ترفندها و آموزش ها - روش ها و تکنیک های کاربردی


جستجو



 



1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق 5

1-4- اهداف پژوهش 6

1-4-1- هدف کلی/علمی تحقیق 6

1-4-2- اهداف جزئی/کاربردی تحقیق 6

1-5- فرضیه های پژوهش 7

1-5-1- فرضیه اصلی تحقیق 7

1-5-2- فرضیه های فرعی تحقیق 7

1-6- تعاریف اصطلاحات و متغیرهای تحقیق 7

1-6-1- تعریف مفهومی متغیرهای تحقیق 7

1-6-2- تعریف عملیاتی متغیرهای تحقیق 9

 

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش

1-2- مقدمه 11

2-2- ویژگی کودکان دوران پیش دبستانی 11

3-2- نظام شناختی کودکان پیش دبستانی 12

4-2- تربیت کودک و  نقش بازی در آن 13

5-2- نقش های تربیتی بازی در کودکان پیش دبستانی 13

1-5-2- نقش بازی در رشد جسمانی کودک: 13

2-5-2- نقش بازی در رشد عقلانی کودک: 14

3-5-2- نقش بازی در رشد عواطف کودک: 14

4-5-2- نقش بازی در رشد اجتماعی کودک: 15

6-2- خلاقیت 16

7-2- نظریه های مربوط به خلاقیت 18

1-7-2- خلاقیت به عنوان الهام خدایی 18

2-7-2- خلاقیت به عنوان دیوانگی 18

3-7-2- خلاقیت به عنوان نبوغ شهودی 19

4-7-2- خلاقیت به عنوان نیروی حیاتی 19

5-7-2- نظریه تداعی گرایی 19

6-7-2- نظریه گشتالت 20

7-7-2- مکتب شناختی 20

8-7-2- نظریه روانکاوی 20

9-7-2- روانکاوی جدید 22

8-2- هوش و خلاقیت 22

9-2- مراحل خلاقیت 23

10-2- پرورش خلاقیت در کودکان 24

11-2- نقش مدرسه در بارور کردن خلاقیت 27

12-2- ویژگیهای کودکان خلاق 28

13-2- مهارتهای تفکر 31

14-2- مهارتهای تفکر انتقادی 31

15-2- مهارتهای تفکر حل مسئله 36

16-2- الگوی آموزشی بازی تمرین 38

17-2- تعریف بازی 39

18-2- تعریف بازی از نظر متخصصان 40

19-2- انواع بازی و شکل اجرای آن 41

20-2- نقش بازی در رشد خلاقیت 46

21-2- نقش بازی در رشد استقلال فردی 47

22-2- نقش بازی در بهداشت روانی 47

23-2- نقش بازی در رشد ذهنی و هوشی 48

24-2- نقش های اخلاقی بازی: 48

25-2- نقش های آموزشی و تربیتی بازی: 48

26-2- نقش درمانی بازی: 49

27-2- عوامل مؤثر در بازی: 50

28-2- ضرورت آموزش بازی به کودکان: 53

29-2- پیشینه پژوهشی 55

1-29-2- تحقیقات داخلی: 55

2-29-2- تحقیقات خارجی: 56

 

فصل سوم: روش­ پژوهش

3-1- مقدمه 60

3-2- طرح  تحقیق 60

3-3- جامعه آماری 61

3-4- نمونه تحقیق و روش نمونه گیری 61

3-5- روش جمع آوری اطلاعات 61

3-6- ابزار تحقیق، روایی و پایایی آزمون 61

3-7- روش اجرا 62

3-8- روش تجزیه و تحلیل داده ها 63

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده­های آماری

1-4- مقدمه 65

2-4- شاخصهای آماری 65

1-2-4- آمار توصیفی 65

  برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

2-2-4- آمار استنباطی 68

 

فصل چنجم: بحث و نتیجه گیری

1-5- مقدمه 73

2-5- یافتههای پژوهشی 73

1-2-5- نتیجه اصلی 73

2-2-5- نتیجه اول 74

3-2-5- نتیجه دوم 74

4-2-5- نتیجه سوم 75

3-5- محدودیت های پژوهشی 76

4-5- پیشنهادات 76

1-4-5- پیشنهاد جهت پژوهشهای آینده 76

2-4- 5- پیشنهادات کاربردی 77

چکیده

هدف از این مطالعه بررسی تأثیر الگوی تدریس مهارت تفکر به شیوه بازی- تمرین بر رشد خلاقیت کودکان پیش دبستانی ناحیه یک شهرستان یزد در سال تحصیلی 1393- 1394 بود. به منظور اجرای این تحقیق از جامعه آماری که شامل کلیه­ی دانش­ آموزان پیش­دبستانی شهرستان یزد به شیوه­ی نمونه گیری خوشه­ای تعداد 30 نفر نمونه در دو گروه آزمایش و کنترل انتخاب شدند. این تحقیق با روش شبه آزمایشی و به صورت پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام گرفت. متغیر مستقل به شکل الگوی تدریس بازی تمرین برای گروه آزمایش آموزش داده شد. برای گردآوری اطلاعات مربوط به متغیر وابسته از پرسشنامه­ی خلاقیت تورنس (فرم ب) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده­ ها از روش­های آمار توصیفی و همچنین آزمون تحلیل کوواریانس برای بررسی فرضیه­ های پژوهشی استفاده شد. تحلیل داده­های آماری نشان داد که بین میانگین نمرات خلاقیت گروه آزمایش و گواه بعد از اعمال متغیر مستقل تفاوت معنی داری به وجود آمده است. (05/0p <) به عبارتی اعمال الگوی تدریس مهارت تفکر به شیوه بازی تمرین موجب رشد خلاقیت و مؤلفه­ های آن شامل انعطاف پذیری، ابتکار ذهنی، سیالی گردیده است.

واژگان کلیدی: الگوی تدریس، مهارت تفکر، شیوه بازی تمرین، خلاقیت تصویری تورنس.

1-1- مقدمه

اهداف تعلیم و تربیت، پرورش کودکان متفکری است که قادر باشند بر مسائل و مشکلاتشان در زندگی روزمره و در محیط اجتماعی به آسانی غلبه کنند. برونر (1978)، پیاژه (1970) و ویگوتسکی (1978) بازی را رکن اصلی یادگیری دوران کودکی تعریف کرده و یادگیری مهارتهای تفکر و عملکرد خلاق آنان را به کیفیت و کمیت بازیهای آموزشی دوران کودکی وابسته می­دانند. بازی راهی است که کودک بوسیله آن دنیا را کشف می کند. در بازی های مناسب ارتباطات مغزی کودک به صورتی رشد می کنند که یادگیری را برای او آسان تر می کنند. به طور کلی تمام بازی های مناسبی که کودک انجام می دهد در قوی تر کردن قدرت مغزی او و رفتارهای مثبت اجتماعی او موثر هستند (پیاژه، 1970).

 بازی به عنوان الگوی رفتاری یکی از نیازهای اساسی کودکان به شمار می­رود که در عین سرگرم کردن وی را برای ورود به زندگی واقعی بزرگسالی آماده می­ کند. از این لحاظ شرایط بازی، آزادی کودک در بازی، اسباب بازیهای مورد استفاده کودک و مدت زمانی که به بازی با کودک اختصاص داده می‌شود اهمیت شایان توجهی دارد. چرا که الگوهای رفتاری و میزان انعطاف پذیری کودک در دوران زندگی بعدی او را تعیین می­ کند(برونر، 1978).

دوران کودکی، تفکر خلاق و الگوهای رفتاری و الگوهای آموزش خلاقیت به کودکان جزء مفاهیم اصلی تحقیق حاضر است. براین اساس تحقیق حاضر  بازی تمرین را شیوه ای برای آموزش مهارتهای تفکر و نقش آن در رشد خلاقیت کودکان پیش دبستانی را مورد مطالعه قرار داده است.

1-2- بیان مسئله

مهارتهای تفکر به همراه مهارتهای اجتماعی و ارتباطی اساس مهارتهای زندگی را تشکیل می­دهند. عملکرد فرد در محیط­های مختلف در درجه اول به میزان آمادگی او بستگی دارد. بنابراین برای عملکرد مناسب انسان به سه نوع آمادگی نیاز دارد. اول) آمادگی عاطفی است که حس و هیجان، نگرش و انگیزش او را شامل می­شود، دوم) آمادگی شناختی است که در بردارنده مهارتهای مختلف فکری انسان است و به عبارتی آمادگی روانی اوست، و سوم) آمادگی عملکردی و اجرایی است. هر سه نوع آمادگی ابعاد وجودی انسان را در اجتماع می­سازند (گانیه، 1985، جاناسن، 2008). بنابراین یک رابطه قوی بین این سه نوع آمادگی وجود دارد. در نتیجه اگر فردی به لحاظ عاطفی و اجتماعی عملکرد مناسبی نداشت باشد در حالت جبری آمادگی روانی و اجرایی او نیز دچار مشکل می­شود. برای مثال اگر فردی با یک مسئله  اجتماعی و یا مشکلی مواجه شود، بایستی حالت روحی و روانی مناسبی برای ارتباط با دیگران و کمک گرفتن از آنها را داشته باشد تا توانایی رفع مشکل خود را نیز به دست آورد. یکی از عوامل مهم و تعیین کننده موفقیت فرد (عملکرد) در محیط­های مختلف زندگی مخصوصاً در محیطهای یادگیری، میزان خلاقیت اوست. در معنای عامیانه خلاقیت را همان هوش می­پندارند و افراد باهوش و با استعداد معادل با افراد خلاق گرفته می­شود. با توجه به اغلب تحقیقاتی که تاکنون در مورد هوش و خلاقیت و همچنین ویژگی های افراد باهوش و افراد خلاق انجام گرفته، ارتباط معناداری میان این دو مشاهده نشده است (تورنس، 1979، پیر خائفی، 1377و گاردنر، 1993). دیوید بوهم (به نقل اسبورن، 1375). خلاقیت را هنر ادراک درونی ذهن  می داند که درآن اندیشه بلادرنگ در ورطه‌ی سرگرمی و پریشانی گم می­شود. خلاقیت به معنی اختراع یک چیز کاملاً جدید نیست، بلکه بوجود آوردن یک سری ارتباطات همسو است. خلاقیت توانایی خلق ایده ها یا مصنوعاتی است که جدید، شگفت انگیز و ارزشمند است (دورین و کرب، 2009). سانتروک (به نقل سیف، 1393) خلاقیت را به عنوان “توانایی اندیشیدن در باره امور به راه های تازه و غیر معمول و رسیدن به راه­حل­های منحصر به فرد برای مسائل تعریف کرده است (ص 397).

خلاقیت و میزان آن اساسا در یادگیری و مهارتهای تفکر افراد و مخصوصا در یادگیری دوران کودکی ریشه دارد. تفکر در کودکان مجموعه ­ای از توانایی‌های عالی ذهنی مانند توانایی استدلال، حل مسئله، خلاقیت، حافظه، سازماندهی تکالیف، زبان است. برخی کودکان بالفطره دارای یک سری توانایی‌ها هستند که در محیط‌های مناسب و در اثر تمرین و تقویت شکوفا می‌شوند. یادگیری، حافظه و هوش از جمله مهارت‌های ذاتی تفکر هستند که در شرایط محیطی، خانواده، تعلیم و تربیت مناسب رشد پیدا می‌کنند. پرورش ذهن، خود قسمتی از تعلیم و تربیت است، زیرا این نیز قسمتی از همان انسان بودن است. تفکر تنها لذت آفرین نیست، می تواند مفید هم باشد. بیشتر دلایل پیگیری گسترش مهارت های تفکر و یادگیری، موثر یا واقع بینانه اند و به موفقیت فرد و اجتماع می پردازند. این نگرش در فضایی ظهور می کند که مجامع بین المللی نگران افول معیارهای تعلیم تربیت هستند.

