بروز ناهنجاری در این ناحیه به لحاظ بیومکانیکی حائز اهمیت است(Zifchockand,2008).  یکی از شایع­ترین ناهنجاری ناحیه پا، کف پای صاف می­باشد(Lee, Vanore et al. ,2005). عوامل زیادی بر بیومکانیک راه رفتن اثر می­گذارند مانند بیماری­های عصبی-عضلانی، ضایعات مغزی-نخاعی، آسیب­دیدگی رباطی-مفصلی و خستگی، که می­توانند کنتیک، کینماتیک، الگوی فعالیت عضلانی و مصرف انرژی را در حین راه رفتن تغییر دهند (Winter,1991;Yoshino,2004). حرکت یکی از جنبه­های اصلی زندگی است و راه رفتن به عنوان مهارت پایه، بیشترین بخش فعالیت حرکتی روزمره انسان را به خود اختصاص داده است (Winter,1991,1995). خستگی یکی از خواص عضلات است که نتیجه آن کاهش عملکرد سیستم­های متابولیکی و عصبی- عضلانی برای استمرار فعالیت است. خستگی باعث کاهش قدرت ارادی و ظرفیت عملکردی عضلات، اختلال در فعال سازی همزمان عضلات آگونیست و آنتاگونیست، و در نهایت کاهش عملکرد و کارایی سیستم عصبی عضلانی می­شود. خستگی عضلات پیرامون یک مفصل (خستگی موضعی) می­تواند باعث تغییر الگوی حرکت، تغییر در هم انقباضی عضلات آن مفصل، تغییر در حس وضعیت مفصل و در نتیجه افزایش ریسک آسیب‌دیدگی شود Paillard, 2012(Walsh et al,2011;Davidson,2009). این عضلات در تولید توان اندام تحتانی برای پیشروی و انتقال بدن بسیار مهم بوده و ممکن است در طی فعالیت­های مختلف، در معرض استفاده بیش از حد و در نتیجه خستگی موضعی قرار گیرند  (Pincivero et al,2006; Hamil & Knutzen,2009). خستگی این گروه­های عضلانی می­تواند باعث بروز تغییرات کنتیکی و کینماتیکی اندام تحتانی در حین راه رفتن شود (Parijat & Lockhart, 2008). صافی کف پا وضعیتی است که در آن قوس طولی داخلی، که تمام قسمت داخلی پا را در بر می­گیرد از بین رفته یا کاهش می­یابد(Chen, et al. ,2010). صافی کف پا باعث حرکت و فعالیت عضلانی اضافی شده و  نه تنها باعث افزایش بار اعمال شده بر ساختار پا می­شود، بلکه باعث ازبین رفتن عملکرد طبیعی پا می­شود(Levinger, et al. ,2010). افراد دارای صافی کف پا نسبت به افراد عادی دو برابر بیش­تر در معرض شکستگی ناشی از فشار و شکستگی ناشی از خستگی قرار می­گیرند( Hajilou,2012). حال این سؤال­ها مطرح هستند که اولا آیا خستگی عمومی عضلات اندام تحتانی و بطور کلی خود فرد، باعث تغییر در کینماتیک اندام تحتانی در طی راه رفتن می­شود و ثانیا آیا اثر خستگی در افراد کف پای صاف، بیشتر از اثر آن در افراد سالم است؟1-3. ضرورت انجام پژوهش
پاسچر پای انسان عموما بوسیله راستای اسکلتی پا توصیف می­شود. در حالیکه ارتباط بین پاسچر تغیییر یافته پا و آسیب دیدگی هنوز نامعلوم است، مطالعات زیادی شرح داده­اند که پاسچر پا روی فعالیت EMG  عضلات اندام تحتانی  ( Murley, et al.2009)  و کینماتیک مفاصل  ( Hunt, et al. 2004; Houck, et al. 2008; Cobb, et al. 2009)     در طول راه رفتن اثر می­گذارد. راه رفتن به عنوان یکی از مهم‌ترین حرکت­های پایه انتقالی و تحرک عمومی است که پارامترهای بیومکانیکی آن در دوره­های مختلف زندگی توجه بسیاری از محققان را به خود جلب کرده است و امروزه تحقیقات بسیاری عوامل اثر گذار بر روی پارامترهای بیومکانیکی راه رفتن را بررسی کرده‌اند و به