگی افراد در محیط سالم است. چنین جامعه‌ای می‌تواند مولد عقلانیت و پیشروی حوزه در سلامت ذهن جسم و روان باشد.

بدیهی است انسان سالم محور و شاه‌کلید تمامی آمال انسانی است و این همه پیچیدگی در دنیای امروزی حاصل تلاش‌ها برای رفاه و آسایش بیشتر بشر بوده است. هر چند گاهی خود عاملی در جهت سلب آرامش شده است جامعه سالم مجموعه انسان‌های سالمی است که در قالب ارتباطات مناسب با هم تعامل می‌کنند ولی همچنان بیماری‌ها و ناگواری‌ها و تشویش‌ها رویای دنیای برین انسان‌ها را به چالش می‌کشند و آدمیانی پیدا می‌شوند که در مرحله جراحات روحی و کاستی‌های فکری غوطه می‌خورند و در انتظار کمک همنوعانشان چشم به راهند و بدیهی است یکی از منادیان بزرگ سلامت مداری و ایثار و نوع دوستی کارمندان ند که بار سنگین یکی از مشاغل دشوار و زیان‌آور را به دوش می‌کشند. کارمندان متناسب با نیاز‌های سیستم و مددجویان و بدون توجه به نیاز‌های خود وخانواده شان می‌بایست در ساعات و ایام مختلف شبانه روز در محل کار حاضر شده و زندگی مشترک خویش را نیز با این همه مشکلات هماهنگ سازند (خرم آبادی، شمس، فرضی، عبدالرسولی 1383).

لذا بخش زیادی از زندگی کارمندان در محیط کار و در شرایط دشوار می‌گذرد و بسیاری از وقایع مشکلات کاری اثر عمیقی بر سلامت جسمی و روانی آن‌ها دارد بنابراین استرس که بعنوان معضل مبتلا به تمامی کارمندان بوده و اکثراً درگیر عوارض ثانوی آن می‌باشند بعنوان مولفه‌ای در خور پژوهش می‌باشد تا به واسطه بررسی ارتباط کیفیت مقابله با استرس و هوش معنوی و باور‌های نادرست کارمندان گامی هر چند ناچیز در جهت شفافیت

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:16:00 ب.ظ ]




4-1- اهداف تحقیق……………………………… 9   

 

فصل دوم: مبانی نظری و ادبیات تحقیق ………… 10

1-2-چارچوب نظری تحقیق…………………………. 11

1-1-2- نظریه  توانمندسازی   ……………………. 11

2-1-2-  نظریه فمنیستی………………………….. 12

3-1-2-نظریه جامعه پذیری جنسیتی …………………. 16

4-1-2-  نظریه حمایت اجتماعی…………………….. 17

5-1-2- نظریات مرتبط با تحصیلات و اشتغال ………….. 18  

2-2- پیشینه­ی تجربی تحقیق………………………. 19

3-2- فرضیه های تحقیق………………………….. 23  

4-2- متغیرهای تحقیق…………………………… 23

5-2-تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای تحقیق……….. 24

6-2- مدل تحلیلی تحقیق…………………………. 33

 

فصل سوم: روش شناسی……………………….. 35

1-3- روش تحقیق  ……………………………… 36

2-3- جامعه آماری……………………………… 36

3-3- نمونه و روش نمونه گیری …………………… 36

4-3- اعتبار و پایایی………………………….. 37

5-3-روش های تجزیه و تحلیل آماری………………… 40

 

فصل چهارم: یافته های تحقیق………………… 42 

1-4- توصیف متغیرها……………………………. 43

1-1-4- توصیف متغیرهای زمینه ای………………….. 43                                     2-1-4-آمار توصیفی متغیر سن……………………… 43

3-1-4- آمار توصیفی متغیر تحصیلات ………………… 44

4-1-4- آمار توصیفی متغیر درآمد …………………. 45

5-1-4- آمار توصیفی متغیر شغل  ………………….. 45

6-1-4- آمار توصیفی متغیر وضعیت تاهل……………… 46

7-1-4- آمار توصیفی متغیر نوع مسکن ………………. 47

8-1-4- توصیف متغیرهای اصلی تحقیق  ………………. 48

9-1-4-آمار توصیفی متغیر جامعه پذیری جنسیتی ………. 48

10-1-4- آمار توصیفی متغیر میزان مشارکت فعال زنان …. 50

11-1-4- آمار توصیفی سطح سلامت زنان ………………. 51

12-1-4- آمار توصیفی میزان برخورداری از حمایت های اجتماعی  54

13-1-4- آمار توصیفی متغیر  وابسته میزان توانمندی زنان     57

2-4- آزمون فرضیه های تحقیق ……………………. 60

1-2-4-رابطه­ی بین جامعه پذیری جنسیتی و میزان توانمندی زنان و ابعاد آن     60

2-2-4- رابطه­ی بین میزان مشارکت فعال زنان و میزان توانمندی زنان و ابعاد میزان توانمندی……………………………….. 61

3-2-4- رابطه ی بین ابعاد سطح سلامت زنان و متغیر میزان توانمندی زنان و ابعاد میزان توانمندی……………………………….. 62  

4-2-4- رابطه بین ابعاد میزان برخورداری از حمایت های اجتماعی و ابعاد میزان توانمندی…………………………………….. 65  

5-2-4- رابطه بین سن آزمودنی ها و میزان توانمندی آنان و ابعاد میزان توانمندی زنان………………………………………… 67