از روش های تدریس و الگوهای آموزشی که می ­تواند باعث رشد خلاقیت کودکان شود، الگوی بازیهای اموزشی است. به عبارتی آموزش مهارتهای تفکر در قالب بازی­ها موثرترین رویکرد برای رشد خلاقیت در دوران کودکی است (پیاژه، 1970). بنابراین یادگیری و آموزش مهارت­های تفکر به اشکال مختلف بازی می ­تواند خلاقیت کودکان را رشد دهد (سیف، 1393). از نظر پیاژه (1970) کودک در مرحله حسی- حرکتی از تکرار فعالیت‌هایی که قبلا آنها را برحسب تصادف، به منظور سازش با محیط یافته است، لذت می‌برد. پیاژه بازی‌های تمرینی را وسیله‌ای برای لذت بردن از حواس می‌داند. زیرا کودک لمس کردن، چشیدن، گوش کردن، حرکات اعضای بدن و احساس کیفیت مختلف اشیاء را از راه بازی و به یاری حواس درمی‌یابد و لذت می‌برد. این بازی‌ها که از بدو تولد تا 18 ماهگی در کودکان مشاهده می‌شود، جنبه جسمی دارند و عنصر تخیل در آنها کمتر وجود دارد. همچنین هیچ‌گونه شیوه خاصی در آنها وجود ندارد و تنها تکرار فعالیت‌های اکتسابی است. (احمدوند، 1378). بر این اساس اگر بخواهیم کودکان را برای چالش های آینده آماده کنیم باید مهارت های ویژه ای را در قالب بازیهای آموزشی به آنان بیاموزیم تا بر آن اساس بتوانند بر زندگی و یادگیری خود مسلط شوند. متاسفانه در سیستم آموزشی کشور ما به دلایل مختلف بازیهای آموزشی را به عنوان الگوهای غالب برای تدریس مهارتهای تفکر مورد توجه چندانی قرار نمی­دهند. مسئله یا سوال اصلی پژوهش حاضر  این است که آیا طراحی الگوی تدریس مهارت تفکر به شیوه بازی – تمرین بر خلاقیت کودکان پیش دبستانی تأثیر دارد؟

1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق

پرورش مهارتهای تفکر خلاق یکی از اساسی ترین راه­های رسیدن انسان به موفقیت در یادگیری و تحصیل است. برای دستیابی به چنین هدفی باید راهی به درازای عمر رفت. اما پایه های اصلی آن از دوران کودکی گذاشته می شود؛ دورانی که در آن شاکله شخصیت شکل می گیرد و تمام زندگی فرد به نوعی تحت تأثیر اولین تجربیات وی در این دوران خواهد بود .به همین دلیل است که نقش مدارس در تربیت و پرورش کودکان متفکر و خلاق بسیار پر رنگ و اساسی است.

کودک در خلال بازی به کشف محیط اطراف خود و یادگیری نحوه فکر کردن در باره امور می ­پردازد. از طریق بازی نخستین گام­ها برای فکر کردن را برمی دارد اما بازی به خودی خود کودک را متفکر بار نمی آورد. بازی باید در جمع صورت بگیرد به قول ویگوتسکی (1978) بازی­های دسته جمعی برای اطفال از پنج سالگی یک نیاز طبیعی و بسیار جالب است و منافع فراوانی دربر دارد. بنابراین در بازی­های اجتماعی است که تفکر کودک شکل می­گیرد، در خلال بازیهای دسته جمعی است که تفاهم و احترام رعایت حقوق دیگران شکست و پیروزی و رعایت نظم و قانون یاد گرفته می­شود. پیاژه (1970) در مورد تأثیر بازی بر رشد اجتماعی کودک می گوید: بسیاری از تعاملات فردی کودک پیش دبستانی در چارچوب بازی روی می دهد و در روابط کودک با والدین خواهران و برادران و هم سالانش تأثیر می گذارد و در واقع تأثیر گذاری به دیگران و تأثیر پذیری از آنها را یاد می گیرد.

نظریات بسیاری از متخصصان تعلیم و تربیت (پیاژه، 1970و  ویگوتسکی، 1978) و پژوهش های روان شناسی مؤیّد این نظر است که، آغاز رشد خلاقیت در کودکان دوره پیش از دبستان است که در آن، بازی نقش عمده ای در شکوفایی استعدادها ایفا می کند. بازی جنبه های خلاق شخصیت کودک را پرورش می­دهد. بازی کودک، ممکن است به صورت ابتکاری که عناصری از تقلید بزرگ سالان را نیز دربردارد صورت گیرد.

به نظر محقق خلاقیت و تفکر خلاق جزء نیازهای اساسی کودکان پیش دبستانی است. چرا که کودکان این دوره برای اولین بار از محیط خانواده به یک محیط جدید مدرسه و اجتماع همکلاسی ها قدم می­گذارند. در این محیطها کودکان برای سازگاری با محیط جدید و ایجاد ارتباط با دوستان انعطاف پذیر باشند تا بتوانند تجربیات جدید را با آمادگی کاملی کسب کنند. در این دوره هر نوع رفتاری از طرف همسالان و مربیان برای کودک تازگی دارد و او نحوه برخورد با آنان را قبلا تجربه نکرده است. از این جهت بهترین راه برای کودک بازی با همسالان در محیط جدید مدرسه است. رشد کند خلاقیت کودکان مخصوصاً در دوره های پیش دبستانی به سیستم آموزشی مدارس بر می­گردد. اگر وضعیت فعلی  خلاقیت کودکان پیش دبستانی را براساس نطریه­های مختلف آموزش خلاقیت بررسی کنیم، نکات ضعف آن روشن می­گردد. پژوهشگر به عنوان مربی در این تحقیق نشانه های ضعف در خلاقیت کودکان را به چند عامل نسبت می­دهد. اولین عامل نا آشنایی مربیان با روش های آموزش خلاقیت و مخصوصا الگوهای بازی آموزشی است. اغلب روش های تدریس در دوره پیش دبستانی روش های کلیشه­ای هستند. در صورتی هم که مربیان با روش های خلاق تدریس آشنا باشند در بکارگیری آن اعتماد به نفس ضعیفی از خود نشان می­دهند.  وجود سرفصلهای مصوب آموزش و پرورش برای تدریس در این دوره، کمبود امکانات محیطی، ابزار یادگیری، نا آشنایی کودکان با همسالان و ناتوانی آنان برای ایجاد ارتباط با دیگران عوامل مهم دیگری در این زمینه محسوب می­شوند. براین اساس پژوهش حاضر درصدد تعیین تأثیر یادگیری مهارتهای تفکر به شیوه بازی تمرین در قالب آموزش و تأثیر آن بر میزان خلاقیت کودکان پیش دبستانی است.

1-4- اهداف پژوهش

1-4-1- هدف کلی/علمی تحقیق

بررسی تأثیر الگوی تدریس مهارت تفکر به شیوه بازی – تمرین بر رشد خلاقیت کودکان پیش دبستانی ناحیه یک شهرستان یزد در سال تحصیلی 1393- 1394.

1-4-2- اهداف جزئی/کاربردی تحقیق

بررسی تأثیر الگوی تدریس مهارت تفکر به شیوه بازی – تمرین بر ابتکار ذهنی کودکان پیش دبستانی ناحیه یک شهرستان یزد
بررسی تأثیر الگوی تدریس مهارت تفکر به شیوه بازی – تمرین بر انعطاف پذیری ذهنی کودکان پیش دبستانی ناحیه یک شهرستان یزد
بررسی تأثیر الگوی تدریس مهارت تفکر به شیوه بازی – تمرین بر سیالی ذهنی کودکان پیش دبستانی ناحیه یک شهرستان یزد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[پنجشنبه 1398-07-11] [ 01:39:00 ب.ظ ]




فهرست مطالب

عنوان………………………………… شماره صفحه

چکیده………………………………………… أ

فصل اول: کلیّات  پژوهش

1-1- مقدّمه.. 3

1-2- بیان مسأله:.. 6

1-3- ضرورت و اهمّیّت پژوهش.. 11

1-4- هدف‌های پژوهش.. 14

1-5- سؤال‌ها و فرضیّه‌های پژوهش.. 14

1-5-1- سؤال‌های پژوهش.. 14

1-5-2- فرضیّه‌های پژوهش.. 15

1-6- متغیّرهای پژوهش.. 15

1-7- تعریف مفهومی متغیّرهای پژوهش.. 15

1-7-1- متغیّر مستقل.. 15

1-7-2- متغیّر وابسته.. 15

1-8- تعریف عملیّاتی متغیّرهای پژوهش.. 16

1-8-1- متغیّر مستقل.. 16

‌‌1-8-2- متغیّر وابسته.. 16

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه‌ مطالعاتی

2-1- مقدّمه.. 19

2-2- هوش و انواع آن.. 19

2-3- فرهنگ.. 22

2-4- رویکرد‌های متفاوت در خصوص هوش.. 23

2-4-1- زمینه فرهنگی و هوش.. 24

2-4-2- نظریّۀ هوش چندگانه گاردنر.. 24

2-4-3- نظریّۀ هوش و رشد شناختی آندرسن.. 25

2-4-4- نظریّۀ زیست‌- بوم شناسی سوسی.. 26

2-4-5- نظریّۀ سه‌وجهی استرنبرگ.. 26

2-5- هوش فرهنگی.. 26

2-6- مقیاس چهار عاملی هوش فرهنگی:.. 28

2-6-1- ابعاد مربوط به خود.. 29

2-6-2- ابعاد اجتماعی.. 29

2-7- ابعاد هوش فرهنگی.. 30

2-7-1- بعد فراشناختی (استراتژی هوش فرهنگی).. 30

2-7-2- بعد شناختی (دانش هوش فرهنگی).. 31

2-7-3- بعد انگیزشی (انگیزش هوش فرهنگی).. 31

2-7-4- بعد رفتاری هوش فرهنگی.. 31

2-8- ابعاد هوش فرهنگی از دیدگاه اندیشمندان و پژوهشگران مختلف   32

2-9- تقویّت و توسعه هوش فرهنگی.. 35

2-9-1- الگوی مراحل شش‌گانه ارلی و موساکوفسکی.. 36

2-9-2- الگوی قواعد مشارکت توماس و اینکسون.. 37

2-9-3- الگوی حلقه‌های سه‌گانه باووک و همکاران.. 38

2-10- مشخصّات ذاتی و اکتسابی تقویّت هوش فرهنگی.. 39

2-11- ارزیابی هوش فرهنگی و نگرش چهار عاملی در سنجش فرهنگی   39

2-12- مهارت های زندگی.. 40

2-12-1- مقدّمه.. 40

2-13- آموزش مهارت‌های زندگی.. 41

2-14- اهداف آموزش مهارت‌های زندگی.. 42

2-15- تاریخچه مهارت‌های زندگی:.. 42

2-16- طبقه‌بندی مهارت‌های زندگی:.. 43

2-16-1- توانایی خودآگاهی:.. 43

2-16-2- تفکّر خلّاق:.. 43

2-16-3- تفکّر انتقادی:.. 44

2-16-4- مهارت‌های اجتماعی:.. 44

2-16-5- مهارت‌های ارتباط مؤثّر:.. 44

2-16-6- همدلی:.. 44

2-16-7- توانایی روابط بین فردی:.. 45

2-16-8- مقابله با استرس:.. 45

2-16-9- مهارت‌ حلّ مسأله و تصمیم‌گیری:.. 45

2-16-10- مهارت‌های مدیریت خشم (توانایی مقابله با تنیدگی)   46

2-17- نظریّه‌های یادگیری مرتبط با آموزش مهارت‌های زندگی.. 46

2-17-1- نظریّه شناختی – اجتماعی بندورا.. 46

2-17-2- نظریّه یادگیری ساخت‌گرایی.. 47

2-17-3- نظریّه پردازش اطّلاعات شناختی در یادگیری.. 48

2-17-4- دلالت نظریّه مازلو بر آموزش مهارت‌های زندگی.. 50

2-18- شناخت سبک‌های شخصیّتی انطباق‌پذیر.. 52

2-18-1- روان‌رنجوری.. 52

  برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

2-18-2- برون‌گرایی.. 53

2-18-3- گشاده‌رویی.. 53

2-18-4- خوش‌مشربی (مقبولیّت).. 53

2-18-5- وظیفه‌شناسی.. 53

2-19- شیوه‌ی مداخله.. 54

2-20- جلسه‌های آموزشی.. 54

2-21- پیشینه پژوهشی.. 57

2-21-1- پژوهش‌های انجام شده در خارج از کشور.. 57

2-21-2- پژوهش‌های انجام شده در داخل کشور.. 59

فصل سوم: روش پژوهش

3-1- مقدّمه.. 63

3-2- بیان روش و مراحل انجام پژوهش.. 63

3-3- جامعه‌ی آماری.. 64

3-4- حجم نمونه و روش نمونه‌گیری.. 64

3-5- روش اجرای پژوهش.. 65

3-6- ابزار پژوهش.. 65

3-7- شیوه‌های جمع‌آوری اطّلاعات.. 65

3-8- روش‌های آماری.. 66

فصل چهارم:تحلیل داده‌ها

4-1- مقدّمه.. 69

4-2- توصیف ویژگی‌های جمعیّت‌‌شناختی آزمودنی‌ها.. 69

4-3- تحلیل استنباطی.. 70

4-4- فرضیّه‌ی پژوهش: بین دانش‌آموزان دختر و پسر از نظر هوش فرهنگی تفاوت وجود دارد… 70

4-5- فرضیّه‌ی پژوهش: آموزش مهارت‌های زندگی باعث افزایش هوش فرهنگی دانش‌آموزان می‌شود… 70

4-6- فرضیّه‌ی پژوهش: بین میزان اثربخشی آموزشی مهارت‌های زندگی در دانش‌آموزان دختر و پسر تفاوت وجود دارد… 74

فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری

محدودیّت‌های پژوهش.. 96

پیشنهادها.. 97

فهرست مطالب.. 99

منابع فارسی.. 99

منابع انگلیسی.. 102

Absract 108

مقدّمه

به دلیل افزایش ارتباط‌های جهانی[1] گرایش به سمت تنوّع فرهنگی[2] و جهانی شدن افزایش پیدا کرده است. جهانی شدن شامل تعامل اجتماعی[3] در یک مقیاس جهانی است که در آن بسیاری از ملیّت‌‌‌های گوناگون با هم پیوند و ارتباط دارند و در یک محیط متفاوت از نظر فرهنگی در قلمروهای مختلف سیاسی، اجتماعی، علمی، ورزشی، فرهنگی، تجاری و مذهبی فعّالیّت می‌کنند.