عقیده این محققان هنوز جنبه­های بسیاری از عوامل اثر گذار بر روی بیومکانیک راه رفتن مشخص نشده است (Winter,1989, 1990). خستگی موجب کاهش قدرت ارادی و ظرفیت عملکردی عضلات، اختلال در فعال سازی همزمان عضلات آگونیست و آنتاگونیست، و در نهایت کاهش عملکرد و کارایی سیستم عصبی عضلانی می­شود. خستگی باعث به وجود آمدن تغییرات در حس عمقی عضلات و در نتیجه کاهش تعادل استاتیک و دینامیک ­می­شود (Walsh et al,2011). خستگی عضلات پیرامون یک مفصل (خستگی موضعی) می­تواند باعث تغییر الگوی حرکت، تغییر در هم انقباضی عضلات آن مفصل، تغییر در حس وضعیت مفصل و در نتیجه افزایش ریسک آسیب‌دیدگی شود Paillard, 2012(Walsh et al,2011;Davidson,2009). مطالعات زیادی وضعیت تعادل دینامیک و استاتیک را پس از اعمال خستگی موضعی عضلانی اندام تحتانی و چگونگی عملکرد سیستم­های پایداری انسان بعد از شتاب ناگهانی و جلوگیری از سقوط را بررسی کرده­اند (walsh et al,2011;Davidson,2009).
این تحقیقات با خستگی موضعی گروه­های عضلانی پروگزیمال و دیستال اندام تحتانی سعی در کشف مکانیسم­های درگیر در تعادل و چگونگی مشارکت این مکانیسم­ها در جلوگیری از افتادن بوده است. ولی مطالعات اندکی بر روی خستگی موضعی عضلانی و کنترل پاسچر و پارامترهای بیومکانیکی راه رفتن انجام شده است.
مطالعات اندک پیشین در زمینه خستگی و اثرات آن بر پارامترهای راه رفتن منحصراً با استفاده از دوربین­های آنالیز حرکتی و صفحه نیرو بوده و اکثراً بر روی افراد غیر ورزشکار و یا بزرگسال انجام شده بود. تحقیقات کنتیکی انجام شده با استفاده از روش دینامیک معکوس، شبکه­های گشتاوری ایجاد شده بعد از خستگی موضعی عضلات چهار سر رانی را مطالعه کرده بودند و تحقیقات کینماتیکی شامل سرعت راه رفتن و تغییر در زوایای مفاصل اندام تحتانی بعد از اعمال خستگی موضعی عضلانی بوده است. عارضه صافی کف پا به تغییرات بیومکانیکی در هر سه صفحه پا و مچ پا منجر می­شود و به ویژه بر عملکرد مفصل قاپی_پاشنه­ای تاثیر گذار است. کف پای صاف، بطور ویژه با عملکرد تغییر یافته پا شامل اورژن طولانی مدت پاشنه، افزایش چرخش داخلی تیبیا، افزایش آبداکشن جلوی پا، کاهش کارآمدی راه رفتن و کاهش جذب ضربه در ارتباط است ( Tweed, et al. 2008; Williams, et al. 2001) ، در نتیجه فشار بیشتری ممکن است به ساختارهای درگیر در کنترل این حرکات در طول فاز استانس وارد آید. بعلاوه حرکت غیر نرمال پا می­تواند به دلیل جفت شدن بین پاها و زانو منجر به اعمال فشار بزرگتری روی ساختارهای پروگزیمال مثل مفصل زانو شود ( Williams et al, 2001) . مطالعات کینماتیکی متعددی به مقایسه افراد با پای صاف و پرونیت با افراد با پاسچر پای نرمال پرداخته­اند ( Hunt, et al. 2004; Houck, et al. 2008;  Cobb, et al. 2009)  . با این حال نتایج این مطالعات به دلیل تغییرات در موجود در طبقه بندی پاسچر پا و روش­های مدل سازی بیومکانیکی مورد استفاده متناقض هستند. روش­های طبقه بندی قبلی شامل مشاهده دیداری ( Hunt et al. 2004 ) ، ارزشیابی گونیومتریک ( Houck et al. 2008)  ، اندازه­گیری نسب قوس (Cobb, et al.2009) ، و ترکیب روش استاتیک و دینامیک دو بعدی قوس طولی داخلی می­باشد ( twomey, et al. 2010) .