6-2-4- تحلیل واریانس  یکطرفه  بین سطح تحصیلات ومیزان توانمندی کل     68  

1-6-2-4- تحلیل واریانس یکطرفه  بین  سطح تحصیلات و میزان توانمندی اقتصادی  69

2-6-2-4- تحلیل واریانس یکطرفه بین  سطح تحصیلات و میزان توانمندی روانی     70

7-2-4- تحلیل واریانس یکطرفه بین میزان درآمد و میزان توانمندی کل     71

1-7-2-4- تحلیل واریانس یکطرفه بین میزان درآمد و میزان توانمندی اقتصادی   72

2-7-2-4- تحلیل واریانس یکطرفه میزان درآمد و میزان توانمندی روانی    73

8-2-4- آزمون t  بین شغل و میزان توانمندی کل و ابعاد میزان توانمندی   74

 9-2-4- تحلیل واریانس  یکطرفه بین وضعیت تاهل و میزان توانمندی کل    75

1-9-2-4- تحلیل واریانس یکطرفه بین وضعیت تاهل و میزان توانمندی اقتصادی    76

2-9-2-4- تحلیل واریانس یکطرفه بین وضعیت تاهل و میزان توانمندی روانی 77

10-2-4- تحلیل واریانس یکطرفه بین نوع مسکن  و میزان توانمندی کل 78

1-10-2-4- تحلیل واریانس یکطرفه بین نوع مسکن و میزان توانمندی اقتصادی 79

2-10-2-4- تحلیل واریانس یکطرفه بین نوع مسکن و میزان توانمندی روانی  80

3-4- تحلیل رگرسیون چند متغیره …………………. 81

 فصل پنجم: جمع بندی نتایج تحقیق ……………. 86

 1-1-5- جمع بندی نتایج توصیفی تحقیق …………….. 87

2-1-5- جمع بندی نتایج استنباطی تحقیق ……………. 88

3-1-5- بحث پیرامون یافته های نظری و تجربی تحقیق…… 88

2-5- پیشنهادات تحقیق …………………………. 95

3-5- محدودیت های تحقیق………………………… 97

  فهرست جداول

جدول 1-3- تخصیص نمونه به تفکیک منطقه …………… 37

جدول 2-3- ضرایب پایایی مرتبط با سازه های مورد بررسی 39

  برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

جدول3-3- نحوه تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها 41

جدول1-4- آمار توصیفی مربوط به وضعیت سنی پاسخگویان… 43

جدول2-4- توزیع نمونه آماری بر حسب وضعیت تحصیلی…… 44

جدول 3-4- توزیع نمونه آماری بر حسب درآمد………… 45

جدول 4- 4- توزیع نمونه آماری بر حسب شاغل یا غیرشاغل بودن  45

جدول 5-4- توزیع نمونه آماری بر حسب وضعیت تاهل……. 46

جدول 6-4- توزیع نمونه آماری بر حسب نوع مسکن……… 47

جدول 7-4-  آمار توصیفی متغیر جامعه پذیری جنسیتی….. 48

جدول 8-4- آمار توصیفی متغیر جامعه پذیری جنسیتی…… 49

جدول9-4- آمار توصیفی متغیر مشارکت فعال زنان……… 50

جدول 10-4- آمار توصیفی متغیر مشارکت فعال زنان…….. 51

جدول 11-4-  آمار توصیفی متغیر سطح سلامت زنان………. 51

جدول 12-4- آمار توصیفی متغیر سطح سلامت زنان……….. 53

جدول 13-4- آمار توصیفی میزان برخورداری از حمایت های اجتماعی    54

جدول 14-4- آمار توصیفی میزان برخورداری از حمایت های اجتماعی    56

جدول 15-4- آمار توصیفی متغیر وابسته میزان توانمندی زنان   57
جدول 16-4- آمار توصیفی متغیر وابسته میزان توانمندی… 59

جدول 17-4- ضریب همبستگی بین جامعه پذیری جنسیتی و میزان توانمندی کل و ابعاد آن………………………………………….. 60

جدول 18-4- ضریب همبستگی بین میزان مشارکت فعال زنان ومیزان توانمندی کل و ابعاد آن…………………………………….. 61

جدول 19 -4- ضریب همبستگی بین  ابعاد سطح سلامت زنان و میزان توانمندی کل و ابعاد آن…………………………………….. 63

20-4- ضریب همبستگی بین  ابعاد میزان برخورداری از حمایت اجتماعی و میزان توانمندی کل و ابعاد

 آن…………………………………………. 65

21-4- ضریب همبستگی بین سن  و میزان توانمندی کل و ابعاد آن 67

جدول 22-4-تحلیل واریانس بین  سطح تحصیلات و میزان توانمندی کل    68

جدول 23-4- تحلیل واریانس بین سطح تحصیلات و میزان توانمندی اقتصادی    69

جدول 24-4- تحلیل واریانس  بین سطح تحصیلات و میزان توانمندی روانی     70

جدول 25-4- تحلیل واریانس بین درآمد و میزان توانمندی کل    71

جدول26-4- تحلیل واریانس بین درآمد و میزان توانمندی اقتصادی 72

جدول27 -4- تحلیل واریانس  بین درآمد و میزان توانمندی روانی 73

جدول 28-4- آزمون   t بین متغیر شغل و میزان توانمندی کل و ابعاد آن     74

جدول 29-4-  تحلیل واریانس بین وضعیت تاهل و میزان توانمندی کل   75

جدول 30-4- تحلیل واریانس بین وضعیت تاهل و میزان توانمندی اقتصادی    76

جدول31-4- تحلیل واریانس بین وضعیت تاهل و میزان توانمندی روانی  77

جدول32 -4- تحلیل واریانس بین نوع مسکن  و میزان توانمندی کل 78

جدول 33-4-  تحلیل واریانس بین نوع مسکن و میزان توانمندی اقتصادی     79

جدول34 -4- تحلیل واریانس بین نوع مسکن و میزان توانمندی روانی   80

جدول 35-4- Model Summary………………………… 81

جدول 36-4-Anova……………………………….. 82

جدول 37-4- coefficient……………………………. 84

1-1-مقدمه

توانمندسازی برای دست یافتن به توسعه متوازن و پایدار جزو روشهای کارآمد معرفی شده است. یکی از گروههای هدف مهم در توانمندسازی، زنان هستند. برای این که هر کشور در جهت توسعه پایدار گام بردارد بایستی به زنان که نیمی از سرمایه جامعه را تشکیل می دهند توجه کرد. توانمندسازی زنان تلاشی است برای ارتقاء سطح فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی آنان.

به دلایلی در سال های اخیر شاهد روند رو به رشد زنان سرپرست خانوارهایی هستیم که به تنهایی مسئولیت زندگی خود را به دوش می کشند. اغلب این خانواده ها با مشکلات فراوانی روبرو هستند فزونی این گروه از زنان به عنوان مشکل اجتماعی مطرح می شود.  زنان سرپرست خانوار به دلیل فقر اقتصادی و فقر فرهنگی مجبور به سکونت در جاهایی هستند که با میزان درآمد آنان باشد سکونت در حاشیه شهرها انواع بزهکاری و آسیب های اجتماعی را در پی دارد. توانمندسازی این گروه از زنان باعث می شود که زندگی خود را بهبود بخشیده به لحاظ اقتصادی و اجتماعی ارتقاء یافته و به تبع آن مشکلات ناشی از فقر اقتصادی و فقر فرهنگی و اجتماعی شان نیز کاهش یابد.

از جمله سازمان هایی که از این گروه از زنان در جامعه ما حمایت می کند سازمان کمیته امداد امام خمینی (ره) است. سازمان کمیته امداد امام خمینی (ره) با ارائه انواع کمک های اقتصادی و غیراقتصادی از زنان سرپرست خانوار حمایت می کند. در این تحقیق سعی شده عوامل موثر بر میزان توانمندی زنان سرپرست خانوار چه عوامل موثر از طرف کمیته امداد امام خمینی(ره) و چه برخی عوامل موثر دیگر بر میزان توانمندی آنان تحت بررسی درمی آید.

2-1- بیان مسئله

امروزه اغلب کشورها برای دستیابی به توسعه پایدار ” توانمندسازی”[1] را کارآمدترین روش ها دانسته اند، که در برنامه چهارم توسعه جمهوری اسلامی ایران نیز به خصوص در مورد اقشار آسیب پذیر، به عنوان یک راهکار مهم بدان اشاره شده است زنان سرپرست خانوار هم بخشی از اقشارآسیب پذیر در نظر گرفته شده اند. (کیمیایی،63:1390). توسعه وگسترش برنامه های تأمین رفاه اجتماعی از جمله عوامل مؤثر در ارتقای توانایی های بالقوه یک جامعه در تحقق اهداف توسعه آموزشی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن کشور به حساب می آید. از این رو، در این برنامه یعنی برنامه ی چهارم توسعه «توانمندسازی» هدف نهایی برنامه های رفاه و مددکاری اجتماعی است (کیمیایی،64:1390).