زندگی بشر تحت تأثیر تغییرات وسیع صنعتی، اجتماعی، فرهنگی، دچار تحوّل شده است. شمار زیادی از افراد قادر نیستند بین مُحرّک‌های متنوّع بیرونی ونیروهای متعارض درونی توازن ایجادکنند ودر فرایند رشد موزون و همه جانبه که هدف اصلی تعالی انسان است، دچار مشکل می‌شوند (بوتوین،[4] 2000). اگر چه به طور فزاینده‌ای از مرزها عبور کرده‌ایم و موانع کسب و کار، مهاجرت، سفر و تبادل اطّلاعات را کنار زده‌ایم، ولی مرزهای فرهنگی به راحتی از میان نمی‌روند. بر خلاف جنبه‌های شهود قانونی، سیاسی یا اقتصادی محیط‌های تجاری فرهنگ تا حدود زیادی نامرئی افزایش رقابت در عرصه‌های جهانی و تغییرات مداوم در تجارت و تکنولوژی باعث شد تا شیوه‌های مدیریّت سازمان مورد بازنگری قرار گیرد. یکی از مهم‌ترین دستاوردهای این بازنگری توسعه مدیریت منابع انسانی بود (چلادورای،[5] 2006). منابع انسانی به ‌عنوان یکی ازمنابع مهم سازمان، تأثیر فراوانی از روند جهانی‌سازی یافته است. به ‌نحوی که بی‌توجّهی به این تغییرات و عدم انطباق با آنها موجب ناکارآمدی سازمان‌ها ‌در شرایط جدید گشته است (عباسعلی زاده، 1386). درواقع تنوّع فرهنگی یکی از تهدیدات و البتّه فرصت‌هایی است که به طور فزاینده بر موفقیّت سازمان‌هایی که در فضای دارای این تنوّع به فعّالیّت می‌پردازند تأثیر می‌گذارند (عباسعلی زاده، 1387). بسیاری از سازمان‌های قرن بیست ‌و یکم چند فرهنگی هستند (کاظمی، 1387). بیشتر در میان مجموعه‌های مختلفی از فرهنگ‌ها و دیدگاه‌ها درگیر می‌شوند. پژوهش (راشل کراپازانو،[6] 2002) نشان داد که در فرهنگ‌های مختلف و حتّی در خرده ‌فرهنگ‌ها می‌توان طیف وسیعی از احساسات را با علائم شفاهی و غیر شفاهی متفاوت مشاهده کرد (به نقل از من آل آقا، 1387).

این دشواری‌های ادراکی و تعارضات و رشد روز افزون تعاملات بین‌المللی، سبب ارائه مفهومی نوین در مباحث شناختی شده است که با نام هوش فرهنگی[7] شناخته می‌شود. هوش فرهنگی مهم‌ترین ابزاری است که می‌توان برای مواجهه مناسب با موقعیّت‌های چند فرهنگی به ‌کار گرفت. هوش فرهنگی کمک می‌کند با درک صحیح و سریع از مؤلّفه‌های فرهنگی مختلف، رفتاری متناسب با هریک از آن‌ها بروز دهیم (عباسعلی زاده و نائیجی، 1386). فیّاضی و جان نثار احمدی (1385)، هوش فرهنگی را توانایی فرد برای تطبیق با ارزش‌ها، سنّت‌ها و آداب و رسوم متفاوت از آن‌چه به آن‌ها عادت کرده است و کار کردن در یک محیط متفاوت فرهنگی، تعریف می‌کنند.

هوش فرهنگی یعنی توانایی فرد برای سازگاری موفقیّت‌آمیز با مجموعه‌های نوین فرهنگی که براساس زمینه‌ی فرهنگی فرد، می‌توان آن‌ها را مجموعه‌ها‌یی نامأنوس و ناآشنا دانست (ارلی،[8] آنگ[9] و تان[10] 2006). در تعریفی دیگر هوش فرهنگی یک قابلیّت فردی برای درک تفسیر و اقدام اثربخش در موقعیّت‌های متنوّع فرهنگی است و با آن دسته از مفاهیم مرتبط با هوش سازگار است که هوش را بیشتر یک توانایی شناختی می‌دانند (پترسون،[11] 2004). هوش فرهنگی درک ظاهر و باطن افراد از نظر فکری علمی است. همچنین چارچوب و زبانی را در اختیار ما قرار می‌دهد که تفاوت‌ها را درک کرده و روی آن‌ها سرمایه گذاری کنیم نه این که آن‌ها را تحمّل کرده یا نادیده بگیریم (پلام[12] و دیگران، 2007).

هوش فرهنگی برگرفته از نظریّه‌ی هوش‌های چندگانه[13] است که در سال 1993از سوی گاردنر[14] ارائه شد. ساختار هوش فرهنگی با انواع دیگر هوش از جمله هوش عاطفی و اجتماعی مربوط است (آنگ و ون‌داین، 2008). به عبارت دیگر دو نوع از هوش زیربنای هوش فرهنگی هستند هوش هیجانی[15] و هوش اجتماعی.[16] هوش هیجانی به توانایی فرد برای دانستن هیجانات خود و مدیریت آن‌ها، انگیزش شناخت هیجانات دیگران و اداره نمودن روابط اشاره دارد (گلمن،[17] 1998). و همچنین به توانایی فرد برای فهم و درک احساسات، تفکّرات و رفتارها در موقعیّت‌های بین فردی و عملکرد مناسب بر مبنای این ادراکات است (مارلو،[18] 1986). این دو نوع هوش نسبت به موقعیّت‌های دارای تنوّع فرهنگی قابلیّت پیش بینی و آگاهی کمی دارند، به همین دلیل نیاز به هوش فرهنگی احساس می‌شود (النکف[19] و مانف،[20] 2009). هوش فرهنگی عبارت است از توانایی برای رشد خود از طریق یادگیری پیوسته و درک مطلوب تنوّعات فرهنگی، آداب و رسوم، ارزش‌ها و تعقّل‌گرایی و درک انسان‌ها در بستر فرهنگ و تفاوت‌های رفتاری آن‌ها (انگ، ون داین و که 2005).[21] همچنین توانایی فرد برای درک، تفسیر و اقدام اثربخش در موقعیّت‌هایی دانسته شده که از تنوّع فرهنگی برخوردارند (پترسون،[22] 2005). عده‌ای این نوع هوش را یک نوع شایستگی چند وجهی می‌دانند که شامل دانش فرهنگی، عمل به صورت متفکّرانه و فهرستی از مهارت‌های رفتاری است (توماس[23] و اینکسون،[24]  2004). کنار آمدن با فشارهای زندگی، کسب مهارت‌های فردی و اجتماعی همواره بخشی از واقعیّت‌های زندگی انسان است که در ادوار مختلف زندگی او به اشکال گوناگون تجلّی یافته است. چنان‌چه جوانان و نوجوانان شیوه‌های صحیح رفتاری را فرا نگرفته باشند و مهارت‌های لازم را نیاموخته باشند با آسیب‌های جدّی و متعدّدی روبه رو خواهند شد، یکی از راه‌های پیشگیری از بروزمشکلات روانی در آنان آموزش مهارت‌های زندگی[25] است (ابراهیم زاده و رحمانی، 1389). ژیلبرت بوتوین[26] (1977) برای نخستین بار برنامه آموزش مهارت‌های زندگی را طراحی کرد. از نظر سازمان جهانی بهداشت،[27] مهارت‌های زندگی برای افزایش توانایی‌های روانی – اجتماعی به افراد آموزش داده می‌شود و فرد را قادر می‌سازد که به طور مؤثّر با مقتضیات و چالش‌های زندگی روبه رو شود (ابوالقاسمی و همکاران، 1389). در این بین، تکنیک‌های اصلاحی بسیاری به‌ویژه درباره‌ی تقویّت و افزایش خود شکل گرفت. ازجمله آموزش مهارت‌های اجتماعی، مهارت‌های رویارویی، آموزش حلّ مسأله، آموزش رفتارمستقل یا استقلال رفتاری و آموزش ابراز وجود یا ابرازخود. درغالب این نظریّه‌ها از جمله نظریّه سلیگمن و الیس به قراین مرضی از نقص خود سرچشمه می‌گیرد و درمان نیز با تغییر توانایی «خود» درمقابله با مسائل و رویدادها، صورت می‌گیرد (جلالی، 1388). اجرای برنامه آموزش مهارت‌های زندگی به صورت مداخله‌ای موجب به‌ وجود آمدن تغییراتی در نگرش، تمایلات رفتاری، احساس خود کارآمدی و کفایت فردی می‌شود. این مداخلات همچنین برآمادگی رفتاری فرد اثر می‌گذارند و در نتیجه تغییراتی به ‌صورت رفتار سالم و رفتارهای اجتماعی مناسب ایجاد می‌نمایند (ابراهیم زاده و رحمانی، 1389).

به ‌طور کلّی تأثیر آموزش مهارت‌های زندگی بر بهبود کیفیّت زندگی دانش‌آموزان (محمّدی، 2011) بهبودی شاخص‌های سلامت روانی، استرس خانوادگی و پذیرش اجتماعی (ثمری، 1384)، عزّت نفس و مسوولیّت پذیری افراد (اسماعیلی نسب و همکاران 2011)، ارتقای میزان انگیزه پیشرفت، خود احترامی و سازگاری اجتماعی (سپاه منصور، 1386حاج امینی و همکاران، 1387). کاهش کمرویی و کنترل خشم دانش‌آموزان (برمکوهی، 1388)، خود ابرازی و سلامت عمومی دانش‌آموزان (یادآوری، 1383) در پژوهش های مختلف نشان داده شده است.

آموزش مهارت‌های زندگی در صورتی به نتایج مورد نظر ختم می‌شود که همه مهارت‌ها به فرد آموخته شود (شولمن،1386). با توجّه به مطالب گفته شده و با توجّه به ویژگی‌های روان شناختی دانش‌آموزان مهاجر، پژوهش حاضر با هدف برّرسی اثربخشی آموزش مهارت‌های زندگی بر افزایش هوش فرهنگی دانش‌آموزان مهاجر افغانستانی دبیرستان‌های شهر قزوین مورد بررسی قرارگرفت.

1-2- بیان مسأله:

مدّت‌هااست بسیاری از سازمان‌ها قلمرو فعّالیّت‌های خود را وسعت داده‌اند. این وسعت قلمرو و حوزه‌ی فعّالیّت، صرفاً به سازمان‌های تجاری و اقتصادی محدود نمی‌شود، بلکه سازمان‌های سیاسی، اجتماعی‌، علمی، ورزشی، فرهنگی و مذهبی را هم دربرمی‌گیرد (زاهدی، 1379).

برای ایجاد روابط مؤثّر و غلبه بر مشکلات ناشی از این تنوّع فرهنگی، افراد نیازمند توانایی‌های ویژه‌ای در زمینه برقراری ارتباط و تعامل همزمان با افرادی دارای فرهنگ‌های مختلف هستند. یکی از این توانایی‌ها برخورداری از هوش فرهنگی است. هوش فرهنگی اشاره به توانایی و قابلیّت یک فرد در برقراری ارتباط مؤثّر با افرادی دارد که دارای فرهنگ‌های متفاوت هستند. هوش فرهنگی به افراد کمک می‌کند که بتوانند نسبت به فرهنگ‌های مختلف حسّاس باشند، بتوانند به طور شایسته و مناسبی با افراد فرهنگ‌های مختلف ارتباط برقرار کنند و فرهنگ‌های جدیدی را که با آن‌ها برخورد می‌کنند، تجزیه و تحلیل نمایند.

ارتباطات به ‌عنوان برجسته‌ترین عامل قرن جاری که بسیاری از ابعاد زندگی بشر را تحت تأثیر قرار داده است؛ توجّه بسیاری از پژوهشگران و صاحب‌نظران در زمینه‌های گوناگون را به خود جلب کرده است. ارتباط‌ها، توسعه و تأثیر آن در قرن جاری چنان همه‌گیر و وسیع بوده است که از قرن بیست و یکم به عنوان قرن ارتباطات یاد می‌شود. نتیجه این امر رشد و توسعه‌ی تعامل و همگرایی ملُّت‌ها می‌باشد. این تعامل یکی از پایه‌های اساسی شکل‌گیری محیط‌های چند فرهنگی نظیر شرکت‌های چند فرهنگی،[28] شرکت‌های چند ملیّتی،[29] دانشگاه‌های بین‌المللی، شبکه‌های اجتماعی و بین‌المللی و غیره است (تیلور کاکس،[30] 2011). این تنوّع مزایای بالقوه‌ای نظیر تصمیم‌گیری بهتر، خلاقیّت و نوآوری بیشتر و بازاریابی موفق‌تری را برای این سازمان‌ها به بار می‌آورد. در مقابل تفاوت‌های فرهنگی به‌ وجود آمده هزینه‌هایی را در اثر ترک شغلی بالاتر، تعارض بین فردی، و ضعف‌های ارتباطی، به این سازمان‌ها تحمیل می‌کند.