اثرات پاسچر پا بر عملکرد دینامیک اندام تحتانی نا­معلوم باقی مانده است. هنوز بطور گسترده­ای گمان می­شود که تغییرات ساختاری و عملکردی پا نظیر پای صاف، باعث یک جهت­گیری 

ادامه مطلب

سایت های دیگر :






موضوعات: بدون موضوع
   پنجشنبه 1 خرداد 1399نظر دهید »

افتادن در افراد کم توان ذهنی زیاد است که این افتادن خود می­تواند منجر به آسیب در این افراد شود (هسی و همکاران، 2001)،(کوکس و همکاران، 2001 ). برای مثال افراد مبتلا به کم توانی ذهنی بیشتر درمعرض خطر شکستگی­های مربوط به افتادن به دلیل تراکم کم مواد معدنی در استخوان­ها هستند (ژافه و همکاران، 2005). میزان بستری شدن در بیمارستان به دلیل آسیب در افراد کم توان ذهنی دو برابر افراد عادی است که بسیاری از این صدمات ناشی از افتادن و سقوط است (شراد و همکاران، 2001). با وجود نقش مرکزی قابلیت های تعادل و راه رفتن در تحرک تعجب­آور نیست که میزان تحرک در افراد مسن کم توان ذهنی در مقایسه با گروه همسالان عادی کمتر باشد (کلاور و همکاران، 2009). برنامه مداخله ای مناسب می تواند این دو قابلیت مهم را در این افراد افزایش و امید به زندگی را در آنها  بالا ببرد (دی،1987). شواهد قابل قبولی برای موثر بودن برنامه­های ورزشی در بهبود تعادل و راه رفتن در افراد عادی وجود دارد (گیلیسپی و همکاران،2009). همچنین بررسی­های متعدد نشان می­دهد که مداخلات مختلف در بهبودی تعادل و قدرت در اشخاص کم توان ذهنی موفقیت آمیز بوده است (آنجلو-بارسو و همکاران، 2008)، (کارملی و همکاران، 2005). نتایج پژوهش (آلبرت و پتیپس، 2008) نشان داد که حرکات موزون باعث افزایش تعادل حرکتی در کودکان7 تا 11 ساله کم توان ذهنی می شود. در پژوهشی یوکسالان[4](2008) نشان داد تمرینات جسمانی بر تعادل کودکان 3 تا 6 ساله کم توان ذهنی تاثیر دارد. وانگ[5](2002) تاثیر شش هفته تمرینات پلومتریک را بر میزان تعادل افراد کم توان ذهنی مثبت دانسته است. همچنین اجرای هشت هفته تمرینات ایروبیک باعث افزایش میزان تعادل این افراد شد (بوسول، 1991).به طور کلی با توجه به  تحقیقات حاضر  و بنا به اهمیت آموزش مهارتهای ادراکی –حرکتی و کمبود میزان تعادل در کودکان کم توان ذهنی این تحقیق در پی پاسخگویی به این سوال می باشدکه آیا تمرینات ادراکی- حرکتی می­تواند بر روی تعادل ایستا و پویای کودکان کم توان ذهنی موثر باشد. 1-3 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
بر اساس آمار منتشر شده توسط سازمان سلامت جهانی[6]  حدود 3 درصد جمعیت جهان را افراد کم توان ذهنی تشکیل می دهند که از این تعداد درصد بالایی از آن در کشورهای جهان سوم به سر می­برند. به گفته سازمان بهزیستی کشورمان 4/5 میلیون نفر کم توان ذهنی در کشورمان وجود دارد همچنین سازمان آموزش و پرورش استثنایی استان کرمان تعداد دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر مدارس استان کرمان را در سال تحصیلی (91-90)حدود 3200نفر اعلام کرد.