هدف توانمندسازی کمک به افراد ضعیف است تا تلاش نمایند بر ضعف هایشان غلبه، جنبه های مثبت زندگیشان را بهبود بخشیده، مهارتها و توانایی هایشان را برای کنترل عاقلانه بر زندگی افزایش داده و آن را در عمل پیاده نمایند (مک رایتر[2]، 1994).  که دارای 5 بعد رفاه، دسترسی، افزایش آگاهی، مشارکت و کنترل می باشد(لانگه[3] به نقل از زوئی[4] و همکاران،1997: 28). کلر[5](1991) توانمندسازی زنان را فرایندی تعریف می کند که به وسیله ی آن زنان برای سازمان دهی خودشان توانمند می شوند و اعتماد به نفس خودشان را افزایش می دهند و از حقوق خود برای  انتخاب مستقل و کنترل بر منابع، که منجر به از بین رفتن جایگاه فرودستی ایشان می گردد، دفاع می کنند.

طرفداران نظریه ی زنانه شدن فقر معتقدند که؛ خانوارهای زن سرپرست نه تنها در همه کشورهای جهان گسترش یافته اند، بلکه به طور فزاینده بر تعداد خانوارهای زن سرپرست که در جمعیت کم درآمد قرار می گیرند افزوده می شود)همان، 64).این گروه از زنان اغلب با عوامل آسیب‌زایی همچون ضعف دسترسی به فرصت‌های شغلی، بی‌سوادی یا کم‌سوادی، نداشتن درآمد مستمر و مشکلات روحی و روانی مواجه هستند که در صورت فقدان حمایت‌های همه جانبه هزینه‌های آسیب‌زایی را به جامعه تحمیل خواهند نمود (بختیاری، 1385). با زنانه شدن فقر و نگرانی از پیوستن زنان سرپرست خانوار به گروه” فقیرترین فقرا” آن دسته از متخصصان توسعه که نسبت به مسائل جنسیتی آگاهی بیشتری دارند با مطالعات گسترده تر و نقد برخی تجربیات گذشته، درصدد ارائه رویکردهای متفاوت و راهکارهای عملی برآمده اند(مالهوترا[6] و همکاران به نقل از شادی طلب و همکاران،1383: 50).

آن چه که در خصوص فقر و تبعیض جنسیتی مهم تلقی می شود و سبب دغدغه فراوان برنامه ریزان و صاحب نظران شده، پیامدهای نامطلوب آن در مورد رشد مهارت ها و قابلیت های زنان است. به زعم بسیاری از آن ها، فقر زنان به معنی محروم ماندن آنان از توانمندی های شناختی و پرورش قابلیت های اساسی و در پی آن ناتوانی آن ها در رویارویی با مشکلاتی هم چون گرسنگی و بیماری است. غالبا استدلال می شود که زنان به دلایل تاریخی، از قبیل حاکمیت و تداوم نگرش های سنتی، باورهای تبعیضی در زمینه واگذاری نقش به آن ها و هم چنین اجرای سیاست های سوگیرانه (مردمحور)، به مالکیت منابع محدودتر، سطح پایین آموزش و مهارت های فنی و حرفه ای دسترسی دارند و در نتیجه بیشتر از مردان در معرض فقر قرار دارند و به این ترتیب از امکانات و قابلیت های لازم برای مبارزه با فقر محروم اند (شکوری، 1387: 30).

در کشور ما نیز به منظور مبارزه با فقر و کاهش محرومیت، سازمان ها و نهادهای رفاهی متعددی در قالب راهبردهای حمایتی ایجاد شده اند. یکی از نهادهای عمده کمیته امداد امام خمینی (ره) است که با هدف شناخت محرومیت های مادی و معنوی افراد جامعه و خانواده های محروم و حمایت از آنان به منظور فقرزدایی از طریق اجرای خدمات مالی، بهداشتی، آموزشی و خودکفایی به نیازمندان از جمله زنان تشکیل شده است. یکی از فعالیت های مهم کمیته امداد در این باره، اجرای طرح خودکفایی زنان سرپرست خانوار است که مشتمل بر اقداماتی چون پرداخت وام خودکفایی، تهیه و واگذاری مواد اولیه و وسیله کار، ارائه آموزش های فنی و حرفه ای، کاریابی برای مددجویان و ایجاد زمینه های لازم برای جذب مددجویان آموزش دیده در بازار کار و تامین فضای خودکفایی است(همان، 131-2).

در سطح جهانی، برنامه ی توسعه ی سازمان ملل «ارتقاء برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان در سطح گسترده را (به عنوان) یکی از اهداف کلیدی اعلامیه ی هزاره ی سوم» اعلام کرده اند و به تبع آن درکشور ما نیز، توانمندسازی زنان و مشارکت آنها در فرایندهای مختلف زندگی در عین حال خود، به عنوان یکی از ­­نشانگرهای مهم موفقیت مبارزه با فقر تلقی شده است (شکوری و همکاران،1386 : 4-3).

از این منظر توانمندسازی سبب ایجاد قابلیت در افراد و گروه های محروم برای مشارکت فعال و آگاهانه درتامین  رفاه فردی و اجتماعی می شود. اگرچه برنامه ی توانمندسازی افراد و جوامع در قلمرو حمایت های اجتماعی است اما با توجه به این که هدف نهایی آن منجر به فقر زدایی می شود، نیازمند طراحی و اجرای برنامه های توانمندسازی است (وزارت رفاه و تأمین اجتماعی، 1384).

نتایج تحقیق انجام شده توسط بلداجی و همکاران تحت عنوان کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی کشور و زنان شاغل خدماتی حاکی از آن است که زنان سرپرست خانوار با مشکلات بسیاری روبرو بوده و آسیب‌های جسمی، روحی و روانی، اجتماعی و فرهنگی بسیاری را تجربه می‌کنند. تحقیق حاضر نیز به دنبال بررسی جامعه شناختی عوامل و علل اجتماعی مؤثر بر توانمندسازی زنان سرپرست خانوار و ارائه راهکارهایی در جهت ارتقای توانمندی زنان سرپرست خانوار است و استفاده در زمینه برنامه ریزی ها در این زمینه باشد. بر این اساس می توان سؤالات اصلی تحقیق را چنین مطرح کرد:

میزان توانمندی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) چقدر است؟
2- چه رابطه ای بین متغیرهای زمینه ای (سن، تحصیلات، درآمد، شغل، وضعیت تاهل و نوع مسکن) و میزان توانمندی زنان  سرپرست خانوار عضو کمیته امداد امام خمینی(ره) شهر تبریز  وجود دارد؟

3- چه رابطه ای بین مشارکت و حضور فعال در جامعه و میزان توانمندی زنان سپرست خانوار عضو کمیته امداد امام خمینی شهر تبریز وجود دارد؟

4- چه رابطه ای بین سطح سلامت زنان و میزان توانمندی زنان سرپرست خانوار عضو کمیته امداد امام خمینی شهر تبریز  وجود دارد؟

5- چه رابطه ای بین میزان برخورداری از حمایت های اجتماعی و میزان توانمندی زنان سرپرست خانوار عضو کمیته امداد امام خمینی  شهر تبریز وجود دارد؟

6- چه رابطه ای بین  شیوه جامعه پذیری جنسیتی و میزان توانمند ی زنان سرپرست خانوار عضو کمیته امداد امام خمینی شهر تبریز وجود دارد؟

