ترفندها و آموزش ها - روش ها و تکنیک های کاربردی


جستجو



 



1-1-   مقدمه
رشد و توسعه هر کشور، مستلزم به­کارگیری منابع در شکل بهینه و هدایت آنها در مسیری درست است. در هر جامعه­ای نهاده­های مختلفی می­توانند در جهت این هدف گام برداشته و نقش موثری ایفا کنند. بازارهای مالی و نهاده­های مربوط به آن، یکی از مهمترین عوامل موثر بر این فرآیند هستند (رضا شباهنگ، 1388).شرکت­ها در تصمیمات تامین مالی، با دو منبع مالی داخلی، شامل جریان­های وجوه نقد حاصل از فعالیت­های عملیاتی، فروش دارایی­ها و سود انباشته و منابع مالی خارجی در برگیرنده­ی وجوه تحصیل شده از طریق بازار مالی مانند، انتشار اوراق مشارکت، صدور سهام جدید و دریافت تسهیلات مالی از بانک هستند. مدیران باید تصمیم بگیرند وجوه مورد نیاز خود را چگونه تامین کنند و منابع مالی در دسترس را چگونه مصرف کنند. آن­ها می­توانند این منابع مالی را صرف پرداخت سود به سهام داران، اجرای پروژه­های سرمایه­گذاری سودآور، تسویه بدهی­های موعد رسیده و افزایش سرمایه­ی در گردش، کنند (فرانک و گویال، 2003).

1-2-   بیان مسئله
وظیفه مدیریت مالی را می­توان بهینه­سازی ساختار دارایی­ها، بدهی­ها و حقوق صاحبان سهام به منظور حداکثر کردن ثروت سهامداران و در نهایت افزایش ارزش واحد تجاری دانست. در این زمینه مدیریت مالی یکی از مهمترین تصمیماتی می­تواند اتخاذ کند، تصمیم­گیری در مورد نحوه تامین مالی، شامل تصمیمات مربوط به ساختار مالی و ساختار سرمایه و همچنین تعیین بهترین شیوه تامین مالی و ترکیب آنهاست. بر این اساس تصمیم­گیری­های مدیریت اغلب بر حول سه محور زیر معطوف می­گردد:

تجزیه و تحلیل و برنامه­ریزی با هدف ایجاد تناسب در ساختار دارایی­ها، بدهی­ها و حقوق صاحبان سهام.
تصمیمات سرمایه­گذاری در مورد کاربرد و تخصیص وجوه تامین شده بین دارایی­های فیزیکی و مالی با هدف تحصیل بازده بیشتر.
تصمیمات مالی شامل تصمیمات مربوط به ساختار مالی و سرمایه و همچنین تعیین و انتخاب بهترین شیوه تامین مالی و ترکیب آن.
بنابراین مدیریت مالی می­تواند از طریق ایجاد تغییر در مواردی مانند تعیین خط مشی تقسیم سود و انتخاب شیوه تامین مالی بر ثروت سهامداران و در نهایت بر ارزش شرکت اثر بگذارد (مهدی مرادزاده فرد و جواد فرامرز، 1388).
شرکت­ها هنگام نیاز به منابع مالی جدید می­توانند یا از طریق استقراض وجوه مورد نظر را به دست آورند و یا اینکه با واگذاری قسمتی از مالکیت شرکت به وجوه مورد نیاز دست یابند. همچنین شرکت­ها هنگام تصمیم گیری برای استفاده از منابه مالی جدید باید هزینه منابع مختلف تامین مالی را مشخص کرده و آثاری را که هرکدام از این منابع بر بازده و ریسک عملیاتی می­گذارد تعیین نمایند. استفاده از شیوه­های صحیح تامین مالی برای اجرای پروژه­های سودآور می­تواند در جهت افزایش ثروت سهامداران شرکت نقش اساسی ایفا نماید. یکی از تصمیماتی که مدیران واحد اقتصادی به منظور حداکثر کردن ثروت سهامداران اتخاذ می­کنند تصمیمات مربوط به تامین مالی می­باشد. این نوع تصمیم­گیری­ها مربوط به ساختار سرمایه و همچنین تعیین و انتخاب بهترین شیوه تامین مالی و ترکیب آن می­باشد. در نتیجه یک مدیر مالی می­تواند از طریق ایجاد تغییر در مواردی مانند سود هر سهم، خط مشی تقسیم سود، زمانبندی مدت سودآوری و انتخاب شیوه مناسب تامین مالی بر ثروت سهامداران اثر بگذارد. منابع مالی هر واحد اقتصادی از منابع درونی و برونی تشکیل شده است. منابع درونی شامل جریان­های نقدی حاصل از عملیات، وجوه حاصل از فروش دارایی­ها و . و منابع برونی شامل استقراض از بازارهای مالی و انتشار سهام و . می­باشد (تقوی و همکاران، 1389، ص مقدمه).از جنبه تئوری، تصمیم­گیری مدیران پیرامون ساختار بهینه تامین مالی، تحت تاثیر عوامل گوناگونی همچون عوامل سیاسی، اقتصادی و مقررات قانونی قرار دارد. لذا تعیین استراتژی ساختار تامین مالی علاوه بر آنکه متاثر از برخی متغیرهای کلان اقتصادی همچون تورم، نرخ بهره، سیاست­های اعطای تسهیلات در نظام بانکی و مالیات می­باشد، تحت تاثیر عواملی چون هزینه­ تامین مالی، ریسک مالی و تجاری شرکتها، ترکیب دارایی­ها همراه با محدودیت­های قراردادی در جذب منابع از طریق ایجاد بدهی­ و بازنگری در قوانین بورس اوراق بهادار است.
سوال اصلی این تحقیق آن است که مدل شبیه­سازی تامین مالی شرکت­های سیمان پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، چه برآوردی برای پیش­بینی آینده مالی آن­ها می­دهد؟