بر اساس بررسی کارملی[7] و همکاران (2005)  افراد کم توان ذهنی خفیف به دلیل اختلال در یکپارچگی حسی –حرکتی، در آزمون­های ادراکی حرکتی نمره کمتری نسبت به افراد عادی دریافت کرده و وضعیت تعادلی آن­ها بی­ثبات­تر از افراد سالم است. همچنین کودکان کم توان ذهنی در مهارت­های حرکتی درشت از جمله تعادل پرتاب کردن و پریدن عقب­تر از کودکان عادی­اند (پهلوانیان، 1391). این کودکان از نوباوگی کمبودهایی در نواحی حرکتی همخوان با فرایندهای حسی ـ عصب شناختی، رشد حرکتی، کشش در مقابل جاذبه، جهت یابی ،تعادل بدن، جابه جایی وزن و تحمل وزن نشان می دهند(شپرد،1980).
ورزشکاران معلول با چالش­های زیادی در طول تمرین و مسابقه روبرو هستند. ورزشکاران دارای جسم توانا یا بدون معلولیت در طول حرفه خود اغلب با موانع بسیاری روبرو هستند. با این حال تعداد کمی از این ورزشکاران   قابل ملاحظه­ای در طول سال­ها افزایش یافته است، به طور مثال بازی پاراالمپیک تابستانی افزایش تعداد  ورزشکاران از400 نفر در سال 1960 به 3806 ورزشکار در پارالمپیک آتن در سال 2004 را نشان می­دهد. این موضوع خود می­تواند دلیل قانع­کننده­ای برای اهمیت افزایش قابلیت های حرکتی این افراد باشد.با توجه به توسعه روز افزون ورزش معلولین به ویژه افراد کم توان ذهنی که بعنوان بخشی از افراد فعال جامعه در رشته­های مختلف ورزشی مشارکت دارند، اما تا کنون تحقیقی با اهداف اختصاصی مذکور با استفاده از دستگاه بایودکس بر روی افراد کم­توان ذهنی انجام نشده است، تحقیق حاضر به دنبال این است که تاثیر تمرینات ادراکی- حرکتی را به عنوان یک استراتژی مداخله­ای جدید برروی تعادل ایستا وپویا  افراد کم توان ذهنی بررسی نماید. امید است که با انجام این پژوهش گامی در جهت بهبود یکی از مشکلات این  افراد برداشته شود.
1-4 اهداف تحقیق                                                                                                                
1-4-1 هدف کلی                                                                                                                
هدف کلی پژوهش حاضر بررسی تأثیر  هشت هفته تمرینات ادراکی- حرکتی بر تعادل ایستا و پویای دانش آموزان پسر11 تا 14   سال کم توان ذهنی آموزش پذیر شهرستان کرمان می باشد.
 1-4-2 اهداف اختصاصی
1-  بررسی تاثیر تمرینات ادراکی-حرکتی بر شاخص­های تعادل ایستای (شاخص کلی، قدامی­خلفی، داخلی­خارجی) دانش آموزان پسر کم توان ذهنی
2-  بررسی تاثیر تمرینات ادراکی-حرکتی بر شاخص­های تعادل پویای (شاخص کلی، قدامی­خلفی، داخلی­خارجی) دانش آموزان پسر کم توان ذهنی
3-   مقایسه میزان تعادل ایستای دانش آموزان پسرکم توان ذهنی در دو گروه کنترل و تجربی قبل و بعد از اعمال پروتکل تمرینی ادارکی-حرکتی.4-   مقایسه میزان تعادل پویای دانش آموزان پسرکم توان ذهنی در دو گروه کنترل و تجربی قبل و بعد از اعمال پروتکل تمرینی ادارکی-حرکتی.                                                                                                                    1- 5 فرضیه های تحقیق
فرضیه اول: بین شاخص­های تعادل پویا گروه کنترل در پیش آزمون در مقایسه با پس آزمون تفاوت معنی داری وجود دارد.
فرضیه دوم: بین میزان تغییرات شاخص­های تعادل پویا بعد از دوره مداخله در گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معنی داری وجود دارد.