می توان چنین جمع بندی نمود از آنجایی که آمار زنان سرپرست خانوار به دلایلی چون، افزایش امید به زندگی، طلاق، فوت  همسر، در جامعه ما در حال افزایش است اغلب این خانواده ها دارای مشکلات فراوان هستند، به گونه ای که فزونی این گروه از زنان به صورت یک مساله اجتماعی مطرح می شود. داده های آماری حاکی از روند رو به افزایش تعداد و نسبت زنان سرپرست خانوار در سه دهه ی اخیر است، به طوریکه در سالهای 1355، 65 و 75 خانوارهای زن سرپرست به ترتیب، 1/3، 7/4 و 7/7 درصد از کل خانوارهای ایرانی را تشکیل داده اند. این نسبت در سال 1385 به 4/9 رسید که در مقایسه با سال 1375 یک درصد رشد داشته است (فروزان،10:1387 به نقل از بلداجی و همکاران). این زنان با مشکلات فراوانی برای ادامه و اداره زندگی خویش روبرو هستند و آسیب های ناشی از آن موجب مشکلات بسیاری برای جامعه چون فقر و بزهکاری برای این گروه از زنان دامن گیر است و از آنجا که توانمندسازی به عنوان راهکاری برای حل مشکلات زنان سرپرست خانوار مطرح است مسئله اصلی این است که چه عواملی می تواند موجب توانمندسازی این گروه از زنان شود.

 3-1- اهمیت  موضوع و ضرورت تحقیق

پژوهش انجام گرفته توسط خسروی پور و همکاران  تحت عنوان مشارکت زنان و توسعه پایدار روستایی در سال 1390 و پژوهشی دیگر تحت عنوان نقش مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان در فرآیند توسعه انسانی انجام گرفته در سال 1383 نشان داده است که دستیابی به توسعه پایدار بدون مشارکت فعال زنان در تمامی عرصه ها اعم از خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی امکان پذیر نیست. بررسی هایی که در زمینه مشارکت زنان در امور جامعه انجام گرفته نشان داده است که عوامل اجتماعی، فرهنگی و انتظارات متفاوت جامعه از مرد و زن موانع مهمی بر سر راه مشارکت زنان است. از این رو، در دهه 1980، به جای اصطلاح زن در توسعه اصطلاح «جنسیت و توسعه[7]» به کار گرفته شد و در پی آن، در بسیاری از کشورهای جهان سوم، راهبردهایی برای بالا بردن مشارکت عملی زنان در توسعه و برطرف شدن موانع اتخاذ شد (کتابی و همکاران،6:1382).

محرومیت زنان جامعه از دسترسی به فرصتهای برابر، ناامنی اقتصادی زنان و فقر می تواند توسعه یافتگی را تحت تاثیر قرار دهد و آسیب های مختلف اجتماعی ممکن است زندگی زنان و (زنان سرپرست خانوار) را تهدید کند (قلی پور و همکاران،33:1388).

یکی از راهبردهای توانمندسازی زنان تأکید بر این نکته است که مشارکت زنان صرفا به منظور بهره مندی آنان از مزایا و نتایج برنامه های توسعه نیست، بلکه آنان باید در اجرای برنامه ها و طرح های توسعه مشارکت فعالانه داشته باشند(کتابی و همکاران،1382: 6).

با این وجود، وفاق عمومی که بر سر مساله ی آسیب پذیر دانستن زنان سرپرست خانوار وجود دارد موجب شده که بسیاری از دستگاه های محلی، ملی و جهانیخود را دست اندرکار گره گشایی از مسائل این زنان و خانواده های آن ها بدانند و در جهت توانمندسازی آنها و حمایت از ایشان تا رسیدن به  سطح توسعه ی اقتصادی و اجتماعی مطلوب فعالیت کنند (محیط فر و همکاران،1386: 132).

 

امروزه در مباحث توسعه در سطح بین المللی بر حضور شهروندان در فرآیند تدوین سیاست ها و اجرای آنها تاکید می شود. مسلما شهروندانی می توانند مشارکت داشته باشند که ظرفیت، قابلیت و توانمندی لازم را داشته باشند. با توجه به نقش محوری زنان در تحقق توسعه ی پایدار و با علم به آن که  اغلب زنان سرپرست خانوار زیر خط فقر قرار دارند در این تحقیق این گروه از شهروندان مورد توجه قرار گرفته اند.

بر اساس مطالعات پژوهشگران، زنان بیشتر از مردان در معرض خطر فقر قرار دارند زیرا از قابلیتها و امکاناتی که برای توانمندی و کاهش فقر لازم است، محرومند (شادی طلب و همکارانش،38:1384).

زنان سرپرست خانوار به دلیل شرایط ویزه ای که دارند، یکی از اقشار آسیب پذیر جامعه به حساب می آیند، شرایطی که سبب می شود این گروه از زنان آسیب پذیر به نظر آیند عبارتنداز:نبود فرصتهای شغلی و مشاغل مناسب، دستمزدهای پایین نسبت به مردان در فرصت های شغلی برابر، بالا بودن میزان بزهکاری در میان نوجوانان (مطیع، 1378: 20 به نقل از جوان و همکارانش).

برای اینکه یک جامعه در روند توسعه گام بردارد و پیشرفت کند نیاز به مشارکت همه ی اعضای جامعه می باشد. بنابراین، برای اینکه بخواهیم به فکر پیشرفت و توسعه جامعه باشیم بایستی به قشر زنان نیز توجه کرده و موانع و یا عواملی که باعث پیشرفت آنان می شود را مطمح نظر داشت. زنان سرپرست خانوار بالقوه دارای ویژگی هایی هستند که می توانند جهت دستیابی به توسعه انسانی پایدارموثر باشند. برخی از این ویژگیها به تایید مطالعات ملی و بین المللی عبارتند از: زنان سرپرست خانوار درآمدشان را صرف بهبود وضعیت خانواده خود میکنند بنابراین، افزایش درآمد آنان به صورت مستقیم به بهبود وضعیت خانواده می انجامد. در حالیکه در مورد مردان وضعیت چنین نیست و به ضرورت، افزایش درآمد مرد به بهبود وضعیت خانواده منجر نمیشود. یک پژوهش انجام شده در گواتمالا (با نتایج مشابه در شیلی، جامائیکا، کنیا و مالاوی) نشان داد که میزان افزایش درآمد زن که منجر به بهبود وضعیت تغذیه کودک می شود،معادل 15/1 برابر میزانی است که درآمد مرد باید افزایش یابد تا نتایج مشابه به دست آید(قلی پور و همکارش،1388: 35).

در این پژوهش سعی بر آن است که عوامل مرتبط با توانمند شدن زنان سرپرست خانوار تا حدی شناسایی شوند و زنانی که تحت عنوان زنان سرپرست خانوار در کمیته امداد امام خمینی تبریز عضو هستند عوامل یا موانع توانمندیشان شناسایی و برای توانمندشدن هر چه بیشترشان از سوی مسئولین از طریق کمک گرفتن از این پژوهش اقداماتی انجام گیرد.