به ‌راستی چه عواملی موجب ایجاد مشکل ارتباطی در چنین محیط‌هایی می‌شوند؟ نگاه به این موضوع از دیدگاه فرهنگی درک بهتری از آن ایجاد می‌کند.

فرهنگ[31] مجموعه‌ای از باورها، اندیشه‌ها و تراوشات فکری بشر در طول تاریخ است که در زمینه‌ساز و تداوم بخش رشد و تعالی انسان و شکل‌گیری هویّتی خاص برای او بوده است.

شاین[32] فرهنگ را مجموعه‌ای تبادل‌پذیر و مشترک از مجموعه داشته‌های و پیشینه‌های جوامع انسانی می‌داند که درعین حال یکی از رایج‌ترین و پیچیده‌ترین مفاهیم بوده و به عنوان سرمایه‌ای قابل انتقال ازنسلی به نسل دیگر قابل بررسی است (احمدی و شهبازی 1387). فرهنگ به عنوان مفهومی متشکل از مجموعه فرضیات، ارزش‌ها و رفتارهای یک جامعه، گروه یا یک ملّت است (رابینز،[33] 2002) و از یک جامعه به جامعه‌ی دیگری متفاوت است.

از آن جا که یک فرهنگ خاص متعلّق به گروه خاص است، هنگامی که افراد در حصار فرضیات اساسی ارزش‌ها و رفتارهای خود قرار می‌گیرند بدون این که از فرضیات، ارزش‌ها و رفتارهای متعلق به فرهنگ‌های دیگر آگاهی داشته باشند؛ در قبول و احترام به آنها بی‌میل بوده و حتّی تحمّل آن‌ها برایشان دشوار خواهد بود (اعرابی و ایزدی، 1382). در این ارتباط (مارسلّا،[34] 2005)، بیان می‌دارد که ما باید قدرت فرهنگ را در ساخت واقعیّت‌هایمان و اکراهی را که به ما به عنوان انسان در تحمّل چالش‌های این واقعیّت‌ها دست می‌دهد به رسمیّت بشناسیم زیرا آن سطح غیر قابل قبولی از عدم اطمینان و تردید را به ‌وجود می‌آورند.

فرهنگ چارچوب مناسبی برای جامعه‌سازی، حیات اجتماعی، همبستگی خانوادگی، تعلّق‌های مادّی و تعهد سیاسی بوده و به ویژه در جوامعی که تکثّر قومیّت دارند دارای اولویّت بالاتری خواهد بود (فرهنگی، محمّدی و اردشیر زاده، 1387).

در میان عوامل بسیاری که می‌تواند نقش‌های حیاتی را در محیط‌های چند فرهنگی از حیث درک و تحمل فرهنگ‌های دیگر ایفا کنند، هوش فرهنگی یکی از مهم‌ترین عوامل است. ولی از آن جایی که هوش فرهنگی مفهوم نسبتاً جدیدی است (هریسون، 2012، ارلی وانگ،2003)، بسیاری از پژوهش‌های انجام شده در حوزه‌ی هوش فرهنگی درصدد کشف ابعاد مختلف آن بود و پژوهش زیادی در ارتباط آن با عواملی نظیر، تعارض، ضعف‌های ارتباطی وغیره که متناسب با مهارت‌های زندگی و بهداشت روانی باشد، انجام نشده است.

سازمان آموزش و پرورش یکی از اصلی‌ترین ارکان موفّقیّت و پیشرفت در تمام کشورهای جهان است و هر جامعه‌ای که آموزش وپرورش قوی و کارآمدتری داشته باشد شانس بیشتری برای پیشرفت دارد. دانش‌آموزان از جمله منابع انسانی و سرمایه‌های ارزشمندی هستند که آینده جوامع به تربیّت صحیح آن‌ها بستگی دارد. سال‌های نوجوانی مرحله مهم و برجسته رشد و تکامل اجتماعی و روانی فرد به شمار می‌رود. در این دوره نیاز به تعادل هیجانی و عاطفی به خصوص تعادل بین عواطف و عقل، درک ارزش وجودی خویشتن، خودآگاهی (شناخت استعدادها، توانایی‌ها و رغبت‌ها، انتخاب هدف‌های واقعی در زندگی، استقلال عاطفی از خانواده، حفظ تعادل روانی و عاطفی خویشتن درمقابل عوامل فشارزای محیط، برقراری روابط سالم با دیگران، کسب مهارت‌های اجتماعی لازم در دوست‌یابی، شناخت زندگی سالم و مؤثّر و چگونگی برخورداری از آن، از مهم‌ترین نیازهای نوجوانان است. بنابراین کمک به نوجوانان در رشد و گسترش مهارت‌‌‌های مورد نیاز برای زندگی مؤثّر و ایجاد یا افزایش اعتماد به نفس در برخورد بامشکلات و حلّ آن و همچنین کمک به آنان در رشد و تکامل عواطف و مهارت‌های اجتماعی لازم جهت سازگاری موفق با محیط اجتماعی و زندگی مؤثّر و سازنده در جامعه، ضروری به نظر می‌رسد (شعاری نژاد، 1377). احتمالاً یکی از مهم‌ترین و گسترده‌ترین برنامه‌های پیشگیری که در مدارس اجرا می‌شود، آموزش مهارت‌های زندگی است. این برنامه سعی می‌کند که مهارت‌های حلّ مشکلات، روش اتّخاذ تصمیم، شیوه‌ی مقاومت در برابر تأثیرات منفی کنترل رفتار خود، تعامل مؤثّر با دیگران، داشتن رفتار مناسب در موقعیّت‌هایی که نیاز به قاطعیّت دارد را به دانش‌آموزان بدهد (آنتونی بیگلان و همکاران، 1387).

این روزها می‌دانیم که نیروهای زیستی، روان‌شناختی و اجتماعی با هم رشد نوجوان تأثیر می‌گذارند (1999، ساسمن و روکرل، 2004).

نوجوانی مرحله ای از رشد و بلوغ است که با تحوّلاتی در جسم و روان همراه است در این مرحله غرایز و احساسات در بالاترین حدّ خود قرار دارد، قوا و استعدادها به جنب و جوش در می‌آیند و عقل در آستانه رشد نسبی است در این مرحله نوجوان می‌خواهد روی پای خودش بایستد و از حالت کودکانه و دنباله روی به در آید. چیزی که بر مشکل تربیتی نوجوان می‌افزاید آسیب‌های اخلاقی است که امروزه به دلیل شرایط و فضای خاص فرهنگی و اجتماعی دامنگیر نسل نو شده است و جوامع انسانی به ویژه کشورهای صنعتی را با دشواری‌ها و مشکلات جدیّ روبه رو ساخته است(محمّدی،1385). کمک کردن به نوجوانان برای فکر کردن به صورت منطقی، توانایی آن‌ها را درگرفتن تصمیمات منطقی بیشتر می‌کند و به مرور زمان، آن‌ها از موفّقیّت‌ها و شکست‌های خود درس می‌گیرند و به فرایند تصمیم‌گیری فکر می‌کنند، اطمینان از تصمیم‌گیری و عملکرد آنان بهبود می‌یابد (بیرنس، 2003؛ ژاکونر وکلاچینسکی،2002).

در فرهنگ‌های مختلف و حتّی در خرده فرهنگ‌ها در درون یک فرهنگ ملّی طیف وسیعی از احساسات و عواطف وجود دارد. به نحوی که تفاوت در زبان، قومیّت، سیاست‌ها و بسیاری خصوصیات دیگر می‌تواند به عنوان منابع تعارض بالقوّه ظهور کند و درصورت نبودن درک صحیح،توسعه روابط کاری را با مشکل مواجه سازد(تریاندیس،2006).

یکی از عواملی که باعث برخی آسیب‌های روانی و نابهنجاری‌‌های رفتاری می‌شود مهاجرت است. افسردگی، احساس بی‌هویّتی، احساس تنهایی و از دست دادن اعتماد به نفس که توان ایجاد تعادل میان چالش‌ها و واکنش‌ها را از فرد می‌گیرد، در کنار مشکلاتی چون فقر در خانواده‌های مهاجر، پذیرش فرهنگ جدید، زبان و رویارویی با برخی از انواع تبعیض‌ها در جامعه و مدرسه، آن‌چه کودکان و نوجوانان مهاجر را بیش از همه تهدید می‌کند؛ حسّ تنهایی در آنان است. بلاتکلیفی و انتظار، خود را مسافری سرگردان و مهمانی ناخوانده یافتن، گمنامی و بی‌هویّتی، تنش‌های فردی و عدم تعادل در این مرحله پیش می‌آید.

در یک نگاه کلّی و گذرا، می‌توان گفت، مهاجرت اختیاری به صورت طبیعی می‌تواند سازنده باشد، مهاجرت همیشه اختیاری، آزادانه و آگاهانه انجام نمی‌گیرد؛ بلکه جنگ‌ها، اشغال سرزمین‌ها، استبداد داخلی، تبعیض نژادی، حوادث و بلایای طبیعی می‌توانند علّت مهاجرت باشند. سازنده یا مخرّب بودن این امر وابسته به عوامل دیگری است که از مهم‌ترین آن‌ها انگیزه و اراده‌ی فرد مهاجر است که درشرایطی به رشد و ترقّی خود بیاندیشد و در تغییر شرایط نامساعد تلاش کند، و دیگر محیطی است که فرد مهاجر در آن زندگی می‌کند.

وجود ملّت‌هایی با باورهای دینی متفاوت و بعضاً متضاد، با نژادهایی گوناگون و زمینه‌های تاریخی متفاوت، همچنین بسترهای متفاوت فرهنگی و اجتماعی، که کودکان در آن رشد می‌کنند و پرورش می‌یابند، از یک سو وگره خوردن سرنوشت کشورها، از سوی دیگر، ایجاب می‌کند که افراد دانش و مهارت‌هایی داشته باشند تا به‌ صورت مؤثّر با چالش‌ها ومقتضیّات یک جامعه‌ی جهانی روبه رو شوند و باید با بهره گیری از روش‌های مختلف، به تقویّت هوش فرهنگی افراد جامعه بپردازند.

هوش فرهنگی موانع ارتباطی بین فرهنگی را کاهش داده و به افراد قدرت مدیریّت تنوّع فرهنگی می‌دهد. در واقع هوش فرهنگی، به منزله‌ی برچسبی است که می‌تواند در محیط متنوّع، انسجام و هماهنگی ایجاد کند (فیاضی و جان نثار احمدی، 1386).

از آنجایی که سازمان‌ها به دنبال افزایش عملکرد و بهینه‌سازی امور هستند، در مرحله نخست باید عملکرد کارکنان را افزایش دهند. پژوهش‌های انجام شده در داخل و خارج کشور بهبود عملکرد افراد از طریق توسعه هوش فرهنگی را تأیید می‌کند. پژوهش‌های دلارام (1387)، ارلی و آنگ (2004) و آلن[35] و هییگینز[36] (2005) نشان داد که سازمان‌ها باید برای بالابردن کارایی داوطلبان و افزایش سطح عملکرد آنان لازم است به دانش و اطّلاعات فرهنگی نیروهای داوطلب خود توجّه ویژه‌ای را داشته باشند و همچنین نحوه به کاربردن این اطّلاعات را آموزش دهند. پژوهش و بررسی رفتار سازمانی و روان  شناسی آشکار می‌کند که فرهنگ، اغلب فرایندها و پیامدهای سازمانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و آن‌ها را هدایت می‌کند. مشخّص شده است که تفاوت ارزش‌ها و عقاید فرهنگی، ادراکات از کار را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بنابراین پژوهشگران به منظور بررسی و جستجوی بهترین ابزار فعّالیّت و اداره کردن محیط‌هایی که دارای تنوّع فرهنگی هستند، هوش فرهنگی را معرّفی کرده‌اند (مودی، 2007). فردی که دارای هوش فرهنگی بالااست توانایی یادگیری در محیط فرهنگی جدید را دارد و از رویارویی با فرهنگ‌های جدید لذّت می‌برد (دنگ[37] و گیبسون،[38] 2008).

هوش فرهنگی یک قلمرو و حوزه‌ی جدید از هوش ارائه می‌کند که در کل به عنوان توانایی و قابلیّت ارتباط مؤثّر و کارآمد با افرادی از پیشینه متفاوت تعریف می‌شود.