فرضیه سوم: بین شاخص­های تعادل ایستا گروه تجربی در پیش آزمون در مقایسه با پس آزمون تفاوت معنی داری وجود دارد.

ادامه مطلب

سایت های دیگر :


منابع پایان نامه و مقاله با موضوع : کلاهبرداری - فرزامی



موضوعات: بدون موضوع
   پنجشنبه 1 خرداد 1399نظر دهید »

 
1- 5 فرضیه های تحقیق:

تمرینات ثبات دهنده بر میزان تعادل دانشجویان دختر مبتلا به گردن درد غیراختصاصی تاثیر معناداری دارد.تمرینات ثبات دهنده بر میزان حس وضعیت دانشجویان دختر مبتلا به گردن درد غیراختصاصی تاثیر معناداری دارد.
تمرینات ثبات دهنده بر میزان درد دانشجویان دختر مبتلا به گردن درد غیراختصاصی تاثیر معناداری دارد.
بین میزان تعادل دانشجویان دختر دارای گردن درد غیراختصاصی بعد از اعمال تمرینات ثبات دهنده و گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد.
بین میزان حس وضعیت دانشجویان دختر دارای گردن درد غیراختصاصی بعد از اعمال تمرینات ثبات دهنده و گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد .
بین میزان درد دانشجویان دختر دارای گردن درد غیراختصاصی بعد از اعمال تمرینات ثبات دهنده و گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد .
 
1-6 پیش فرض های تحقیق:
1- شرکت کنندگان انگیزه کافی برای جواب دادن به پرسشنامه را داشته اند.
2-آزمودنی ها، حداکثر تلاش خود را در انجام آزمون ها و اجرای برنامه  بکار برده اند.
3-آزمودنی ها از هیچ دارویی برای تسکین درد استفاده نکرده اند.
4-اندازه گیری از آزمودنی ها به طور یکسان و هماهنگ انجام شده است.
 
 
1-7 قلمرو تحقیق (محدوده تحقیق):
1- افراد شرکت کننده در تحقیق از دانشجویان خوابگاهی دانشگاه باهنر بودند.
2- دامنه سنی دانشجویان بین28- 18 سال در نظر گرفته شد.3-وجود هر کدام از موارد عنوان شده در زیر، با تشخیص پزشک، باعث حذف نمونه از شرکت در مراحل اجرای آزمون گردید.

سابقه سربه جلو، آسیب دیدگی ناحیه ستون فقرات، سر و کمربند شانه ای (اسکیپاتی[16] 2003).
سابقه جراحی در ناحیه سر، گردن، کل ستون فقرات و کمربند شانه ای (کورتالس[17]2003).
وجود ناهنجاری های بدنی (معروفی 1390).
سابقه تصادف و ضربه به گردن (اکبری1388، تینگ 2007).
نیاز های دارویی طولانی مدت (کورتالس2003).
سابقه بیماری های قلبی و تنفسی در 5 سال گذشته.
وجود اختلالات و ناهنجاری های مادرزادی (آرامی1390).
درگیری سیستم عصبی، دیابت، آرتریت روماتویید و آسیب سیستم دهلیزی(تینگ[18]2007، لی[19] 2007).
وجود فتق دیسک، پاراستزی،گزگز، بی حسی و درد انتشاری(اکبری1388، پینسالت[20]2008).
 
1-8 محدودیت های تحقیق– کنترل شرایط روحی روانی و میزان دقت شرکت کنندگان هنگام پاسخ به پرسشنامه.
– آزمون گیری از تمام شرکت کننده ها در یک روز.
– عدم کنترل  عواملی نظیر ترس از درد، میزان انگیزش و سایر عوامل روانی.
_ عدم کنترل تفاوت های فردی بین شرکت کننده ها.
-عدم درک یکسان مفهوم درد.

ادامه مطلب

سایت های دیگر :






-link" href="https://k-thesis.blogsky.com/1398/07" target="_blank" rel="noopener noreferrer">دانلود متن کامل پایان نامه



موضوعات: بدون موضوع
   پنجشنبه 1 خرداد 1399نظر دهید »