4-1-اهداف تحقیق

اهدافی که در این پژوهش دنبال می شود شامل هدف کلی و اهداف اختصاصی است :

هدف کلی یا اصلی در این پژوهش عبارت است از : بررسی عوامل اقتصادی- اجتماعی مرتبط با توانمندسازی زنان سرپرست خانوار عضو کمیته امداد امام خمینی(ره) شهر تبریز.

اهداف اختصاصی در این تحقیق عبارتند از :

– شناخت رابطه بین متغیرهای زمینه ای (سن، تحصیلات، درآمد، شغل، وضعیت تاهل ونوع مسکن)  و میزان توانمندی زنان سرپرست خانوار عضو کمیته امداد امام خمینی(ره) شهر تبریز.

– شناخت رابطه بین مشارکت و حضور فعال درجامعه و میزان توانمندی زنان سرپرست خانوار عضو کمیته امداد امام خمینی(ره) شهر تبریز.

– شناخت رابطه بین سطح سلامت زنان  و میزان توانمندی زنان سرپرست خانوار عضو کمیته امداد امام خمینی(ره) شهر تبریز.

– شناخت رابطه بین  میزان برخورداری از حمایت های اجتماعی و میزان توانمندی زنان سرپرست خانوار عضو کمیته امداد امام خمینی(ره) شهر تبریز.

– شناخت رابطه بین شیوه جامعه پذیری جنسیتی و میزان توانمندی زنان سرپرست خانوار عضو کمیته امداد امام خمینی(ره) شهر تبریز.

1-2- چارچوب نظری

1-1-2- نظریه توانمند سازی

یکی از نظریه های مهم در رابطه با مسایل زنان نظریه ی توانمندسازی لانگه (1998)  است که از نظر طرفداران این نظریه، برآورده ساختن نیازهای  اساسی از حقوق اولیه ی تمام افراد است و هر فردی باید امکان این را داشته باشد که از تمام توانایی ها و خلاقیت های خود استفاده کند. بنابراین زنان باید بیاموزند که با خودباوری و اعتماد به نفس در پذیرش و توزیع مسئولیت ها چه در خانواده و چه در جامعه شرکت کنند. در چارچوب این نظریه ترویج تفکرات نوین برای تولید بیشتر و آموزش برای ایجاد کار در بخش های رسمی و غیررسمی و تمرین حضور در سازمان های اجتماعی، هدف های کوتاه مدت در نظریه ی تواناسازی  تلقی می شود، این نظریه که ترکیبی از نظریه ی رفاه، برابری و فقرزدایی است تلاش می کند با تواناسازی زنان از طریق ترویج فکرهای نو، آموزش های مهارتی برای فعالیت در بخش های اقتصادی، ارتقای آگاهی همه ی اعضای جامعه از نقش های زنان(مخصوصا زنان سرپرست خانوار) و بهبود سطح رفاه آن ها پایه های استواری برای اقدامات بعدی در تامین نیاز های راهبردی و حذف نابرابری- ها در همه ی عرصه ها فراهم شود برای این منظور پنج مرحله توانمندسازی مشخص شده است :- رفاه[8]: در این مرحله به امکانات رفاهی و اولیه و کمبود هایی که در این زمینه وجود دارد توجه می شود مانند تامین آموزش – دسترسی[9]: منظور دسترسی به منابع و تسهیلاتی برای بهبود وضعیت زندگی است مانند دسترسی به اعتبارات –افزایش آگاهی[10]: مرحله ای است که زنان به مشکلات ازجمله نابرابریهای جنسیتی و به دلایل بروزآن حساس شوند  – مشارکت: مرحله ای است که زمینه ی حضور فعال برای زنان فراهم شده و آمادگی برای مشارکت داوطلبانه به وجود آید- کنترل: مرحله ای که زنان قدرت تصمیم گیری پیدا می کنند و علاوه بر این که در مورد مشکل فکر می کنند، بهترین راه حل را پیشنهاد می کنند و بر اجرای راه حل تسلط می یابند(اشتری،1382: 7-126). سطح نهایی از توانمندسازی، برقراری تعادل قدرت میان زنان و مردان و نه تسلط زنان است. در اینجا منظور این است که زنان قادر به تصمیم گیری در مورد زندگی خود و زندگی فرزندان خود و بازی نقش فعال در فرآیند توسعه باشند(لانگه، 1997: 26 به نقل از زوئی).

براساس مطالب فوق می توان استنباط نمود که مجموعه ای از عوامل هستند که می توانند بر توانمندسازی تاثیر داشته باشند که عبارتند از سطح رفاه (تامین حداقل رفاه)، دسترسی به منابع و امکانات، آگاهی سازی  یا افزایش آگاهی و توجه به مسائل و مشکلات، مشارکت وحضور فعال، کنترل و قدرت تصمیم گیری در امور مختلف.

2-1-2- نظریه فمنیستی

بر اساس نظریه فمینیستی دو مانع عمده توسعه ای و غیر توسعه ای بر توانمندسازی زنان مؤثر می باشد که در ذیل به آنها اشاره می شود :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:15:00 ب.ظ ]




1-4-1- هدف علمی…………………………………………………………………………………………………………………….7
1-4-2-هدف کاربردی …………………………………………………………………………………………………………………7

1-5-جنبه نوآوری و جدید بودن تحقیق……………………………………………………………………………… 7

1-6-روش کار……………………………………………………………………………………………………………… 8

1-7-  پرسش تحقیق……………………………………………………………………………………………………… 8

1-8- فرضیات تحقیق…………………………………………………………………………………………………….. 9

1-9-ساختار تحقیق……………………………………………………………………………………………………….. 9

 

فصل دوم: بررسی حقوقی و جرم شناختی تکرار جرم پس از آزادی از زندان

مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………………..11
2-1- بررسی حقوقی تکرار جرم پس ازادی از زندان………………………………………………………………12
2-1-1- تکرار جرم (تعریف) …………………………………………………………………………………………….12
2-1-1-1 تعریف نظری تکرار جرم …………………………………………………………………………………….13