بی‌توجّهی به هوش‌های چندگانه به‌ ویژه هوش اجتماعی، هیجانی و عاطفی که از بنیان‌های توسعه در ابعاد مختلف تلقّی می‌شوند، می‌تواند روند جامعه پذیری[39] و فرهنگ پذیری[40] متناسب با دنیای کنونی را دچار اختلال کرده و شهروندانی را تربیت می‌کند که شاید به لحاظ حلّ مسائل ریاضی، توانمند امّا به لحاظ حلّ مسائل اجتماعی و فرهنگی با ضعف مواجه باشند. توانایی هوش‌های چندگانه اکتسابی بوده و در طول زمان و ماهیّت خود تکامل یابنده است (گولمن،[41] 1999). به گونه‌ای نسبی همه‌ی افراد به میزانی از نبود اعتماد به نفس، ضعف عزّت نفس، ناتوانی در ابرازخود، نابسندگی در بروز مهارت‌های اجتماعی، فقدان انعطاف پذیری اجتماعی، ناتوانی در حلّ مسائل و مشکلات زندگی، و نبود خلاقیّت رفتاری در رویارویی با رویدادهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و تربیتی رنج می‌برند ونیاز به کارآمدی هرچه بیشتر در زمینه‌های میان فردی و تعامل‌های ارتباطی دارند (جلالی، 1388). کودکان و نوجوانان به دلیل تجربه ی ناکافی وعدم آگاهی از مهارت‌های لازم از جمله آسیب پذیرترین قشر از اقشار اجتماعی هستند و به رغم انرژی و استعدادهای بالقوّه و سرشار، آن‌ها از چگونگی بکار بردن توانمندی‌های خود در مواجهه با مسائل و مشکلات زندگی آگاه نیستندآموزش و پرورش بهترین بستر برای ارائه‌ی این آگاهی به نوجوانان است (بنی جمالی،1386).

آموزش مهارت‌های زندگی می‌تواند راهکاری مناسب برای افزایش توانایی افراد در برقراری روابط تلقّی شود و به بهبود مهارت‌های سازشی افراد منجر گردد. افزایش مهارت‌های زندگی ارتباط متقابل را بهبود می‌بخشد، تجربه‌های مثبت افراد را افزایش داده، و آن‌ها را در تعامل‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و مذهبی یاری می‌دهد و انتظار می‌رود که ارتقای مهارت‌های زندگی به ارتقای هوش فرهنگی که همان انطباق مؤثّر و سازگاری با محیط‌های فرهنگی متفاوت و تعاملات اجتماعی و پاسخ‌های رفتاری مناسب که نشان‌دهنده‌ی هوش فرهنگی بالاست، منجر شود.

با توجّه به آن‌چه گفته شد، این پژوهش در پی پاسخ به این سؤال است که:

تفاوت‌های فرهنگی و مشکلاتی که مهاجرت برای دانش‌آموزان مهاجر افغانستانی به‌ وجود آورده است و با توجه به حمایت‌های اجتماعی کمی که دارند، آیا آموزش مهارت‌های زندگی می‌تواند در افزایش هوش فرهنگی آن‌ها مؤثّر واقع شود؟

1-3- ضرورت و اهمّیّت پژوهش

پیشرفت‌های علمی و فنّی سال‌های اخیر انسان‌ها را با انبوهی از مسائل و مشکلات گوناگون مواجه ساخته است. کنار آمدن با این فشارهای زندگی و کسب مهارت‌های فردی و اجتماعی، همواره بخشی از واقعیّت زندگی انسان بوده و در ادوار متفاوت زندگی او، به اشکال گوناگونی تجلّی یافته است. در دوره ی کودکی این تعارض‌ها جلوه چندانی ندارند، امّا با افزایش سن و هنگام مواجهه با دشواری‌های ویژه سنین نوجوانی و جوانی، کشمکش‌های درونی و محیطی بیشتر تظاهر پیدا می‌کنند. به منظور ارتقاء سطح توانایی افراد جهت حلّ مؤثّر این مسائل و مقابله با مشکلات موجود، نیاز به توجّه جدّی و برنامه ریزی دقیق وجود دارد. زیرا توانایی در حلّ مسائل و مشکلات نقش تعیین کننده ای در تأمین سلامتی روانی، موفقیّت فردی و زندگی سالم دارد(شاملو،1387). رشد مهارت‌های زندگی از طریق یادگیری را می‌توان زیر بنای پیشگیری از مشکلات روانی- اجتماعی دانش‌آموزان دانست. سازمان بهداشت جهانی (1993) مهارت‌های زندگی را به عنوان مجموعه‌ای از مهارت‌های روانی واجتماعی و میان فردی تعریف کرده است که به افراد کمک می‌کند تا آگاهانه تصمیم بگیرند و مهارت‌های ارتباطی، شناختی و هیجانی خوبی داشته و زندگی سالم و پرباری داشته باشند (قاسم آبادی و محمّد خانی،1377).

به نظر (اسکالی و ‌هاپسون،1998، به نقل از مؤمنی، 1388)، در طیّ این فرایند فرد مسوولیّت خود و زندگی‌اش را به دست می‌گیرد. آن‌ها معتقدند که فرایند خود توانمندسازی یک روند شدن، پویا و در حال رشد است. برای خود توانمند‌سازی بیشتر، هر فرد به آگاهی، داشتن اهداف مشخّص، ارزش‌ها و اطّلاعات نیاز دارد.

هوش فرهنگی یک قلمرو جدید از هوش را ارائه می‌کند که در کل به عنوان توانایی و قابلیت برقراری ارتباط مؤثر و کارآمد با افرادی از پیشینیه‌ی متفاوت تعریف می‌شود. هوش فرهنگی شناخت لازم درباره‌ی توانایی‌ها و قابلیت‌های افراد برای رویارویی با موقعیت‌های چندفرهنگی، مشارکت در تعاملات میان‌فرهنگی و عمل کردن در گروه‌های متفاوت از نظر فرهنگی را فراهم می‌کند (لوگو،[42] 2007). پرداختن به هوش فرهنگی به ویژه طی یک دهه اخیر را باید ناشی از نیازی دانست که بشر امروزی با آن مواجه است. نیاز هرچه بیشتر به مدارای فرهنگی میان اقوام و ملیّت‌های مختلف به سادگی قابل دستیابی نیست. بدبینی‌های میان قومیّت‌های مختلف و بی‌اعتمادی‌های میان کشورهای گوناگون که ریشه‌های تاریخی و بلندمدت دارند پدیده‌‌هایی نیستند که بتوان به سادگی آنها را تعدیل کرد. طرح بحث هوش فرهنگی ناشی از نیازهای مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، و سیاسی در نظام جهانی در عصر حاضر بوده است. برخی از این نیازها را می‌توان به شرح زیر برشمرد:

1- مدیریت محیط‌های کارگری و صنعتی چندفرهنگی با توجّه به شکل‌گیری و گسترش هرچه بیشتر شرکت‌های چندملیّتی با کارکنانی از زمینه‌های فرهنگی متفاوت؛

2- مهاجرت به سار کشورها با هدف دستیابی به شغل و کار کردن برای شرکت‌های مختلف خدماتی و صنعتی که توسط مدیرانی با زبان، نژاد، مذهب و به طور کلّی فرهنگ متفاوت اداره می‌شوند؛

3- تبادل‌های دانشجویی در روند رو به گسترش ادامه تحصیل در محیط‌های دانشگاهی چندفرهنگی؛

4- فعّالیّت‌های گروه‌ها و رسانه‌های مختلف در جهت تخریب دیدگاه‌های مذهبی و دینی متفاوت در جهت افزایش تنش و نزاع میان گروه‌های مختلف با هدف سودجویی برای خود؛

5- گرایش‌های قوم‌مرکزانه برخی سیاست‌مداران در ارتباط با سایر کشورها که می‌تواند به آتش‌افروزی میان ملّت‌ها بیجامد؛ چنین گرایشی به معنای برتر دانستن یک فرهنگ بر فرهنگ دیگری است که دارای زمینه‌های تاریخی متفاوتی هستند؛

6- توجّه به آموزش و پرورش کودکان و نوجوانانی که می‌خواهند در دنیایی با فرهنگ‌های متفاوت و در عین حال در مواجهه با یکدیگر زندگی کنند؛

7- توانمند ساختن افراد و گروه‌های اجتماعی در برابر پدیده‌هایی نظیر خودباختگی فرهنگی یا خودبرتربینی فرهنگی.

بیشتر پژوهش‌ها بر روی هوش فرهنگی، ذهنی و مفهومی بوده است و پژوهش تجربی و عملی اندکی در مورد آن انجام شده است (دین،[43] 2007).

بنابراین پژوهش و بررسی برای توسعه و تأیید بیشتر هوش فرهنگی لازم است. پژوهش‌های انجام شده در داخل و خارج کشور بهبود عملکرد افراد از طریق توسعه هوش فرهنگی را تأیید می‌کنند.

از آنجایی که سازمان‌ها به خصوص آموزش و پرورش به دنبال افزایش عملکرد و بهینه‌سازی امور هستند، از این رو در مرحله نخست باید عملکرد کارکنان خود را افزایش دهند با توجّه به این که عملکرد تابعی از دانش، مهارت، توانایی‌ها و انگیزش است و با در نظر گرفتن این مطلب که هوش فرهنگی یک توانایی و قابلیّت مهم در شرایط کنونی سازمان است، که نمودهای رفتاری و انگیزشی قابل ملاحظه‌ای دارد و آموزش مهارت‌های زندگی می‌تواند راهکاری مناسب برای افزایش توانایی افراد در برقراری روابط اجتماعی تلقّی شود، و به بهبود مهارت‌های سازشی افراد، منجر گردد. افزایش مهارت‌های زندگی ارتباط متقابل را بهبود می‌بخشد، تجربه‌های مثبت افراد را افزایش می‌دهد و آن‌ها را در تعامل‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و مذهبی یاری می‌دهد.

امروزه علی‌رغم ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی در شیوه‌های زندگی، بسیاری از افراد در رویارویی با مسائل زندگی فاقد توانایی‌های لازم و اساسی هستند و همین موضوع آنان را در مواجهه با مسائل و مشکلات زندگی روزمرّه و مقتضیات آن آسیب‌پذیر نموده است (حق شناس و همکاران، 1388).

پژوهشگران در کاهش رفتارهای خشونت‌آمیز، تقویّت اعتماد به نفس، تقویّت خودپنداره و استفاده از توانایی‌ها و ظرفیّت‌ها و کنش‌های هوش و… را مورد تأیید قرار داده‌اند

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:38:00 ب.ظ ]




 چکیده 1

فصل اول: کلیات تحقیق

1-1- مقدمه. 2

1-2- بیان مساله. 3

1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق.. 6

1-4- اهداف تحقیق.. 7

1-4-1- هدف کلی: 7

1-4-2- اهداف ویژه 7

1-5- فرضیه‌های تحقیق.. 7

1-6- محدودیت‌های تحقیق.. 8

1-7- پیش فرض‌های تحقیق.. 8

1-8- تعاریف كاربردی واژه‌ها و اصطلاحات… 8

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق

2-1- مقدمه. 10

بخش اول: مبانی نظری تحقیق: 10

2-2- تمرینات پلایومتریک… 10

2-3- تعریف تمرینات پلایومتریک… 11

2-4- ابعاد فیزیولوژیکی تمرینات پلایومتریک… 11

2-5- چرخه کشش – انقباض در تمرینات پلایومتریک… 12

2-6- گیرنده‌های حسی و عمقی.. 13

2-6-1- دوکهای عضلانی.. 13

2-6-2- اندامهای وتری گلژی.. 14

2-7- تأثیرات مربوط به تمرینات پلایومتریک… 14

2-8- طبقه‌بندی تمرینات پلایومتریک… 14

2-9- اصول بکارگیری تمرینات پلایومتریک… 16

2-10- آسیب‌های ناشی از تمرینات پلایومتریک… 17

2-11- توان بیهوازی.. 17

2-11-1- عوامل مؤثر بر توان بی‌هوازی.. 18

2-12- چابكی.. 19

2-12-1- عوامل مؤثر بر چابكی.. 20

2-12-2- عوامل مؤثر در گسترش دامنه چابكی.. 20

2-13- استقامت عضلانی.. 20

2-13-1- عوامل تأثیر گذار در استقامت عضلانی.. 21

2-14- انعطاف پذیری.. 22

2-14-1- عوامل تأثیرگذار بر انعطاف پذیری.. 23

2-14-1-1- عوامل داخلی.. 23

2-14-1-2- عوامل خارجی.. 24

2-14-1-3- ارزشیابی انعطاف پذیری.. 25

بخش دوم: پیشینه تحقیق.. 25

2-15- تحقیقات انجام شده در داخل و خارج از کشور. 25

2-16- جمع‌بندی تحقیقات انجام شده 27

فصل سوم: روش‌ شناسی تحقیق

3-1- مقدمه. 28

3-2- روش تحقیق.. 28

3-3- جامعه و نمونه آماری آماری.. 28

3-4- متغیرهای تحقیق.. 29

3-4-1- متغیر مستقل.. 29

3-4-2- متغیر‌های وابسته. 29

3-5- ابزار اندازه گیری.. 29

3-6- روش جمع‌آوری داده ها 29

3-6-1- روش اندازه‌گیری قد. 30

3-6-2- روش اندازهگیری وزن. 30

3-6-3- روش جمع آوری اطلاعات از آزمون نشستن و رساندن دست‌ها به پنجه پا 31

3-6-4- روش جمع آوری اطلاعات از آزمون دوی 9×4. 31

3-6-5- روش جمع آوری اطلاعات از آزمون پرش سارجنت… 32

3-6-6- روش اندازه گیری استقامت عضلانی بالاتنه. 32

3-7- روش‌های آماری.. 33

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل آماری

4-1- توصیف آماری داده‌ها 34

4-2- آزمون فرضیه‌ها: 35

فرضیه اول. 35

فرضیه دوم. 36

فرضیه سوم. 37

فرضیه چهارم. 38

فصل پنجم:‌ بحث و نتیجه‌گیری

5-1- خلاصه تحقیق.. 39

5-2- بحث و نتیجه‌گیری.. 40

5-3- پیشنهادات برخاسته از تحقیق.. 41

5-3-1 پیشنهادات کاربردی.. 41

5-3-2- پیشنهادات پژوهشی.. 42

  برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

منابع و مآخذ. 43

چکیده

هدف از این تحقیق تاثیر یک دوره تمرینات دایره­ای پلایومتریک بر فاکتورهای آمادی جسمانی دانش­ آموزان کشتی­گیر منطقه 11 شهر تهران بود.