دوره‌ی قاجار یکی از متناقض ترین و شگفت انگیزترین دوره های تاریخی ایران و محل برخورد بحران آفرین عناصر کهنه و نو، وقوع انقلاب های سیاسی و اجتماعی و آغاز تحولات جدی فرهنگی و هنری است. در اثر کوشش روشنفکران نسل های اخیر، تحولات اجتماعی-فرهنگی قرن سیزدهم، در بسیاری از شاخه‌های هنری به ویژه شعر و ادبیات، موسیقی و معماری مورد بررسی قرار گرفته است. در حالیکه در زمینه‌ی نقاشی و هنرهای تجسمی دوران قاجار کار بسیار مانده است. لذا انجام مطالعاتی که از منظرگاه های گوناگون به شکل‌گیری تحولات نقاشی در این دوران بپردازد الزامی است. بررسی هنر این دوره تا حدود زیادی در گروی شناخت بسترهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و کل جریان قدرتمندی است که روح تاریخ را از حال شرقی خود به وجه غربی تغییر داد. پژوهش حاضر می کوشد تا با بهره بردن از روش تحلیل گفتمان به بررسی آثار نقاشی دوره‌ی اول هنر قاجار بپردازد.در این در این راستا پژوهش گر برای رسیدن به اهداف موردنظر خود در این پایان نامه مباحث را در پنج فصل دسته بندی نبوده است:
ـ فصل اول طرح تحقیق؛ انگیزه پژوهش، بیان سوالات، اهداف و اهمیت پژوهش و روش پژوهش پایان نامه در این فصل توضیح داده شده، روش تحقیق کیفی بوده و مانند دیگر تحقیقات کیفی با متن سر و کار دارد و نه با مقادیر کمی و عددی (شمار و فراوانی) متغیرها. در واقع در این نوع تحقیقات متن نه تنها داده های اصلی را که یافته ها بر آن متکی اند فراهم می‌کند بلکه اساس تفسیر این داده ها نیز هست و در عین حال وسیله و ابزار اصلی ارائه و انتقال یافته ها به شمار می‌آید.
ـ فصل دوم با تعاریف و چارچوب مرتبط با موضوع پژوهش در جهت گشایش به متن آغاز می‌شود و در بخش اول خود به تبارشناسی گفتمان پرداخته و سپس گفتمان را از منظر فوکو بررسی کرده و پس از آن تبار شناسی جنسیت و تفاوت دو واژه‌ی جنس و جنسیت بیان می‌شود و گفتمان جنسیت گرا مورد توجه قرار می‌گیرد؛ و در پایان با بحث نشانه‌شناسی و نشانه‌شناسی اجتماعی با معنای بصری این فصل به پایان می‌رسد.
ـ فصل سوم در حقیقت تاریخچه می‌باشد که در ابتدا به گفتمان‌ها وشرایط اجتماعی موجود در دوران صفویه و بررسی رفتار جنسی در این دوران پرداخته، مردان، زنان و امردان را معرفی می‌کند و در بخش بعد شکل‌گیری دوران قاجار و گفتمان جنسیت در دوره‌ی قاجار را مورد خوانش قرار داده. بعد از آن به بحث مدرنیته و ورود آن به ایران و سکسوالیته در دوره‌ی مدرن پرداخته شده است.
ـ فصل چهارم، در این فصل 7 اثر نقاشی مربوط به دوران صفویه و 40 اثر مربوط به دوران قاجار مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.
ـ فصل پنجم، به یافته های پژوهش و پاسخ به سوالات و نتیجه گیری می‌پردازد.
 