1-3-   اهمیت و ضرورت تحقیق
همگام با اهمیت انتخاب شیوه­های مناسب تامین مالی بنگاه­های تجاری و با توجه به وجود روش­های مختلف در این زمینه و عوامل تاثیر گذار بیرونی، ضرورت پژوهشی را به منظور بررسی مدل شبیه­سازی تامین مالی شرکت­ها دوچندان می­نماید.الف- فواید نظری:
از لحاظ نظری فواید این تحقیق به شرح ذیل می­باشد:

انجام پژوهش در زمینه­ی مدل شبیه­سازی تامین مالی شرکت­ها که تا بحال تحقیقی در این خصوص در ایران صورت نپذیرفته است.
انجام پژوهش در خصوص مدل شبیه­سازی تامین مالی شرکت­های صنعت سیمان پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
ب- فواید عملی:

ادامه مطلب

سایت های دیگر :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[پنجشنبه 1399-03-01] [ 09:54:00 ق.ظ ]




 
           فصل اول
کلیات تحقیق 
 
 
مقدمه
در این فصل، به بیان کلیات تحقیق شامل بیان مساله، اهمیت و ضرورت تحقیق، تعاریف و ساختار فصل­های پژوهش، پرداخته شده است. به عبارت دیگر، در این فصل، اطلاعات کلی در مورد این پژوهش، ارایه گردیده است.