بدین منظور 30 نفر از دانش­ آموزان کشتی­گیر منطقه 11 شهر تهران در سال تحصیلی 93-92 به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه تجربی (N=15) با (میانگین سن 97/1±2/17 سال، قد 69/3±06/179 سانتی­متر، وزن 81/5±06/73 کیلوگرم) و گروه کنترل (N=15) با (میانگین سن 57/3±26/17 سال، قد 74/6±6/177 سانتی­متر، وزن 88/5±66/72 کیلوگرم) تقسیم شدند. روش کار بدین صورت بود که ابتدا پرسشنامه جهت کسب اطلاعات شخصی توسط آزمودنی­ها تکمیل شد. پس از آن جهت آشنایی آزمودنی­ها با آزمون­ها، کلیه مراحل اجرای آزمون و نحوه انجام هر کدام از آزمون­ها به ترتیب توسط محقق توضیح و اجرا شد. سپس آزمودنی­ها 20 دقیقه گرم کرده و به ترتیب آزمون­های (سن، قد، وزن، نشستن و رسیدن، پرش سارجنت، شنا روی دست و دو 9×4) را به ترتیب برای اندازه ­گیری فاکتورهای (انعطاف­پذیری، توان بی­هوازی، استقامت عضلانی و چابکی) را در پیش تست انجام داده و نتایج در برگه­های مخصوص ثبت شد. سپس گروه تجربی به مدت 6 هفته، هفته­ای 3 جلسه و هر جلسه 45 الی 60 دقیقه برنامه منتخب تمرین دایره­ای پلایومتریک را انجام داده و گروه کنترل هیچ تمرینی انجام نداد. در انتها نیز برای جمع آوری داده­ ها در پس آزمون هر دو گروه مجدداَ آزمون­های مورد نظر را انجام دادند. نتایج نشان داد: برنامه تمرین دایره­ای پلایومتریک بر توان بی­هوازی، چابکی، استقامت عضلانی و انعطاف‌پذیری دانش­ آموزان کشتی­گیر منطقه 11 شهر تهران تاثیر معنی­داری دارد.

واژه ­های کلیدی: توان بی­هوازی، استقامت عضلانی، چابکی، انعطاف­پذیری کشتی گیر، فاکتورهای آمادگی جسمانی.

1-1- مقدمه

جامعه ورزشی در جهت قهرمانی و حرفه­ای شدن در حال حرکت است و هر کسی به هر دلیل و هدفی ممکن است در یک فعالیت ورزشی و برنامه تمرینی خاص شرکت کند، اما توجه به این مسئله که استعداد ورزشی یکی از مهمترین عوامل در دستیابی به سطح بالای عملکرد ورزشی است نیز مهم است در ضمن برای شکوفایی این استعداد، مربیگری مبتنی بر اصول عملی ورزش نیز ضروری به شمار می‌رود. از این رو ضمن شناخت این استعداد باید به شیوه ای صحیح آن را رشد و توسعه داد. معمولا متخصصین ورزش معتقدند که برای دستیابی به سطح بالای عملکرد ورزشی باید ضمن شناخت ورزش، با روش‌های مختلف تمرین به توسعه سطح عملکرد و آمادگی افراد پرداخته شود.

انگیزه و پیشرفت و دستیابی به اوج توانمندی در اجرای مهارت­ها، مربیان را برآن داشته است تا روش‌ها و راه های تمرینی متفاوتی را جهت موفقیت ورزشکاران به کار گیرند. برای پیشرفت در هر رشته ورزشی، ضمن آگاهی لازم از اصول و فنون آن ورزش، باید ورزشکار از آمادگی بدنی لازم و اختصاصی برخوردار باشد(ادیب­پور، 1380). برای رسیدن به این آمادگی، یکی از شیوه‌های تمرینی که توسط مربیان به کار گرفته می‌شود تمرینات پلایومتریک است. از آنجایی که هر ورزشکاری برای قویتر و سریعتر بودن تلاش می‌کند پس این نوع تمرینات را می‌توان برای بهبود قدرت و سرعت ورزشکاران جهت افزایش آمادگی و توانایی آنها به کار گرفت. شروع به کارگیری این نوع تمرینات از دهه 1960 بوده که  از آن به عنوان یک روش تمرینی زود بازده استفاده می‌شد. این تمرینات با بهره گرفتن از مکانیسم بازتاب کششی برای رسیدن به اهداف ورزشی مفید بوده و در بسیاری از ورزش‌ها چون والیبال، بسکتبال، دوو میدانی، شنا و… کاربرد داشته است (ادیب­پور، 1380).

رشته کشتی از جمله رشته­های ورزشی است که در آن آمادگی جسمانی اهمیت بالایی دارد. پس ورزشکار برای دستیابی به رکورد خوب باید میزان، آمادگی و توان بدنی خود را بالا ببرد که این هدف می‌تواند از طریق تمرینات پلایومتریک فراهم شود و به ورزشکار در بهبود و توسعه آمادگی جسمانی و کسب قهرمانی خوب کمک می‌کند. در این تحقیق سعی بر این خواهد بود که به بررسی تاثیر تمرینات پلایومتریک بر فاكتورهای آمادگی جسمانی دانش­ آموزان كشتی­گیر به عنوان آینده­سازان این رشته ورزشی پرطرفدار كشورمان پرداخته شود تا شاید بتوان با کسب اطلاعات، کمکی به ورزشکاران و مربیان نمود (بومپا،[1] 1982).          

1-2- بیان مساله

پیشرفت­های علوم ورزشی در سال­های اخیر بسیار چشمگیر بوده و آمادگی جسمانی نیز به عنوان بخش مهمی‌از این پیشرفت­ها، از تنوع، تغییر و توسعه به دور نبوده است. انجام تمرینات خاص برای رسیدن به آمادگی مطلوب در رشته­های ورزشی و همچنین در بحث تندرستی عمومی‌اهمیت ویژه­ای دارد. اگر این تمرینات بر پایه تحقیقات علمی‌استوار باشد، نتایج بهتری در پی خواهد داشت. از بین عوامل آمادگی جسمانی، توان عاملی مهم در موفقیت ورزشکاران محسوب می­شود و توان بی­هوازی اندام تحتانی عامل مهمی‌در رشته­هایی مانند فوتبال، بسکتبال، تکواندو و غیره است. در چند دهه اخیر، روش­های مختلفی مانند تمرینات با وزنه و تمرینات سرعتی برای تقویت توان بی­هوازی اندام تحتانی به کار برده شده است. اخیرا تمرینات پلایومتریک به عنوان شیوه­ای موثر، مورد توجه مربیانی قرار گرفته که در پی تقویت عملکردهای سرعتی و انفجاری ورزشکاران هستند. اصولا ویژگی ذاتی این نوع تمرینات، تلفیق قدرت و سرعت برای تولید توان است. این تمرینات با درگیر کردن تعداد بیشتری از تارهای عضلانی در اثر فعال شدن دوک‌های عضلانی و بهره مندی از ویژگی الاستیک یا کشسانی عضلات، سازگاری‌های عملکردی مختلفی در عضلات به وجود می‌آورند که نتیجه آن عملکرد بهتر و هماهنگ تر عضلات (هماهنگی در بکارگیری عضلات) و ایجاد قدرت انفجاری بیشتر در عمل است. این سازگاری، بویژه در رشته‌هایی که نیازمند پرش‌های پیاپی به مدت طولانی اند، اهمیت بیشتری دارد (نبی زاده و همکاران،1393).

آمادگی جسمانی همچنین مجموعه ای از ویژگی‌های ذاتی و اکتسابی است که توانایی اجرای فعالیت بدنی را تعیین می‌کند (سندگل،1372) و ایجاد سلامت عمومی‌مهمترین نقشی است که می‌توان از آن انتظار داشت. از جمله فاکتورهای مهم آمادگی جسمانی می­توان توان بی­هوازی، چابکی، قدرت و انعطاف­پذیری را نام برد (هامپری [2]و همکاران،1999).

در علم فیزیک توان عبارت است از انجام کاری معین در واحد زمان است. اغلب رشته‌های ورزشی دارای اجرای فعالیت‌های کوتاه مدت و سریع با بازده توان حداکثر، نیاز دارند. در واقع توان انفجاری نشانه ظرفیت و قابلیت دستگاه متابولیکی برای تأمین انرژی در غیاب اکسیژن است. بدین ترتیب اندازه‌گیری این قابلیت برای ارزیابی برنامه‌های تمرین و گزینش ورزشکاران زبده از اهمیت زیادی برخوردار است (مارکویچ[3] و همکاران، 2007).

تا دهه شصت میلادی، طراحی تمرینات بدنسازی بیشتر به کار مقاومتی برای افزایش قدرت یا سرعت محدود می­شده است. پس از آن، تمرینات مذکور تنها پیش­درآمدی برای تمرینات اصلی توانی یعنی تمرینات پلایومتریک محسوب شدند. در یک تعریف عملیاتی، حرکت پلایومتریک فعالیتی سریع و قدرتمند است که با بهره گرفتن از یک پیش­ حرکت کششی و سریع که محرک رفلکس کششی است، اجرا می­شود. در تمرینات پلایومتریک، با درگیر نمودن بیشتر اجزای کشش­ پذیر طبیعی عضله (تاندون­ها) و رفلکس کششی تلاش می­شود توان حرکات اجرایی افزایش یابد (کوین و همکاران، ). علاوه بر این، به نظر می­رسد که بازدارندگی متقابل عصبی نیز در تسهیل این فرآیند نقش داشته باشد (مک­کاتی[4] و همکاران، 2007. بنجامین و همکاران، 2005.گاردینر). پلایومتریک، تمریناتی است که عضلات را قادر می‌سازد در کوتاه‌ترین زمان ممکن، حداکثر قدرت خود را اعمال کند و فرآیند چرخه کشیده شدن ـ کوتاه شدن انقباض عضلانی، پایه اصلی این تمرین است (کوین[5] و همکاران، 2009).

مزیّت این تمرین در این است که موجب آمادگی دستگاه عصبی ـ عضلانی می‌شود و در نتیجه به ورزشکاران اجازه می‌دهد تا در فعالیت‌هایی که همراه با تغییر جهت می‌باشند، به نحو قدرتمند و سریعی اجرای وظیفه نمایند. با انجام این گونه تمرینات، زمان موردنیاز برای تغییر جهت، کاهش یافته و در نتیجه، سرعت و توان انفجاری، افزایش می‌یابد. لذا، ورزشکارانی که در رشته‌های مختلف به توان نیاز دارند، می‌توانند از تمرینات پلایومتریک بسیار سود ببرند. مزیت دیگر این تمرینات، نوع حرکات آن است که آموزش و یادگیری آن‌ها بسیار ساده و آسان می‌باشد (کلوندی[6] و همکاران، 1390).

اما همانند تمرینات استقامتی و مقاومتی، در تمرینات پلایومتریک نیز ضرورت دارد تا نوع حرکت، تعداد وهله­های تمرینی، تعداد تکرار حرکت در هر وهله و شدت بار هر تکرار به دقت طراحی شود. در غیر این صورت، ورزشکار یا با کم­تمرینی روبه­رو می­شود و پیشرفت چندانی نخواهد نمود و یا با بیش­ تمرینی روبرو شده و خیلی سریع دچار آسیب می­شود. بر اساس اصل ویژگی تمرین، نوع حرکات پلایومتریک باید تا حد ممکن مشابه حرکات ورزش مورد نظر باشد (کوین و همکاران، 2009. پوتاچ[7]، 2003. بومپاف[8] 1382). اما اینکه این تمرینات با چه شدت و چه مدتی باید انجام شوند؟ همچنین اینکه آیا این تمرینات بر فاکتورهای مختلف آمادگی جسمانی (توان بی­هوازی، چابکی، انعطاف­پذیری، استقامت عضلانی) آن هم در کشتی­گیران و مخصوصا کشتی­گیران جوان تاثیر دارد یا نه؟ سوالی است که لازم است تا تحقیقات بیشتری پیرامون آن انجام شود.