بیان مسأله و انگیزۀ پژوهش
بنا به تعریف بوردیو هر اثر هنری درون فضایی تعریف می‌شود و این فضا به معنای نظامی همگون از اندیشه ها نیست بلکه نظامی از تفاوت ها و تنوع هاست که هر اثر هنری درون آن تعریف می‌شود. فضایی که وی در ارجاع به میشل فوکو آن را فضای مقدورات استراتژیک می‌نامد، یعنی فضایی که هر مولدی اعم از نویسنده و هنرمند، آفرینشگریِ خود را بر اساس استراتژی هایی در پیش می‌گیرد که مبتنی بر گزینش و ردِ پاره ای از خط سیرهای فرهنگی و موضع گیری های سبکی، تکنیکی و مضمونی است که فضای درون گفتمانی و برون گفتمانی را از هم تفکیک می‌کند. تحلیل گفتمان بر خلاف تحلیل سبک به دنبال ترسیم فضای یکپارچه ای از سیطره ی یک اندیشه در یک دوران تاریخی و آشکار سازی قواعد سبک و آفرینش گری در آن دوران نیست، در تحلیل گفتمان پا را فراتر گذاشته و به دنبال زمینه های تولید متن هستیم. باید تأکید کرد که هدف تحلیل گفتمان، تحلیل معنای متن نیست، بلکه تحلیل شرایطی است که این معنا در آن تولید می‌شود و از همین رو به تحلیل نهادهای مولد معنا و باز تولید کننده‌ی گفتمان تأکید می‌شود. روند حرکت از متن به نهادهای مولد گفتمان بیانگر خواست نهایی تحلیل گفتمان در آشکار ساختن رابطه‌ی میان متن، قدرت و ایدئولوژی است.می‌توان ادعا کرد که موضوع گفتمان هنری به‌طور تنگاتنگ با موضوع بینا رشته ای نیز مرتبط است؛ زیرا هنر بر خلاف ادبیات از نظام‌های گوناگون نشانه‌ای بهره می برد و در برخی موارد این نظام‌های گوناگون را در هم می آمیزد و متن ها و گفتمان‌های چند نظامی را خلق می‌کند.
حال اگر بپذیریم که چگونگی تغییر نظام‌های هنری در هر دوره‌ی تاریخی بر بستری از تحولات اساسی در گفتمان کلان آن دوره ظهور می‌یابد و هم چنین بپذیریم که گفتمان فقط منحصر به کلمات و عبارات نبوده و علائم و نشانه‌های غیرکلامی نیز در شکل دادن به آن‌ها نقش دارند، سعی بر این است تا با نگاهی بینا رشته ای نشانه‌هایی درون سنت تصویری عصر قاجار که در آن توجه به پیکره ی زن نسبت به دوران قبل افزایش یافته و چهره سازی از زنان سرشناس درباری، زنان حرمسرای شاهی، رقصندگان و نوازندگان توجه نقاشان و همچنین دستگاه سلطنتی را به خود جلب کرده، بیابیم که در تعامل و یا در چالش با یکدیگر فرایندی را بوجود آورند که متأثر از گفتمان جنسیت و درون آن شکل گرفته است.
اهمیت درک جنسیت زمانی آشکار می‌شود که ما این فرض را بپذیریم که سکسوالیته در واقع فراهم کننده‌ی کلیدی برای فهم ما از ماست. نه به دلیل آنچه که ما اکنون هستیم، بلکه به دلیل جای داشتن جنسیت و چه بسا محوریت داشتن آن در طیفی از استراتژی هایی که دانشی از سوژه و مجموعه‌ای از هنجارها را بوجود می‌آورد. دانش و هنجارهایی که به وسیله ی آنها رفتار سوژه قاعده مند می‌شوند. جایگاه مهم‌جنسیت در یک چنین گفتمان هنجارمند سازی، اهمیت درک آن و ساز و کارهای دخالت آن در دانش و هنجارها را به وضوح نشان می‌دهد؛ و همچنین ضرورت شناخت جنسیت به‌عنوان پدیده‌ای فراگیر و برساخته ای تاریخی در زندگی انسان.ازآنجا که تحلیل گفتمان رویکردی است که بیشتر برای هنرهای کلامی مورد استفاده قرار گرفته است و کمتر پژوهشی در ایران به مطالعه‌ی شکل‌گیری و بروز نظام‌های غیرکلامی به ویژه 

ادامه مطلب

سایت های دیگر :






موضوعات: بدون موضوع
   پنجشنبه 1 خرداد 1399نظر دهید »

 
 
  
 
 
فصل اول
کلیات
 
 
 
 
 
 
 
مقدمه
جهانی شدن به عنوان موضوعی که بیشتر در دهه­های پایانی قرن بیستم به عرصه گفتمان­های اجتماعی وارد شد توانست در زمانی کوتاه توجه اندیشمندان جهان را به سوی خود جلب نماید .شیوع این موضوع صرفه­نظر از پیشینه تاریخی و فلسفی­اش به حدی چشم­گیر بوده است که تقریباً در همه حوزه­های فکری واجتماعی معاصر با تعبیر وتفسیری خاص از آن سخن به میان می­آید. جالب اینجاست که علی­رغم متداول بودن این اصطلاح هنوز تعریف جامع و مانعی از آن اراده نشده است . تحت این شرایط به واسطه تراکم زمان ، مکان و فضا دیگر      نمی­توان خود را دریک محیط بسته جغرافیایی تعریف کرد . به گونه­ای که هویت در گذر زمان معنا ومفهوم پیدا کرده است. در چنین وضعیتی دولت – ملت نمی­تواند به مثابه مدل وستفالیایی عمل نموده و شاهد نفوذپذیری مرزها و تحدید حاکمیت­ها می­باشد. در این شرایط تراکم فضا وزمان جوامع اسلامی می­توانند با استفاده از فرصت­های پدید آمده استعدادهای بالقوه­ای که بنابر آموزه­های اسلامی برای جهانشمول شدن آیین اسلام وجود دارد بهره گیرند .
 