بیان مساله
یکی از مسایل مهم در طراحی یک زنجیره ­تامین[1]، مساله انتخاب تامین­کننده است. پیچیدگی این مساله در حقیت به این دلیل است که هر کدام از تامین­کنندگان قسمتی از معیارهای خریدار را برآورده می­کنند و  انتخاب از میان آنها، در واقع یک مساله تصمیم­گیری چندمعیاره ([2]MCDM)  است که نیاز به یک رویکرد ساختاریافته و سیستمی دارد و بدون آن چنین تصمیم­گیری مهمی، احتمالا با شکست روبرو می­شود. با کمک کامپیوترها، تکنیک‌های تصمیم‌گیری در تمام حوزه‌های فرآیند تصمیم­گیری، بسیار قابل قبول گردیده‌اند. بنابراین کاربرد روش‌های تصمیم­گیری چندمعیاره برای استفاده­کنندگان، با توجه به پیچیدگی‌های ریاضی، در اجرا بسیار آسان گردیده است. تصمیم­گیری، رویه‌ای برای پیدا کردن بهترین گزینه از میان مجموعه‌ای از گزینه‌های موجود است. در حقیقت انتخاب مجموعه مناسبی از تامین­کنندگان برای کار با آنها، در جهت موفقیت یک شرکت، امری بسیار مهم و حیاتی است و در طی سالهای طولانی بر انتخاب تامین­کننده تاکید شده است (Zhang et al, 2001).
بلمن و زاده (Bellman & Zadeh, 1970)، تئوری رفتار تصمیم را در یک محیط فازی توسعه داده­اند. مدلهای زیادی توسعه و در رشته­های مختلفی مانند مهندسی کنترل، هوش مصنوعی، علم مدیریت و تصمیم­گیری چندمعیاره به کار گرفته شده است. مفهوم  ترکیب مجموعه تئوری فازی[3] و تصمیم­گیری چند معیاره، تصمیم­گیری چندمعیاره فازی ([4]FMCDM) را بوجود آورده است. تکنیکها و روش­های مختلفی برای تصمیم­گیری چند معیاره فازی وجود دارند که دارای مزایا و معایب متفاوتی نسبت به یکدیگر می­باشند. در این پژوهش ابتدا با استفاده از دو روش متداول و پرکاربرد تصمیم­گیری چندمعیاره، یعنی فرآیند تحلیل سلسله مراتبی ([5]AHP) و تاپسیس ([6]TOPSIS) و با بهره­گیری از ریاضیات مبتنی بر مجموعه­های فازی، روشی ارایه گردیده است تا  به کمک آن تامین­کنندگان یک زنجیره ­تامین  اولویت­بندی شوند، سپس بار دیگر این مساله و این بار با ترکیب دو روش منطق دیجیتالی تعدیل شده ([7]MDL) و تاپسیس مورد ارزیابی قرار گرفته است و درنهایت به منظور دستیابی به نتایج مطلوب، نتایج حاصل از این دو روش با یکدیگر مقایسه شده­اند. روش MDL روشی برای مقایسات زوجی می­باشد که بیشتر در علوم مربوط به الکترونیک و کامپیوتر مورد استفاده قرار می­گیرد.

ادامه مطلب

سایت های دیگر :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:53:00 ق.ظ ]




الزامات همراه با عصر دانایی، موجب ظهور و توسعه سازمان‌های دانش محوری شده است که برخی ویژگی‌های آن‌ها تفاوت‏هایی اساسی با سازمان‏های سنتی دارد. سازمان‏های دانش‏محور به سرعت غیر قابل باوری در سال‌های اخیر رشد کرده‌اند. لیکن مبحث مدیریت دانش و موفقیت آن در سازمان‌های دانش محور نسبت به سازمان‌های دیگر در عصر اقتصاد دانشی مهمترو حیاتی‌تر می‌باشد. (Wu et al , 2008).

سازمان‏های دانش محور سازمان‌هایی هستند که به طور عمده‏ای مبتنی بر دانش حرفه‏ای از جمله دانش یا خبرگی مرتبط با یک رشته یا زمینه خاص می‌باشند که کالا و خدماتی را تولید می‌نمایند که دانش محور هستند (Den Hertog, 2000) .

مثالی از سازمان‏های دانش محور عبارتند از سازمان‏های حسابداری، مدیریت، کامپیوتر و مشاوره، نمایندگی‏های تبلیغات، شرکت‏های با فناوری پیشرفته و سازمان‌های تحقیق و توسعه می‏باشند (Swart& Kinnie , 2003. مهم‌ترین دارائی در سازمان‌های دانش محور سرمایه فکری است، بر مبنای این واقعیت‌ها این سازمان‌ها نیاز به مدیریت دانش را احساس می‌کنند (Mohammadi et al , 2009).

چالش اصلی سازمان‌ها درک مدیریت دانش و چگونگی پیاده سازی آن است. امروزه بزرگ‌ترین آرزوی سازمان‌ها تعریف یک مدیریت دانش مناسب سازمان و اداره آن به یک روش موفق است. سازمان‏ها نیاز دارند از عواملی که بر موفقیت مدیریت دانش تأثیر می‌گذارند آگاه و باخبر باشند (Migdad,2009)، بنابراین بررسی عوامل موفقیت مدیریت دانش در سازمان دانش محور نیز ضروری به نظر می‏رسد.

بی شک، سازمان‌های دانش محور باید در طراحی و به کار گیری مدیریت دانش، در نقش سازمان‌های پیشرو ظاهر شوند، و این امر مستلزم شناسایی عوامل حیاتی موفقیت و اقدام عملی بر مبنای این عوامل تأثیرگذار در مراحل مختلف طراحی و به کار گیری مدیریت دانش است.