2-1-1-2 تعریف کاربردی ………………………………………………………………………………………………………… 13

2-1-2 تعریف تکرار جرم در حقوق کیفری ایران ………………………………………………………………………… 14

2-1-2-1 تکرار جرم در قوانین پیش از انقلاب ……………………………………………………………………………. 14

2-1-2-2 تکرار جرم در قوانین پس از انقلاب …………………………………………………………………………….. 15

2-1-2-3 تکرار جرم در قانون  مجازات  اسلامی مصوب 1392 ……………………………………………………. 16

2-1-3 اهداف عدالت کیفری از گذر حبس …………………………………………………………………………………. 17

2-1-3-1  تعریف زندان ……………………………………………………………………………………………………………17

2-1-3-2 تعریف زندان از نظر قانون ………………………………………………………………………………………… 17

2-1-3-3 دیدگاه مخالفان ………………………………………………………………………………………………………… 19

2-1-3-3-1 اثرات منفی حبس بر فرد ………………………………………………………………………………………. 20

2-1-3-3-2 اثرات زندان بر خانواده …………………………………………………………………………………………. 21

2-1-3-3-3 آثار و پیامدهای اقتصادی – اجتماعی زندان ……………………………………………………………… 22

2-1-3-3-4 اثرات روانی – اجتماعی زندان ……………………………………………………………………………….. 23

2-1-3-4 دیدگاه موافقان …………………………………………………………………………………………………………. 24

2-1-3-4-1 اعمال مجازات و تنبیه ……………………………………………………………………………………………. 26

2-1-3-4-2 صیانت از جامعه و جان مجرم ………………………………………………………………………………… 26

2-1-3-4-3 امتیاز نسبت به سایر مجازات ها ……………………………………………………………………………… 27

2-1-3-4-4 جنبه ترهیبی و ترذیلی زندان …………………………………………………………………………………. 29

2-1-3-5 کارکردهای حبس از منظر عدالت کیفری ……………………………………………………………………. 29

2-1-3-5-1 کارکرد اصلاح و بازپروری …………………………………………………………………………………… 30

2-1-3-5-2بازدارندگی و خنثی سازی …………………………………………………………………………………………33

2-2 بررسی جرم شناختی تکرار جرم پس از آزادی از زندان  ………………………………………………………… 36

2-2-1 نظریه های جرم شانسی ………………………………………………………………………………………………….. 36

2-2-1-1نظریه انومی …………………………………………………………………………………………………………………36

  برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

2-2-1-2 نظریه معاشرت های ترجیحی ……………………………………………………………………………………… 38

2-2-1-3 نظریه برچسب زنی(تاثیر واکنش اجتماعی) …………………………………………………………………… 38

2-2-2 جنبه های افتراقی تکرار جرم ………………………………………………………………………………………….. 39

2-2-2-1 تکرار جرم و سن  ……………………………………………………………………………………………………….40

2-2-2-2تکرار جرم و جنس ………………………………………………………………………………………………………42

2-2-3 ساختار زندان ها ……………………………………………………………………………………………………………. 42

2-2-3-1 روش نگهداری محکومان در زندان ……………………………………………………………………………… 45

2-2-3-1-1روش کلاسیک ………………………………………………………………………………………………………. 45

2-2-3-1-2 روش مدرن ………………………………………………………………………………………………………….. 46

2-2-4 جایگاه قانونی مراکز مراقبت بعد از خروج در سازمان زندان ها …………………………………………….47

2-2-5 اصول اساسی مراقبت بعد از خروج ………………………………………………………………………………… 48

 

فصل سوم:  تجزیه و تحلیل داده ها

3-1 مقدمه……………………………………………………………………………………………………………….. ..51

3-2-جامعه آماری و حجم نمونه…………………………………………………………………………………….. .52

3-3-روش گردآوری داده ها…………………………………………………………………………………………. .53

3-4-ابزار گرد آوری اطلاعات……………………………………………………………………………………….. .54

3-5-روایی وپایائی پرسشنامه………………………………………………………………………………………… .54

3-6-ویژگی های جمعیت شناختی نمونه آماری………………………………………………………………… ..58

3-6-1-وضعیت افراد پاسخ دهنده از نظر سن…………………………………………………………………… .58

3-6-2-وضعیت افراد پاسخ دهنده از نظر جنسیت………………………………………………………………. 59

3-6-3- وضعیت افراد پاسخ دهنده ازنظر تأهل…………………………………………………………………… 59

3-6-4-وضعیت افراد پاسخ دهنده از نظر تعداد افراد خانواده…………………………………………………. 60

3-6-5- وضعیت افراد پاسخ دهنده ازلحاظ شغل قبل از زندان ………………………………………………. 60

3-6-6 وضعیت افراد پاسخ دهنده از لحاظ میزان درآمد ……………………………………………………………….. 61

3-6-7 وضعیت افراد پاسخ دهنده ازنظر نوع مسکن ………………………………………………………………………62

3-6-8 وضعیت افراد پاسخ دهنده از لحاظ محل سکونت ……………………………………………………………….62

3-6-9 وضعیت افراد پاسخ دهنده ازنظر میزان سطح تحصیلات ……………………………………………………….63

3-6-10 وضعیت افراد پاسخ دهنده بر اساس نوع جرم اول …………………………………………………………….63

3-6-11 وضعیت افراد پاسخ دهنده بر اساس تعداد سابقه ……………………………………………………………….64

3-6-12 وضعیت افراد پاسخ دهنده بر اساس نوع جرم بعدی ………………………………………………………….65

3-6-13 وضعیت افراد پاسخ دهنده بر اساس نقش آنان در ارتکاب جرم اول …………………………………….65

3-6-14 وضعیت افراد پاسخ دهنده بر اساس نقش آنان در ارتکاب جرم بعدی …………………………………66

3-7 تحلیل استنباطی داده ها………………………………………………………………………………………….. .66

3-7-1 آزمون استقلال صفتهای رده بندی شده ……………………………………………………………………………67

3-7-1-1 وجود رابطه بین جرم اول و جرم دوم …………………………………………………………………………….68

3-7-1-2 وابستگی نقش اول و دوم در ارتکاب جرم ……………………………………………………………………..70

3-7-1-3 وابستگی سطح تحصیلات و محکومیت فعلی …………………………………………………………………71

3-7-1-4 وابستگی سن و محکومیت فعلی ……………………………………………………………………………………72

3-7-1-5 وابستگی تعداد افراد خانواده و نوع محکومیت ………………………………………………………………..73

3-7-1-6 وابستگی میزاندرآمد ماهانه افراد و نوع محکومیت …………………………………………………………..75

3-7-2 روش رگرسیونی ابزاری برای بررسی وجود رابطه بین تکرار جرم و متغیرهای مستقل ……………..76

3-7-2-1 ارتباط تکرار جرم و انتقال تجربیات جرم در زندان …………………………………………………………77

3-7-2-2 ارتباط تکرار جرم و آموختن جرم جدید در زندان ………………………………………………………….78

3-7-2-3 ارتباط تکرار جرم و وضعیت اشتغالزایی ………………………………………………………………………..79

3-7-2-4 ارتباط تکرار جرم و وضعیت خدمات مددکاری ……………………………………………………………..80

3-7-2-5 ارتباط تکرار جرم و ارائه خدمات مشاوره ای ………………………………………………………………….81

3-7-2-6 ارتباط تکرار جرم و آموزش مهارتهای زندگی …………………………………………………………………82

3-7-2-6 ارتباط تکرار جرم و آموزش مسائل فرهنگی و هنری ……………………………………………………….83

3-7-2-8 ارتباط تکرار جرم و وضعیت ادامه تحصیل در زندان ………………………………………………………84

3-7-2-9 ارتباط تکرار جرم و مورد تحقیر واقع شدن از سوی خانواده، خویشاوندان و همسایگان ………85

3-7-2-10 ارتباط تکرار جرم و مورد تهمت واقع شدن از سوی خانواده …………………………………………86

3-7-2-11 ارتباط تکرار جرم و مورد سرزنش واقع شدن از سوی خانواده ……………………………………….87

3-7-2-12 ارتباط تکرار جرم و فعالیتهای مرکز مراقبت در زمینه آموزش مهارتهای زندگی …………………88

3-7-2-13 ارتباط تکرار جرم و فعالیتهای مرکز مراقبت در بخش مددکاری، مشاوره و کلینیک مثلثی …..89

3-7-2-14 ارتباط تکرار جرم و فعالیتهای مرکز مراقبت در اشتغالزایی و وام بانکی …………………………….90