1-1 شرح و بیان مسئله پژوهشی
جهانی شدن از جمله مسائل مهم جهان حاضر است که ابعاد گوناگون فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی دارد. این پدیده، بسیاری از دانشمندان را به تفکر پیرامون خود واداشته و هریک از آنها تلاش کرده اند تفسیر وتبیین علمی از این روند  ارائه دهند. در سالهای اخیر اندیشمندان بسیاری از این مفهوم به شکل گسترده استفاده کرده وآن را مفهومی کلیدی نه تنها در علوم سیاسی یا روابط بین الملل بلکه در کل علوم اجتماعی می دانند. برای نمونه مالکوم واترزجهانی شدن را مهمترین موضوع ومفهوم دهه 1990قلمداد می کند که نشان دهنده گذار جامعه انسانی به هزاره سوم است.( واترز، 1379: 9) جهانی شدن هر چند به تازگی به شیوه‌ای نوین مطرح شده است، چیز تازه‌ای نیست و سابقه‌ای بس طولانی دارد؛ به گونه‌ای که از نظر رابرتسون نیز فرآیند کلی جهانی شدن دست‌کم به پیدایش دین‌های جهانی در بیش از دو هزار سال پیش می رسد ( رابرتسون، 1385: 31). نویسندگان و صاحب نظرانی مانند مزروعی نیز نخستین نشانه‌های فرآیند جهانی شدن را در تمدن اسلامی و شرق باستان شناسایی می‌کنند( گل محمدی ، 1386 : 23). فرآیند جهانی شدن و ریشه‌های آن در نوع سنتی با ادیان جهانی مخصوصاً اسلام آغاز گردید و تا آغاز دوره رنسانس ادامه داشت. از این تاریخ به بعد، نوعی دیگر از جهانی شدن که می‌توان از آن به جهانی شدن مدرن و یا به تعبیر «شولت»، جهانی شدن سکولار یاد کرد، آغاز شد(شولت،1382: 73).
نکته مهم دیگر درباره ماهیت این فرآیند، پروسه‌ای پروژه‌ای و یا ترکیبی بودن آن است. عده‌ای ماهیت آن را یک فرآیند طبیعی و برخاسته از جوامع پسا صنعتی غرب می‌دانند(سجادی ، 1387: 31) و آن را یک پروسه طبیعی قلمداد می‌کنند. در دیدگاه دیگر، جهانی شدن امر تصنّعی و هدایت شده است که غرب، آن را در راستای خواست‌ها و منافع خویش تعقیب و هدایت می‌نماید( سجادی ، 1387: 31).  از این رو آن را یک پروژه کاملاً غربی برای استعمار دیگران می‌دانند. در نگرش سوم که مورد نظر این پایان نامه است، جهانی شدن، پدیده‌ای مرکب از هر دو جنبه پروسه‌ای و پروژه‌ای می‌باشد. بر این مبنا، این پدیده مانند هر پدیده دیگر فرصت‌ها و چالش‌هایی را به وجود می‌آورد. لذا جهانی شدن در کنار چالش‌ها، فرصت‌هایی نیز ایجاد نموده است که در این پایان نامه به فرصت‌های جهانی شدن برای امت سازی پرداخته خواهد شد.

یکی از نتایج اساسی جهانی شدن، برداشتن فاصله‌هاست: افزایش فزاینده اطلاعات و رسانه‌های گروهی، مفهوم مرز در واحدهای سنتی همچون، دولت ـ  ملت را بی‌اثر می‌سازد و مرزهای 

ادامه مطلب

سایت های دیگر :


پایان نامه برآورد شاخص بیماری هلندی در کشور ایران، با رویکرد فازی



موضوعات: بدون موضوع
   پنجشنبه 1 خرداد 1399نظر دهید »

1 ... 7 8 9 ...10 ... 12 ...14 ...15 16 17 ... 1279

آبان 1399
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
جستجو