مطالعه خاصی را در خصوص عوامل حیاتی موفقیت مدیریت دانش در حوزه سازمان‌های دانش محور نمی‌توان مشاهده نمود. اما این مطالعه بر مبنای تجارب سازمان‌های پیشرو در خصوص مدیریت دانش و مرور ادبیات، سعی در یافتن عوامل حیاتی موفقیت مدیریت دانش در سازمان‏های دانش محور و ارائه و توسعه یک چارچوب جامع از مدیریت دانش بر مبنای عوامل حیاتی موفقیت در این سازمان‏ها تمرکز دارد.

این چارچوب سازمان‏ها را یاری می‌رساند تا نقاط ضعف مدیریت دانش سازمان خود را شناسایی کرده، شاخص‌های نیازمند بهبود را مشخص کرده و برای کسب و حفظ دانش ارزشمند سازمان تلاش نمایند.

1-3- ضرورت انجام تحقیق

امروزه مدیریت دانش به عنوان یکی از اقدامات اصلی سازمان‌ها در گام نهادن به عرصه رقابت جهانى و.

رویارویى با چالش‌های جدید کسب و کار مطرح می‌باشد. درک ضرورت مدیریت دانش از سوى شرکت‌ها با گرایش گسترده آن‌ها در سطح جهان بدین مهم، آشکار می‌شود. در کشور ما نیز گرچه هنوز شرکت‌های معدودى به اقدامات محدودى در این باب دست زده‌اند. اهمیت مدیریت دانش بر همگى آشکار شده و بدین لحاظ لزوم اقدامات مطالعاتى و تحقیقاتى در این زمینه احساس می‌شود.

از آنجا که از سویى با توجه به وضوح اهمیت مدیریت دانش، گریزى از پیاده سازى آن نیست و از سوى دیگر، نرخ شکست پروژه‌های مدیریت دانش بالا می‌باشد، بنابراین نیاز به مطالعه عوامل موثر در موفقیت مدیریت دانش وجود دارد. با توجه به سرمایه گذاری قابل توجهى که صرف اجراى پروژه‌های مدیریت دانش می‌شود.

ارائه چارچوبی از مدیریت دانش بر مبنای عوامل حیاتی موفقیت مدیریت دانش می‌تواند راهنماى مدیران این سازمان‌ها در مراحل برنامه ریزى این پروژه‌ها و همچنین اجراى آن‌ها باشد. چارچوب مدیریت دانش برای سازمان‌های که می‌خواهند این سیستم مدیریتی را در تشکیلات خود به اجرا درآوردند، اهمیت زیادی دارد. چارچوب مدیریت دانش به صورت خطوط راهنمایی در می‌آید که از ایجاد خطا جلوگیری می‌کند و منافعی را نیز بر حسب زمان و کار انجام شده و هزینه مصرف شده بدست می‏آورد.

در مرحله برنامه ریزى می‌توان با شناسایى و اطلاع از عوامل موفقیت مدیریت دانش، وضعیت سازمان را از حیث این عوامل بررسى نمود و پیش از ورود به فاز اجرایى و تحمیل هزینه بالا تمهیداتی براى نقاط ضعف اندیشید.

ادامه مطلب

سایت های دیگر :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:53:00 ق.ظ ]