3-7-2-15 ارتباط تکرار جرم و عدم پذیرش از طرف خانواده به علت حبس ……………………………………91

3-7-2-16 ارتباط تکرار جرم و طرد شدن از طرف جامعه ………………………………………………………………92

3-7-2-17 ارتباط تکرار جرم و مورد بی توجهی قرار گرفتن از سوی نهادهای رسمی ، آموزشی و … …93

3-7-2-18 داشتن احساس تنهایی و عدم حمایت …………………………………………………………………………94

3-7-2-19 ارتباط تکرار جرم و همنشینی با دوستان مجرم …………………………………………………………..95

 

فصل چهارم نتیجه گیری و پیشنهادات

4-1- یافته های تحقیق…………………………………………………………………………………………………. 97

4-1-1-نتایج تجزیه وتحلیل فرضیه اول……………………………………………………………………………. 97

4-1-2-نتایج تجزیه وتحلیل فرضیه دوم……………………………………………………………………………. 98

4-1-3-نتایج تجزیه وتحلیل فرضیه سوم…………………………………………………………………………… 99

4-1-4-نتایج تجزیه وتحلیل فرضیه چهارم……………………………………………………………………… 101

4-1-5 نتایج تجزیه وتحلیل فرضیه پنجم…………………………………………………………………………. 101

4-1-6- نتایج تجزیه وتحلیل فرضیه ششم……………………………………………………………………….. 102

4-2-نتیجه گیری……………………………………………………………………………………………………….. 104

4-3-پیشنهادهای کاربردی……………………………………………………………………………………………. 105

  

 
5-3-موانع و محدودیت های پژوهش…………………………………………………………………………….. 107

پیوست ها

پرسشنامه ………………………………………………………………………………………………………………….. 97

منابع وماخذ

کتب. ……………………………………………………………………………………………………………………. 101

مقاله ها………………………………………………………………………………………………………………….. 103

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست جداول

جدول 3-1-آلفای کرونباخ…………………………………………………………………………………………….. 53

جدول 3-2-وضعیت افراد پاسخ دهنده ازنظر جنسیت………………………………………………………….. 54

جدول 3-3-وضعیت افراد پاسخ دهنده از نظر سن………………………………………………………………. 55

جدول 3-4- وضعیت افراد پاسخ دهنده از نظر تحصیلات…………………………………………………….. 56

جدول 3-5-وضعیت افراد پاسخ دهنده از نظر تعداد سوابق……………………………………………………. 57

جدول 3-6- وضعیت افراد پاسخ دهنده از نظر سوابق استفاده از عفو وتخفیف……………………………. 59

جدول 3-7-مشخصه توصیفی دادها…………………………………………………………………………………. 60

جدول3-8- فراوانی سوال1از فرضیه اول…………………………………………………………………………… 61

جدول3-9-فراوانی سوال 2از فرضیه اول………………………………………………………………………….. 62

جدول3-10-فراوانی سوال 3از فرضیه اول………………………………………………………………………… 62

جدول 3-11-فراوانی سوال4از فرضیه اول ……………………………………………………………………….. 63

جدول 3-12- فراوانی سوال 5از فرضیه اول……………………………………………………………………… 63

جدول 3-13-فراوانی سوال 6از فرضیه اول……………………………………………………………………….. 64

جدول3-14-فراوانی سوال 7از فرضیه اول…………………………………………………………………………. 64

جدول3-15-فراوانی سوال 8از فرضیه اول…………………………………………………………………………. 65

جدول3-16فراوانی سوال 9ازفرضیه اول……………………………………………………………………………. 65

جدول3-17-فراوانی سوال10ازفرضیه اول………………………………………………………………………….. 66

جدول3-18-جدول ضرایب استاندارد فرضیه اول………………………………………………………………… 66

جدول 3-19-جدول فراوانی سوال 1از فرضیه دوم………………………………………………………………. 68

جدول 3-20-جدول فراوانی سوال 2از فرضیه دوم………………………………………………………………. 69

جدول3-21-جدول فراوانی سوال 3ازفرضیه دوم ……………………………………………………………….. 69

جدول3-22جدول فراوانی سوال 4از فرضیه دوم………………………………………………………………… 70

جدول3-23- ضرایب استاندارد فرضیه دوم………………………………………………………………………. 70

جدول3-24-فراوانی سوال 1از فرضیه سوم………………………………………………………………………… 72

جدول3-25-فراوانی سوال 2از فرضیه سوم………………………………………………………………………… 73

جدول3-26فراوانی سوال 3از فرضیه سوم………………………………………………………………………….. 73

جدول 3-27-فراوانی سوال 4ازفرضیه سوم………………………………………………………………………… 74

جدول3-28-جدول ضرایب استاندارد فرضیه سوم……………………………………………………………….. 74

جدول3-29-فراوانی سوال 1از فرضیه چهارم……………………………………………………………………… 76

جدول 3-30-فراوانی سوال 2از فرضیه چهارم…………………………………………………………………….. 77

جدول 3-31- ضرایب استاندارد فرضیه چهارم …………………………………………………………………… 77

جدول3-32- فراوانی سوال 1از فرضیه پنجم………………………………………………………………………. 79

جدول3-33 ضرایب استانداردفرضیه پنجم…………………………………………………………………………. 79

جدول3-34فراوانی سوال 1از فرضیه ششم…………………………………………………………………………. 81

جدول 3-35-ضرایب استاندارد فرضیه ششم………………………………………………………………………. 81

جدول 3-36-فراوانی سوال 1ازفرضیه هفتم………………………………………………………………………… 83

جدول 3-37-ضرایب استاندارد فرضیه هفتم……………………………………………………………………….. 83

 

  

 

 فهرست نمودارها

نمودار3-1-وضعیت افراد پاسخ دهنده از نظر جنسیت…………………………………………………………. 54

نمودار3-2- وضعیت افراد پاسخ دهنده ازنظر سن……………………………………………………………….. 55

نمودار 3-3-وضعیت افراد پاسخ دهنده از نظر تحصیلات………………………………………………………. 56

نمودار 3-4-وضعیت افراد پاسخ دهنده از نظر تعداد سابقه…………………………………………………….. 58

نمودار 3-5-وضعیت افراد پاسخ دهنده از نظر تعدا استفاده از عفو وتخفیف  …………………………….. 59