یکی از عوامل مهم که در اجرای حرکات مختلف رشته ورزشی کشتی کاربرد دارد، قدرت عضلانی و توان انفجاری اندام تحتانی است. همچنین، یکی از جنبه‌های بارز موفقیت و پیشرفت در هر رشته ورزشی، شناخت عوامل مؤثر در برنامه‌های قهرمانی و نیز آگاهی مربیان از ظرفیت‌های عملکردی مؤثر در پیروزی و موفقیت ورزشکاران می‌باشد. در تحقیقات انجام شده داخل و خارج کشور، تأثیر تمرینات پلایومتریک بر توان بی‌هوازی و انفجاری ورزشکاران تا حدودی مشخص گردیده است. اما، در زمینه تاثیر این تمرینات بر فاکتورهای آمادگی جسمانی کشتی­گیران و همچنین معرفی یک شیوه انتخابی مناسب از این‌گونه تمرینات تحقیقات چندانی صورت نگرفته است. لذا، می‌توان با انجام این تحقیق، روش مناسب و مفیدی از این‌گونه تمرینات را ارائه داد تا مربیان و معلمان بتوانند در کوتاه‌ترین زمان ممکن و با صرف هزینه اندک، بیشترین سود را برده و به نتیجه برسند.

کاربرد این روش تمرینی ابتدا در شوروی و در سال 1960 مشخص شد. به دنبال آن ورزشکاران در رشته‌های دوومیدانی اولین گروهی بودند که با بهره گرفتن از این نوع تمرینات به موفقیت‌های چشمگیری دست یافتند (کوین[9] و همکاران، 2009). والری برزوف ، دونده سرعت روسی پیشرفت خود را مدیون تمرینات پلایومتریک می‌دانست. همچنین، اثر تمرینی پلایومتریک به طور تجربی توسط پژوهشگرانی از قبیل‌هارمن، پارسلز و اسکولز مطالعه و گزارش شده است. در چند سال اخیر، انجام تمرین به روش پلایومتریک میان ورزشکاران طراز اول، مرسوم شده و بخشی از برنامه‌های تمرینی آن‌ها را به خود اختصاص داده است (کلوندی[10] و همکاران، 1390).به همین دلیل محقق در تحقیق حاضر در پی یافتن این سوال است که آیا تمرینات پلایومتریک دایره­ای بر برخی فاکتورهای آمادگی جسمانی کشتی­گیران تاثیر دارد؟

1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق

انسان از گذشته تا به حال در تلاش بوده است که آمادگی بیشتری داشته باشد تا بتواند بهترین مقام­ها و حتی ركوردها را کسب کند. البته دستیابی به سرعت بالای حرکتی و افزایش کارایی كشتی­گیران نیازمند تولید این نیروی پیش برنده بالا می­باشد که این کارخود نیازمند افزایش قدرت و سرعت عضلات درگیر در حرکت‌ها می‌باشد.

كشتی­گیرانی که از لحاظ قدرت و سرعت عضلانی ضعیف هستند دارای سرعت عمل پایین بوده و در آنها تطابق و هماهنگی عضلانی ضعیف بوده و در نتیجه قابلیت‌های بدنی و حرکتی آنها از نظر کمی‌و کیفی کاهش می‌یابد (امیرخانی، 1381) .

بنابراین رسیدن به بهترین قهرمانی در كشتی بستگی به اجرای خوب مهارت­ها و داشتن حداكثر آمادگی بدنی دارد. لازم است هر كشتی­گیری ضمن صرف زمان کافی جهت یادگیری اصول مهارتی از برنامه تمرینی مناسب بهره جسته تا توانایی­­های خود را از حالت بالقوه به بالفعل در آورد. بنابراین مربی در کنار تمرینات كشتی، از تمرینات غیر تخصصی جهت بهبود عملکرد و افزایش فاکتورهای آمادگی جسمانی برای ورزشکاران استفاده می­نماید که از جمله این تمرینات، تمرینات پلایومتریک است. با توجه به فاکتورهای مهم آمادگی جسمانی در كشتی (توان، چابكی،استقامت و سرعت) و هدف بکارگیری تمرینات پلایومتریک، بنابراین به نظر می­رسد بتوان از این تمرینات در کنار تمرینات تخصصی جهت تقویت عملکرد كشتی­گیران استفاده کرد. چو کراجل داشتن سرعت بالا و اجرای حرکات و مهارت‌ها با سرعت بیشتر در رشته‌های ورزشی را منوط به داشتن تمرینات مناسب به ویژه ترکیبی از تمرینات مقاومتی و پلایومتریک می­داند (هدایت، 1361).

با توجه به اهمیت تأثیر تمرینات پلایومتریک بر آمادگی بدنی و حرکتی ورزشکاران، عدم مشاهده تحقیقات كافی در زمینه موضوع مورد نظر، جایگاه ورزش كشتی در بین اقشار مختلف جامعه و در سطح بین ­المللی و نیاز به یافتن بهترین برنامه تمرینی برای كسب حداكثر آمادگی جهت دستیابی به قهرمانی در سطوح مختلف ملی و بین ­المللی، در این تحقیق تأثیر تمرینات دایره­ای پلایومتریک بر فاكتورهای آمادگی جسمانی دانش­ آموزان كشتی­گیر به عنوان آینده­ سازان كشتی كشور عزیزمان مورد مطالعه قرار گرفته است. امید است با بهره گرفتن از نتایج این مطالعه بتوان اطلاعات كامل و جامعی در زمینه تاثیر تمرینات پلایومتریك بر برخی از فاکتور‌های آمادگی جسمانی كشتی­گیران كسب كرده تا با نتایج بدست آمده کمکی به پیشرفت و ارتقاء سطع عملکرد كشتی­گیران کرده باشیم.

1-4- اهداف تحقیق

1-4-1- هدف کلی:

هدف این تحقیق، بررسی تاثیر 6 هفته تمرینات دایره­ای پلایومتریک بر برخی فاکتورهای آمادگی جسمانی (توان بی­هوازی، چابکی، استقامت عضلانی، انعطاف­پذیری) دانش­ آموزان کشتی­گیر منطقه 11 شهر تهران می­باشد.

1-4-2- اهداف ویژه

1- بررسی اثر برنامه تمرین دایره­ای پلایومتریک بر چابکی دانش­ آموزان کشتی­گیر منطقه 11 شهر تهران.

2- بررسی اثر برنامه تمرین دایره­ای پلایومتریک بر استقامت عضلانی دانش­ آموزان کشتی­گیر منطقه 11 شهر تهران.

3- بررسی اثر برنامه تمرین دایره­ای پلایومتریک بر انعطاف­پذیری دانش­ آموزان کشتی­گیر منطقه 11 شهر تهران.

4- بررسی اثر برنامه تمرین دایره­ای پلایومتریک بر توان بی­هوازی دانش­ آموزان کشتی­گیر منطقه 11 شهر تهران.

1-5- فرضیه­ های تحقیق

شش هفته برنامه تمرین دایره­ای پلایومتریک بر توان بی­هوازی دانش­ آموزان کشتی­گیر منطقه 11 شهر تهران تاثیر معنی داری دارد.
شش هفته برنامه تمرین دایره­ای پلایومتریک بر چابکی دانش­ آموزان کشتی­گیر منطقه 11 شهر تهران تاثیر معنی داری دارد.
شش هفته برنامه تمرین دایره­ای پلایومتریک بر استقامت عضلانی دانش­ آموزان کشتی­گیر منطقه 11 شهر تهران تاثیر معنی داری دارد.
شش هفته برنامه تمرین دایره­ای پلایومتریک بر انعطاف­پذیری دانش­ آموزان کشتی­گیر منطقه 11 شهر تهران تاثیر معنی داری دارد.
1-6- محدودیت­های تحقیق

الف: محدودیت­های تحت كنترل محقق

– آزمودنی­های حاضر در این پژوهش همه مرد بودند.

– آزمودنی­های تحقیق كشتی­گیران دبیرستانی بودند.

ب: محدودیت­های خاج از كنترل محقق

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:38:00 ب.ظ ]




تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                            صفحه

چكیده………………………………………………………………………………………………………….. 1

فصل اول: كلیات پژوهش

مقدمه…………………………………………………………………………………………………………… 3

بیان مسئله……………………………………………………………………………………………………… 4

اهمیت و ضرورت پژوهش……………………………………………………………………………….. 7

تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهشی………………………………………………………. 9

تعاریف مفهومی متغیرهای پژوهشی…………………………………………………………………….. 9

تعاریف عملیاتی……………………………………………………………………………………………… 10

فصل دوم- پیشینه تحقیق

سازگاری اجتماعی…………………………………………………………………………………………… 12

تعاریف سازگاری اجتماعی……………………………………………………………………………….. 16

ویژگی های شخص سازگار………………………………………………………………………………. 19

عوامل موثر بر سازگاری اجتماعی………………………………………………………………………… 21

تحلیل فرآیند سازگاری…………………………………………………………………………………….. 26

دیدگاه های نظری سازگاری………………………………………………………………………………. 27

عملكرد خانواده………………………………………………………………………………………………. 33

نقش خانواده بر توانایی سازگاری كودك و نوجوان………………………………………………….. 37

روابط خانوادگی و اهمیت آن در رشد عاطفی………………………………………………………… 39

ماهیت خودكنترلی…………………………………………………………………………………………… 45

مفهوم خودكنترلی در نظریه یادگیری اجتماعی راتر………………………………………………….. 52

انواع كنترل و نظارت……………………………………………………………………………………….. 57

ارزیابی انواع كنترل………………………………………………………………………………………….. 59

مراحل فرآیند خودكنترلی………………………………………………………………………………….. 60

مروری بر مطالعات انجام شده در زمینه موضوع پژوهش………………………………………….. 62

جمع بندی مطالعات انجام شده…………………………………………………………………………… 67

فرضیات پژوهش……………………………………………………………………………………………. 67

فصل سوم- روش تحقیق

روش پژوهش………………………………………………………………………………………………… 69

جامعه آماری………………………………………………………………………………………………….. 69

نمونه و روش نمونه گیری…………………………………………………………………………………. 69

ابزارهای اندازه گیری………………………………………………………………………………………. 71

روش نمره گذاری…………………………………………………………………………………………… 72

اعتبار و روایی………………………………………………………………………………………………… 72

ابعاد مقیاسی سنجش عملكرد خانواده………………………………………………………………….. 73

پایایی و اعتبار پرسشنامه عملكرد خانواده……………………………………………………………… 75

روش نمره گذاری پرسشنامه………………………………………………………………………………. 77

اعتبار و روایی پرسشنامه…………………………………………………………………………………… 77

روش تجزیه و تحلیل آماری اطلاعات………………………………………………………………….. 78

ملاحظات اخلاقی ………………………………………………………………………………………….. 78

فصل چهارم- یافته های پژوهش

تجزیه و تحلیل آماری………………………………………………………………………………………. 80

آماره های استنباطی………………………………………………………………………………………….. 80

فصل پنجم- بحث و نتیجه گیری

بحث در یافته های پژوهش……………………………………………………………………………….. 88

نتیجه گیری……………………………………………………………………………………………………. 94

محدودیت های پژوهش…………………………………………………………………………………… 95

پیشنهادات پژوهش………………………………………………………………………………………….. 96

منابع

منابع فارسی…………………………………………………………………………………………………… 98

منابع انگلیسی………………………………………………………………………………………………… 100

پرسشنامه سازگاری دانش آموزان دبیرستانی سینها و سینگ (AISS) ……………………………..104

پرسشنامه عملکرد خانواده……………………………………………………………………………………107

چکیده انگلیسی………………………………………………………………………………………………. 110

 

 

فهرست جداول

عنوان                                                                                                   صفحه

3-1- توزیع فراوانی افراد نمونه بر حسب متغیرهای دموگرافیك…………………………………………. 70

3-2- میانگین و انحراف معیار نتایج بدست آمده از دو مطالعه برای اعتباریابی مقیاس خودكنترلی… 72

جدول 3-3 ضریب اعتبار پرسشنامه ………………………………………………………………………………77

  برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

4-1- میانگین و انحراف معیار خودكنترلی، عملكرد خانواده و سازگاری اجتماعی……………………. 80

4-2- میانگین و انحراف معیار مقیاس های عملكرد خانواده……………………………………………….. 81

4-3- میانگین و انحراف معیار سازگاری اجتماعی……………………………………………………………. 81

4-4- ماتریس همبستگی بین سازگاری و مقیاس های عملكرد خانواده و خودكنترلی……………….. 82

4-5- آزمون رگرسیون ساده خطی برای تبیین قدرت پیش بینی…………………………………………… 83

4-6- آزمون رگرسیون ساده خطی برای تبیین قدرت پیش بینی سازگاری بر حسب عملكرد خانواده………………. 84

4-7- رگرسیون چند متغیره برای تبیین پیش بینی سازگاری دانش آموزان بر حسب مقیاس های عملكرد خانواده…. 85

4-8- آزمون تی مستقل برای مقایسه میانگین و انحراف معیار سازگاری اجتماعی بر حسب جنسیت 86

 

چکیده

مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه عملکرد خانواده با سازگاری اجتماعی  دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان آباده انجام گرفت.این مطالعه مقطعی –همبستگی بر روی350 نفر دانش آموز انجام گرفت. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه خود کنترلی تانجنی  مقیاس سنجش عملکرد خانواده و پرسشنامه سازگاری اجتماعی استفاده شد. داده ها ازطریق آزمون تی مستقل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون تجزیه و تحلیل شد.