شکل 3-2: عملکرد واحد E بهبود یافته است. 50

شکل 3-3: واحد E با بهبود عملکرد، بر روی مرز کارا قرار می­گیرد. 51

شکل 3-4: تغییر در مرز کارا در اثر بهبود عملکرد واحد E 51

شکل 3-5: کاهش کارایی واحد F در اثر بهبود عملکرد واحد E 52

شکل 3-6: نمایش عملکرد یک واحد با یک نقطه در صفحه 65

شکل 3-7: نقاط نشاندهنده عملکرد واحدها و واحدهای تشکیل دهنده مرز کارا 66

شکل 3-8: ارتقاء عملکرد یک واحد ناکارا با استراتژی ثابت 67

شکل 3-9: واحد ناکارای اولیه با ارتقاء عملکرد، به مرز کارا می­رسد. 67

شکل 3-10: جابجا شدن مرز کارا با ارتقاء عملکرد واحد محک سنجش 68

شکل 3-11: کارا ماندن تمام واحدهای سابقا کارا، در عین جابجا شدن مرز کارا 69

شکل 3-12: واحد سابقا کارای B، کارایی خود را از دست می­دهد. 70

شکل 3-13 : یافتن حاشیه امنیت کارایی واحد B نسبت به واحد D 70

شکل 3-14 : میزان پیشرفت عملکرد واحد D 71

شکل 3-15 : شماره­گذاری واحدهای کارا به ترتیب زاویه iα 72

شکل 3-16 وضعیت الف 73

شکل 3-17 وضعیت ب 74

شکل 3-18 وضعیت ج 74

شکل 3-19: یافتن میزان حاشیه امنیت کارایی در وضعیت الف 75

شکل 3-20: یافتن میزان حاشیه امنیت کارایی در حالت ج 78

شکل 3-21 وضعیت واحدهای کارا و ناکارا 81

شکل 3-22 تفکیک واحد های کارا و نا کارا 89

شکل 3-23 بهبود عملکرد واحد D، واحد B را از کارایی می­اندازد. 90

شکل 3-24‌ مکان هندسی نقاطی که از جمع موزون تمام نقاط کارا به دست می­آیند

ادامه مطلب

سایت های دیگر :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:52:00 ق.ظ ]




عموما دو دلیل و یا دو هدف برای واگذاری صنایع دولتی به بخش خصوصی ارائه می شود: اول، کاهش مسؤولیت های دولت و خارج سازی صنایع غیر استراتژیک[2] و غیر دولتی از حیطه مدیریت دولت. دوم، کاهش بار مالی صنایع بر بودجه کشور. تجدید ساختار و خصوصی سازی در صنعت برق پدیده ای است که در بسیاری از کشورها ضرورت آن درک و گرایش به سمت آن آغاز شده است. آیا خصوصی سازی باعث افزایش کیفیت خدمات رسانی به مشترکین می شود ؟از طرفی رشد فزاینده مصرف انرژی الکتریکی در کشور و نیاز به سرمایه گذاری متناسب با مصرف فوق، لزوم پیروی از حرکت های نوین اقتصاد جهانی، وجود تنگناهایی از قبیل محدودیت های اعتباری ناشی از انحصار دولتی صنعت برق، عدم توان دولت برای تأمین منابع مالی لازم جهت سرمایه گذاری های روزافزون مورد نیاز، استراتژی یارانه ای تعرفه های برق و بحث کیفیت برق در ارایه خدمات، از عمده عواملی هستند که نشان می دهند ساختار سنتی فعلی پاسخگو نبوده، تجدید ساختار را در این صنعت زیربنایی الزامی می نمایند. آیا خصوصی سازی هزینه ها را کاهش می دهد ؟
اصلاحات ساختاری دقیق و با پیش بینی های لازم می تواند تصور اشتباه منشأ پولی و اعتباری وجود نارسایی ها در بخش توزیع را به تفکر استفاده بهینه از امکانات و سرمایه های موجود تبدیل نماید. از آنجا که برای اصلاحات ساختاری بخش توزیع در سند برنامه سوم توسعه کشور تکالیفی قانونی مشخص شده، اما هنوز بعد از گذشت بیش از سه سال از تصویب برنامه، چشم انداز روشنی از چگونگی و نحوه انجام تکالیف فوق ترسیم نگردیده است. لذا ضروری است که با دیدگاه جهانی و در قالب ملی، ترسیم مناسبی از نحوه اداره بخش توزیع به صورت منطق هائی با توجه به تکالیف فوق ارایه گردد. آیا خصوصی سازی قیمت تمام شده نهایی را کاهش می دهد ؟
پس از بررسی و تبیین اهداف و روش های خصوصی سازی در وزارت نیرو، نقاط قوت، ضعف، تنگناها و روش های اجرائی و اصلاحات ساختاری دربخش توزیع می پردازیم آنگاه در یک مطالعه موردی خصوصی سازی به روش برو نسپاری و نتایج آن را در شرکت توزیع نیروی برق سیستان و بلوچستان  ( مطالعه ی موردی شهرستان نیک شهر) مورد بحث قرار می دهیم و با توجه به آن راهکارهایی برای دستیابی هر چه بهتر به روند مناسب و صحیح خصوصی سازی را استنتاج نمائیم.
اکنون مساله اینست که طبق اصل 44 قانون اساسی خصوصی سازی در بسیاری از شرکتهای دولتی انجام شده است به تبع ازآن در شرکت برق سیستان و بلوچستان و شهرستان نیکشهر انجام شده است اما معلوم نیست این خصوصی سازی باعث افزایش کیفیت[3] -رضایت مندی مشترکین[4]– بهره وری[5] -کارائی[6] و اثر بخشی[7] شده است. در پژوهش کوشیده می شود با توجه به سوال مساله به این موارد پرداخته شود.