نمودار 3-6-درصد پاسخ سوال 1از فرضیه اول……………………………………………………………………. 61

نمودار3-7-درصد پاسخ سوال 2از فرضیه اول…………………………………………………………………….. 61

نمودار 3-8-درصد پاسخ سوال 3از فرضیه اول……………………………………………………………………. 62

نمودار 3-9-درصد پاسخ سوال 4از فرضیه اول……………………………………………………………………. 63

نمودار 3-10-درصد پاسخ سوال 5از فرضیه اول………………………………………………………………….. 63

نمودار 3-11-درصد پاسخ سوال 6از فرضیه اول………………………………………………………………….. 64

نمودار 3-12-درصد پاسخ سوال 7از فرضیه اول………………………………………………………………….. 64

نمودار 3-13-درصد پاسخ سوال 8از فرضیه اول………………………………………………………………….. 64

نمودار 3-14-درصد پاسخ سوال 9از فرضیه اول………………………………………………………………….. 65

نمودار 3-15-درصد پاسخ سوال 10از فرضیه اول………………………………………………………………… 65

نمودار 3-16- نمودار نقطه ای فرضیه اول………………………………………………………………………….. 67

نمودار 3-17-درصد پاسخ سوال 1از فرضیه دوم…………………………………………………………………. 68

نمودار 3-18-درصد پاسخ سوال 2از فرضیه دوم…………………………………………………………………. 69

نمودار 3-19-درصد پاسخ سوال 3از فرضیه دوم…………………………………………………………………. 69

نمودار 3-20-درصد پاسخ سوال 4از فرضیه دوم…………………………………………………………………. 70

نمودار 3-21-نمودار نقطه ای فرضیه دوم…………………………………………………………………………… 71

نمودار 3-22-درصد پاسخ سوال 1از فرضیه سوم…………………………………………………………………. 72

نمودار 3-23-درصد پاسخ سوال 2از فرضیه سوم…………………………………………………………………. 73

نمودار 3-24-درصد پاسخ سوال 3از فرضیه سوم…………………………………………………………………. 73

نمودار 3-25-درصد پاسخ سوال 4از فرضیه سوم…………………………………………………………………. 74

نمودار 3-26-نمودار نقطه ای فرضیه سوم………………………………………………………………………….. 74

نمودار 3-27-درصد پاسخ سوال 1از فرضیه چهارم………………………………………………………………. 75

نمودار 3-28-درصد پاسخ سوال 2از فرضیه چهارم………………………………………………………………. 76

نمودار 3-29-نمودار نقطه ای فرضیه چهارم……………………………………………………………………….. 77

نمودار 3-30-درصد پاسخ سوال 1از فرضیه پنجم………………………………………………………………… 79

نمودار 3-31-درصد پاسخ سوال 1از فرضیه ششم………………………………………………………………… 81

نمودار 3-32-درصد پاسخ سوال 1از فرضیه هفتم………………………………………………………………… 83

 

 

 

 

چکیده :

با نگاهی به قانون مجازات اسلامی یا موادی که در دیگر قوانین برای جرم، مجازات تعیین نموده است، ملاحظه می کنیم که قانونگذار در بسیاری از این مواد چاره کار را در برخورد با مجرم، حبس دانسته است. بدیهی است از جمله اهداف قانونگذار از وضع این قوانین اصلاح مجرم بوده و هست. در واقع در زندان به وی مهارت­هایی آموزش داده شود تا پس از آزادی از زندان، یک زندگی قانون مدار را در جامعه تجربه نماید. از دلایل موافقان حبس نیز همین موضوع است.

حال اگر هدف این است آیا تحقق یافته است ؟ چرا مسئله تکرار جرم و بازگشت مجدد به زندان از معضلات جامعه بشری است و آمار قابل تاملی از زندانیان را افرادی تشکیل می دهند که قبلا از سوی محاکم ، حکم حبس دریافت کرده اند ؟ این تحقیق با عنوان «بررسی عوامل ارتکاب جرم پس از آزادی اززندان- مطالعه موردی دراستان اصفهان» با بررسی حقوقی و جرم شناختی تکرار جرم پس از آزادی از زندان و ملاحضه دیدگاه های موافقان و مخالفان حبس و بهره گیری از تئوری های جامعه شناسی سعی در پاسخ به این مسئله دارد که : چه عواملی در تکرار جرم و بازگشت مجدد به زندان افراد موثر اند . این تحقیق به شیوه توصیفی- تحلیلی با بهره گرفتن از ابزار پرسشنامه به توصیف عینی عوامل و تحلیل داده ها پرداخته است . در این تحقیق  از روش کتابخانه ای و میدانی به جمع آوری مطالب اقدام شده است . از بین محکومان محبوس به دلیل تکرار جرم از زندان های اصفهان (مرکزی) کاشان ، گلپایگان ، فریدن و شهرضا که مجموعا آنها  1965 نفر نمونه آماری بوده است با حجم نمونه131 نفر به صورت نمونه گیری تصادفی انجام گرفته است . اطلاعات جمع آوری شده با استفاده ارائه آمار توصیفی – تحلیلی و آزمون های کی دو و با بهره گرفتن از نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است و درنهایت، با تجزیه تحلیل داده ها مشخص گردید که:

بین جرم اول با تکرار جرم و بازگشت مجدد به زندان رابطه معناداری وجود دارد . بدین معنی که جرم اول و دوم محکومین به شدت همدیگر وابسته اند و از عوامل ارتکاب جرم پس از آزادی از زندان توسط فردتأثیر گذسته وی بر تکرار جرم است.
بین عوامل فردی زندانیان با تکرار جرم و بازگشت مجدد به زندان رابطه وجود دارد.لذا از عوامل دیگر ارتکاب مجدد جرم،شخصیت خود مرتکب است.
بین عوامل محیطی زندان ( وضعیت طبقه بندی و محل اسکان زندانیان ) و خدمات در زندان به زندانیان با تکرار جرم و بازگشت مجدد به زندان رابطه وجود دارد.لذا از عوامل ارتکاب جرم پس از آزادی از زندان و در واقع تکرار جرم محیط زندان میباشد.
هرچه قدر میزان خدمات دهی مراکز مراقبت بعد از خروج از لحاظ خدمات مددکاری مشاوره ای و اعطای تسهیلات بانکی در جهت ایجاد اشتغال کمتر باشد . تکرار جرم و بازگشت مجدد افراد به زندان بیشتر خواهد بود.
بین میزان برچسب زنی انحراف با تکرار جرم و بازگشت مجدد به زندان رابطه موثری وجود دارد.
خانواده ها وجامعه از حیث عدم پذیرش نقش مهمی را در مسئله تکرار جرم و بازگشت مجدد افراد ایفا می کنند،بدین معنا که هرچقدر پذیرش زندانیان آزاد شده از زندان از سوی خانواده و جامه کمتر باشدو این افراد مورد بی توجهی قرارگیرند،تکرار جرم بازگشت مجددشان به زندان به مراتب بیشتر خواهد بود.
 

 

        کلید واژه ها: تکرار جرم، مجرم ، مجازات، حبس، بازگشت مجدد به زندان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول

 

کلیات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1-1 مقدمه

«هر رفتاری اعم از فعل یا ترک فعل که در قانون برای آن مجازات تعیین شده است جرم محسوب می شود .» (ماده 2 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392)

زندان « محلی است که در آن محکومانی که حکم آنان قطعی شده است با معرفی مقامات صلاحیت دار قضائی و قانونی برای مدت معین یا به طور دائم به منظور کیفر ، با هدف حرفه اموزی ، بازپروری و بازسازگاری نگهداری می شوند » (ماده 3 آئین نامه اجرایی سازمان زندانھا و اقدامات تاًمینی و تربیتی کشور)

در مقابل رفتار مجرمانه فرد واکنش های متفاوتی انجام می شود که یکی از این واکنش ها حبس است . با نگاهی به چند جمله بالا به واقعیت هایی برمی خوریم که در جامعه وجود دارد ، پدیده ای به نام جرم ، متعاقب آن مجازات و یکی از مجازات ها نیز حبس است .

سوالی که مطرح است اینکه هدف قانون گذار از مجازات حبس چیست ؟

هدف تنبیه مجرم و تنبه جامعه است یا هدف اصلاح و بازپروری مجرم است .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:15:00 ب.ظ ]