تجزیه و تحلیل داده  ها نشان داد بین خود کنترلی و عملکرد خانواده با سازگاری دانش آموزان رابطه معنا داری وجود دارد به طوری که خود کنترلی وعملکردخانوده می تواندد تاحدودی  سازگاری اجتماعی را پیش بینی کنند..یافته ها نشان داد  میانگین نمره ساز گاری دختران به طور معنا داری بالاتر از میانگین نمره ساز گاری بسران است همچنین دختران از سازگاری اجتماعی بالاتری نسبت به پسران برخوردارند.

از یافته های پژوهش حاضرمی توان استنباط کرد ,هرگونه نارسایی در عملکرد خانواده تاثیرات نامطلوبی در رفتارهای تطابقی  فرزندان ایجاد میکند.  همچنین با توجه به اهمیت نقش مهارتهای خود کنتر لی در رفتارهای تطابقی و پیش بینی سازگاری اجتماعی ضرورت توجه به این عوامل هر چه بیشتر احساس میشود.

واژگان  کلیدی: دانش آموز ،عملکردخانواده، سازگاری اجتماعی

کلیدواژهها: دانش آموز ، عملکرد خانواده ، خودکنترلی ، سازگاری اجتماعی

 

فصل اول

كلیات پژوهش

مقدمه

سالهای نوجوانی مرحله مهم و برجسته رشد و تکامل اجتماعی و روانی فرد به شمار می رود. دراین دوره نیاز به تعادل هیجانی و عاطفی بخصوص تعادل بین عواطف و عقل، درک ارزش وجودی خویشتن، خودآگاهی با انتخاب هدفهای واقعی در زندگی، استقلال عاطفی ازخانواده، حفظ تعادل روانی و عاطفی خویشتن در مقابل عوامل فشارزای زندگی و محیطی و برقراری روابط سالم با دیگران، کسب مهارتهای اجتماعی لازم دردوست یابی، کنترل اضطراب، شناخت زندگی سالم و موثر و چگونگی برخورداری از آن مهمترین نیازهای نوجوان می باشد (شعاری نژاد،1386). بنابراین کمک به نوجوان در رشد و گسترش مهارتهای اجتماعی مورد نیاز برای زندگی موثر، ایجاد یا افزایش اعتماد به نفس و ماهیت خودکنترلی در برخورد با مشکلات و حل آن و همچنین کمک به آنها در رشد و تکامل عواطف و مهارتهای اجتماعی لازم جهت سازگاری موفق با محیط اجتماعی و زندگی موثر و سازنده در جامعه ضروری به نظر می رسد(شعاری نژاد،1386).

سازگاری از رفتار مفید و موثر آدمی در تطبیق با محیط فیزیكی و روانی، به گونه ای است كه تنها با تغییرات محیطی همرنگی نكرده و به پیروی ناهشیار از آن كفایت نكند و خود نیز بتواند بر محیط تاثیر گذاشته و آن را به گونه ای مناسب تغییر دهد(بارلو[1]،1992 ؛ به نقل از زارع مقدم،1385). عملکرد والدین بر شکل گیری افکار، رفتار و هیجانات کودکان تأثیر معناداری دارد. بر اساس مدل آسیب پذیری- استرس[2] در آسیب شناسی روانی پژوهش های زیادی نقش عوامل مربوط به خانواده را به عنوان عامل زمینه ساز در آسیب پذیری و بهزیستی روانی فرد مورد بررسی قرارمی دهد.(هریس و کرتن[3]،2002 ؛ پیاژه[4]،1954 ؛ بالبی[5]،1969 ؛ به نقل از گانتی و بوری[6]،2008).

عوامل سه گانه فردی , جمعیتی، و عوامل محیطی- موقعیتی موجب افزایش سازگاری با موقعیت جدید می شوند از جمله عوامل فردی می توان به خودکنترلی اشاره کردوازعوامل مهم محیطی-موقعیتی می توان خانواده را نام برد.

از آنجا که سازگاری در سطوح متعدد زندگی اجتماعی تاثیر خود را نشان میدهد، رویکردهای نظری سعی در تبیین ابعاد سازگاری بر حسب عوامل مداخله کننده دارند. بنابراین پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه خودکنترلی و عملکرد خانواده با سازگاری اجتماعی دانش آموزان انجام گرفته تاگوشه ای از نقاط مبهم این سازه مهم روانشناختی رانشان دهد.

 

بیان مسئله

افراد در دوران نوجوانی و جوانی   با شرایط جدیدی به طور همزمان و یا با فاصله زمانی مواجه می شوند که تعدد این مراحل ضرورت تحلیل نظری سازگاری نوجوانان و جوانان را دو چندان می سازد. مراحل مذکور شامل ورود به دبیرستان، انتخاب رشته تحصیلی، تحصیل در دانشگاه، اشتغال، محیط کاری، انتخاب همسر و تشکیل خانواده است.

شرایط دوره نوجوانی و جوانی و تعدد مراحل مذکور حساسیت بررسی موضوع سازگاری را افزایش می دهد. سازگاری به لحاظ نظری سازه متنوع و پیچیده ای تلقی میشود و بر این اساس اندیشمندان سعی در بررسی ابعاد گوناگون آن داشته اند. از لحاظ نظری، سازگاری محصولی اجتماعی است و شرایط و عوامل متعدد در شکل گیری آن نقش دارند(دام[7] و همکاران). بخشی از تلاش دانشمندان بررسی و تحلیل تاثیر عوامل متعدد در شکل گیری سازگاری بوده است. سازگاری فرآیندی اجتماعی است که برآیند تاثیر عوامل متعدد فردی، خانوادگی و محیطی می باشدو بنابراین پدیده ای تک علتی محسوب نمی شود. البته باید توجه داشت که تاثیر عوامل متعدد بر سازگاری نیز یکسان نیست و عوامل فردی، خانوادگی و محیطی تاثیرات متفاوتی بر شکل گیری سازگاری نوجوانان و جوانان دارد. رویکردهای نظری سعی در تبیین تاثیر هرکدام از این عوامل در سازگاری داشته است. مسئله مهم دیگر آن است که سازگاری موجب شکل گیری پدیده های دیگر فردی و اجتماعی می گردد و بر سایر فرایند ها و موضوعات اجتماعی تاثیر می گذارد. بررسی این نکته در کنار مطالب پیشین، گویای پیچیدگی تبیین نظری این موضوع است. درصورتی که سازگاری جوانان به درستی صورت گیرد، آنان در ادامه مسیر زندگی با سهولت بیشتری قادر به انجام وظایف و کارکردهای اجتماعی خواهند بود(فولادی 1383).

سازگاری توانایی آمیزش، انطباق، مصالحه، همكاری و كنار آمدن با خود، محیط و دیگران نیز تعریف شده است(فولادی، 1383). انسان سازگار كسی است كه از سلامت روانی برخوردار باشد اما تغییرات فشرده و سریع، معمولا قابلیت سازگاری فرد را به طور جدی زیر سوال می برد و در نتیجه احتمال تضاد، تعارض، استرس و سردرگمی پدید می آید (بذل،1383).

یکی از مهمترین عوامل رشد انسان محیط خانوادگی است. کودکان در محیط خانواده، حس محبت و امنیت و توانایی های یادگیری اجتماعی را کسب می کنند و از طریق کیفیت روابط بین والدین خود و همچنین بازی کردن با برادران و خواهران و سایر کودکان مهارت های اجتماعی لازم را برای سازگاری بهتر می آموزند(کالات، 1996). آنچه این شرایط را تحت تاثیر قرار می دهد فرایند ادراك فرد از عملكرد خانواده است. دراین فرآیند، فرد با دریافت و تعبیر محرك ها، پنداشت ها و برداشت هایش از محیط رفتار خود راتنظیم و شکل می بخشد. هرگونه نارسایی در عملكرد خانواده تاثیرات نامطلوبی در بهنجار نمودن فرزندان ایجاد می کند(ساروخانی، 1370). این ادراك ها می توانند به صورت طرحواره های ناسازگار اولیه بازنمایی هایی از محیط پیرامون پدید آورند كه در صورت ناخوشایندی آنها، فرد را در معرض انواع آسیب ها قرار می دهد(استین برگ ، 2000 ؛ مارشانت ، 2001).بیشترین افراد ناسازگار و مسئله دار، وابسته به خانواده های آسیب دیده هستند و فرزندانی كه مربوط به خانواده های پر كشمكش می باشند به سبب عدم برخورداری از آرامش روانی و عدم تمركز و آشفتگی بیشتر در معرض رفتارهای ناسازگارانه قرار دارند(بارلو، 1992 ؛ به نقل از زارع مقدم، 1385). به عبارت دیگر,عامل تامین نیازهای اساسی انسانی و تعادل روانی و عاطفی در افرادخانواده است.موقعیت كودك در خانواده، نحوه ی ارتباط والدین و یا سایر وابستگان بااودر شكل گیری شخصیت وی نقش دارند(جهانگیری،1383).

از سوی دیگر یكی از مهمترین مهارت ها كه مشخصه بهنجاری و سازگازی فرد است، برخورداری از صفت خودكنترلی (خودنظارتی) است. خودکنترلی یعنی فرد کنترل رفتارها، احساسات و غرایز خود را با وجود برانگیختن برای عمل داشته باشد. یک نوجوان با خودکنترلی زمانی را صرف فکر کردن به انتخاب ها و نتایج احتمالی می کند و سپس بهترین انتخاب را می کند(فرایرز و هوفمن[8]، 2009). مایر و سالووی[9](2003) خودکنترلی را تحت عنوان کاربرد صحیح هیجان ها معرفی می نمایند و اعتقاد دارند قدرت تنظیم احساسات موجب افزایش ظرفیت شخصی برای تسکین دادن خود، درک کردن اضطراب ها افسردگی ها یا بی حوصلگی های متداول می شود. افرادی که به لحاظ خودکنترلی ضعیف اند، دائماً با احساس ناامیدی، افسردگی، بی علاقگی به فعالیت دست به گریبان اند، درحالی که افراد با مهارت زیاد در این زمینه با سرعت بیشتر می توانند نا ملایمات را پشت سرگذاشته و میزان مشخصی از احساسات را با تفکر همراه نموده و مسیر درست اندیشه را بپیمایند(صفری،1387). خودکنترلی به معنی سرکوب کردن هیجانات و احساسات نیست. برعکس خودکنترلی یعنی اینکه ما یک انتخاب برای چگونگی ابراز احساساتمان داریم و چیزی که مورد تاکید است، روش ابراز احساسات است به طوریکه جریان تفکر را تسهیل کند( گلمن[10] ،1995 ،پارسا، 1380).

خودکنترلی از طریق فرایند روش های مقابله ای در سازگاری تاثیر خود را نشان می دهد. افرادی كه می توانند هدف های واقع گرایانه را اولویت بندی كنند و در زمان تصمیم گیری میان عواطف و عقل تعادل برقرار كنند، خود كنترل هستند(آقایار وشریفی درآمدی، 1385). خودكنترلی بیانگر میزان مطابقت ویژگی های رفتاری خود با شرایط و موقعیت موجود است(كریتنر و کینیکی[11]، 2007). چندین مطالعه اثر خودكنترلی را در محل كار بررسی كرده و به این نتیجه رسیده اند كه افراد با خودكنترلی بالا بیشترین مهارت اجتماعی را دارند(دای و کلیدوف[12]، 2003).

باتوجه به مطالب ذکرشده,پزوهش حاضر در پی پاسخگویی به این سوالاست .

سوال پژوهش :آیا بین خودکنترلی وعملکردخانواده باسازگاری دانش آموزان رابطه دارد؟

 

اهمیت و ضرورت موضوع مورد پژوهش

تبیین نظری یافته های پژوهش های انجام شده مبین آن خواهد بود که اثربخشی حمایت اجتماعی (حمایت اجتماعی می تواند در قالب عملکرد خانواده و گروه دوستان وهمتایان سنی نمود یابد) موجب افزایش سازگاری نوجوانان و جوانان با موقعیت های فشارزای جدید می گردد. هرچه نوجوانان و جوانان احساس حمایت اجتماعی بیشتری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:37:00 ب.ظ ]




سایت مرجع دانلود پایان نامه های فارسی
 
تربیت بدنی
جغرافیا
حقوق
رشته مدیریت
روانشناسی و علوم تربیتی
زیست شناسی
شیمی
صنایع غذایی
علوم اجتماعی – جامعه شناسی
علوم ارتباطات
عمران
مدیریت آموزشی و برنامه ریزی درسی
معماری و شهرسازی
مهندسی برق
مهندسی شیمی
مهندسی صنایع
مهندسی کامپیوتر
 

خانه
 

برای پیدا کردن پایان نامه مورد نظرتان عبارت مورد نظر خودتان را در کادر زیر جستجو کنید:

 
جستجو در سایت :

  برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:36:00 ب.ظ ]