سابقه و ضرورت انجام تحقیق :
طی دو دهه اخیر مکانیزمهای خصوصی سازی در بسیاری از کشورها طراحی و به مرحله اجرا در آمده است و از آن به عنوان راه حلی در جهت منطقی نمودن ساختار اقتصادی جامعه،کاهش بار مالی دستگاهها بر بودجه دولت،افزایش کارائی،افزایش بهره وری،گسترش فعالیتها و تجهیز منابع مالی دولت ،استفاده کارآمد از تخصص های موجود،افزایش نیروهای تخصصی و ایجاد انگیزه برای نیروهای تخصصی بهره گیری شده است.
در سالهای اخیر پژوهشهای زیادی در ارتباط با خصوصی سازی در داخل و خارج از کشور انجام شده است. در اینجا به تعدادی از تحقیقات در ارتباط با خصوصی سازی اشاره می کنیم:ولش و فرموند (2002) در پژوهش خود تحت عنوان “معرفی یک مدل جهت انجام خصوصی سازی “با هدف بهینه بودن فرایند انجان آن پرداخته است.
پژوهش دیگر حیدری در رساله دکترای مدیریت استراتژیک  طرح تحقیقی با عنوان “مدل خصوصی سازی برای کشور را از طریق مرور ادبیات و استفاده از نظرات خبرگان و صاحبنظران انجام داده است .
همچنین تحقیقها و مقالات زیادی تحت عنوان بررسی اثرات خصوصی سازی در شرکتهای توزیع نیروی برق مشهد و تهران و اصفهان و همچنین کیفیت بهره وری در خصوصی سازی شرکتهای توزیع نیروی برق در ایران انجام گرفته است.
یکی از مهمترین شروع یک کار تحقیقاتی این است که طرح تحقیقاتی به صورت یک پرسش آغازین عنوان شود؛ در این پرسش محقق سعی می کند آنچه را که می خواهد بداند آشکار کند؛ بهتر بفهمد و به دقیقترین صورت ممکن در گزاره یک پرسش آغازین بیان کند.(کیوی و کامپنود[8]، 1376).
لذا مسئله اصلی این پژوهش آن است که با توجه به روند خصوصی سازی در  شرکتهای توریع نیروی برق، تاثیر این روند قبل و بعد از اقدامات چگونه بوده و توانسته گامی در جهت ارتقا کارایی و اثربخشی سازمان مذکور برداشته و نوع این تاثیر چگونه است ؟

اهداف تحقیق :پژوهشگر در این تحقیق سعی کرده رویکرد مقایسه ای بصورت ارزیابی خصوصی سازی قبل و بعد از اجرای برنامه های خصوصی سازی را مدنظر قرار دهد. بطور کلی اهداف این پژوهش در دو بعد نظری و کاربردی طبقه بندی می گردد. تدوین ادبیات و کمک به غنی تر شدن مبانی نظری موضوع با استفاده از نظریات علمی از یکسو و شناسایی فعالیت های تئوریک و مفهومی دیگران با رویکرد مقایسه ای از سوی دیگر بخشی از اهداف نظری این تحقیق است. و از بعد کاربردی نیز پژوهشگر قصد دارد ضمن ارزیابی اقدامات خصوصی سازی در بخش های منتخب، به رتبه بندی هر بخش با توجه به دیدگاه پاسخ دهندگان جهت ادامه اقدامات خصوصی سازی و موفقیت های بعدی را مورد مطالعه قرار دهد. و با ارائه پیشنهاداتی حرکت به 

ادامه مطلب

سایت های دیگر :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:51:00 ق.ظ ]